نقد و بررسی فیلم «جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند» (What Where the Crawdads Sing)

دیزی ادگار جونز در این اقتباس سینمایی از رمان محبوب دلیا اونز در سال ۲۰۱۸ که توسط ریس ویترسپون تهیه شده است، بازی می کند.

در این عصر رقابت های برنامه های تلویزیونی، اقتباس سینمایی از رمان های متوسط کم‌تر مورد توجه قرار می گیرد. برای سریال هایی که براساس کتاب ساخته می شوند، نویسندگان و کارگردانان می توانند علاقه عمیق تری به منبع داشته باشند و در عین حال از آزادی عمل بیشتری برای بازی دادن بازیگران برخوردار باشند.

جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند براساس کتاب پرفروش «دلیا اونز» (Delia Owens)، طبیعت گرای منزوی، به هیچ وجه بدترین نمونه از فیلمی هایی نیست که باید یک سریال می‌شد. در واقع، این یک اقتباس نسبتاً مفید است: در اصل، بازگویی راز قتل ۶۰ ساله یک زن طرد شده را در برابر تعصبات شهرنشینان مجاور نشان می دهد.

اما این فیلم به منظور قرار گرفتن در محدوده مدیوم، داستان سرایی را تسریع، بازسازی و تشدید می کند. «اولیویا نیومن» کارگردان و «لوسی الیبار» فیلمنامه نویس، بخش عمده ای از فضای پر زرق و برق «اونز: و همچنین قدم زدن های ظریف او را از کتاب از دست می دهند. حداق من نمی توانم تنها خواننده/بیننده ای باشم که در هنگام تماشای این مجموعه، رویای یک سریال محدود و برتر را در سر می پروراند.

در نزدیکی بارکلی کوو، یک شهر ساحلی کوچک که توسط زمین های باتلاقی در کارولینای شمالی احاطه شده است، جسد چیس اندروز (هریس دیکنسون) در زیر یک برج آتش نشانی متروکه پیدا می شود. اولین و تنها مظنون، زن ۲۰ ساله کیا (دیزی ادگار جونز) است که توسط اهالی شهر به عنوان دختر مردابی منزوی معروف شده است، و در کلبه ای دور افتاده در میان درختان انبوه، رودخانه های فراوان و حیات وحش زندگی می کند.

با شتابی مثال زدنی، پرده سوم رمان به منصه ظهور می رسد. کیا دستگیر و پشت میله‌های زندان انداخته می‌شود و منتظر محاکمه برای قتلی‌ست که مدعی است مرتکب نشده است. کیا برای وکیل منطقی و دلسوزش تام (دیوید استراترن از سرزمین خانه‌به‌دوش‌ها) داستان زندگی خود را از عشق، نفرت و تنهایی در مرداب بازگو می کند.

از همان ابتدا، فیلمنامه لحن ناقص فیلم را مشخص می کنند. الیبار افسران جستجوگر را به دیالوگ‌های نمایشی تقلیل می‌دهد و دیالوگ او به طور کلی طعمی تابعی به جا می‌گذارد. او به ندرت با شخصیت ها صبورانه جور در می آید.

مانند بسیاری از سرگرمی های خلاقانه فیلم، هدف این است تا آنجا که ممکن است، در اسرع وقت داستان روایت شود. این باعث می شود شما تعجب کنید که چقدر داستان کوتاه شده است. یک حذف آشکار و ناراحت کننده از رمان، گستردگی تفکیک نژادی بارکلی کوو است که فقط از طریق شخصیت های سیاهپوست والدین جامپین (استرلینگ میسر جونیور) و میبل (مایکل هایت) به آن اشاره شده است.

خوشبختانه، نیومن صحنه هایی را با گرما و تنش کافی می سازد تا به کیا اهمیت دهد و از درک علمی او از مرداب و خودکفایی کامل پس از چندین بار رها شدن لذت می برد. اما داستان او توسط دیزی ادگار-جونز، بازیگران بی‌نقص، تقویت می‌شود و می‌توان گفت که او دلیلی است که فیلم جذابیت خود را حفظ می‌کند. همه چیز حول موفقیت اجرای او می چرخد، به خصوص در علاقه او به تیلور جان اسمیت در نقش تیت.

ادگار جونز درونگرایی باقی مانده از مردم عادی را از سر می گیرد و آن را به جنوب آمریکای دهه ۶۰ می آورد. او کاملاً اعتماد شکنجه شده و طفره رفتن کیا از دیگران و همچنین تسلیم مردد او در برابر افراد خاص را به تصویر می کشد.

اما با توجه به نیازش به سرعت، فیلم همچنان نمی تواند درونیات پر شور کیا را به طور رضایت بخشی نشان دهد. در تلویزیون، به زنان درونگرا زمان و ظرافتی که شایسته آن است داده می شود. در طول این دو ساعت سریع، الیبار این امتیاز را از دست می دهد – هل دادن و کشیدن کیا، صحنه به صحنه، لحظه به لحظه، هرگونه کندی را برای پیشبرد مداوم طرح داستان قطع می کند.

در نتیجه، «جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند» یک اقتباس مبهم و متوسط با چند طلسم رعدگونه و برق آسا است، اما میزانریسک پذیری‌اش کم است.

«جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند» جمعه ۲۲ جولای (۳۱ تیر) در سینماهای بریتانیا اکران شد. تریلر فیلم را از این لینک تماشا کید.

حمع بندی

«جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند» یک اقتباس مبهم و متوسط با چند طلسم رعدگونه و برق آسا است، اما میزانریسک پذیری‌اش کم است.
۷.۱
خوب
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها