نگاهی به فیلم John Wick: Chapter 3 – Parabellum جان ویک در برابر جهان!

اگر از کسی بپرسید بزرگترین فیلم اکشنی که تا کنون ساخته شده است چه بوده، و با این پاسخ روبرو شوید که سی دقیقه ابتدای فیلم جان ویک قسمت سوم، این جواب خیلی تعجب ندارد. شروع طوفانی کارگردان چاد استالسکی در جان ویک قسمت سوم یک اثر نفس گیر، ارعاب آور، پر التهاب و مملو از زرق و برق سینمایی است که استاد آدمکشی یعنی جاناتان ویک ابتدا با دقایق و ثانیه ها و سپس با بهترین قاتلین شهر مخوف نیویورک به مبارزه می پردازد. جان ویک با شمایل یک سامورایی خسته و با بازی عالی کیانو ریوز مدتهاست که به عنوان یک قاتل و قهرمان اکشن غیر قابل توقف، با کلاس و استاد در کشتار با هر ابزاری شناخته شده و دوست داشته می شود. پیدا کردن راه های جدید برای به چالش کشیدن او ، خود به چالش بزرگی برای فرنچایز جان ویک بدل شده است، و این شروع طوفانی در قسمت سوم یک نمونه جالب بازی با این ماشین کشتار است. ویک در این چالش جذاب مجبور می شود در کتابخانه ها با غول ها بجنگد و سپس راه خود را به گالری انواع چاقو باز کند و سپس اعمال و اقدامات باورنکردنی و خشونت آمیزی را با اسب انجام دهد.استاد کشتار جان ویک در اوج در برابر جهان!

هر دقیقه و لحظه این شروع نفس گیر خارق العاده و به یاد ماندنی است و من به عنوان بیننده شاهد هماهنگی رقص گونه ای از تمام عناصر هنری از جمله تصویر، صدا و کارگردانی هنرمندانه بودم که با بدلکاری فوق حرفه ای همراه شده بود. از آنجایی که برای یک بار حدود نیم ساعت جان ویک در موضع نقطه ضعف قرار گرفته، آن هم خونین، مضروب و بدون امید به فرار، در نتیجه این باورنکردنی ترین سینمای اکشنی است که ما از زمان Mad Max: Fury Road دیده ایم. ما بقی فیلم جان ویک قسمت سوم نمی تواند شتاب ابتدایی را حفظ کند، شاید آن شروع یک قطعه غیر قابل دست یابی باشد. هیچ چیز برای همیشه دوام ندارد، حالا می خواهد هرچقدر هم که خفن باشد. همانطور که به یاد دارید در جان ویک قسمت اول کیانو ریوز نقش قاتل از بازی کنار کشیده ای را ایفا می کرد که در سوگ همسر خود بود و به خاطر از دست دادن سگ و ماشینش شروع به انتقام شدیدی از گاگنستر ها کرد. تلافی و انتقام خونین جان ویک در قسمت اول و بازگشتن او به بازی بازخورد های شدیدی در قسمت دوم برای او داشت و حوادث این قسمت داستان جان ویک قسمت سوم را تشکیل داد. تنها چیزی که اکنون باید بدانید این است که جان ویک به تازگی از لیگ قضایی و بوروکراسی قاتلین خلع شده شده است، آن هم با یک قیمت ناعادلانه و گزاف برای سرش! در طول قسمت سوم جان ویک به نقاطی از جهان سر می زند و به دنبال راه نجات و فراری از داستان گیر افتاده در آن است و هرجا که می رود با توانایی هایش به دنبال راهی برای زنده ماندن است.

در طول راه ، او با مشتریان و همکاران قدیمی مانند صوفیا (هالی بری)، که دارای سگهایی آموزش دیده برای همگام سازی با او در وسط تیراندازی هستند، روبرو می شود و همچنین در برابر رقبای کشنده ای چون زیرو (مارک داکاسکوس) که یک سرآشپز سوشی قاتل است قرار می گیرد. در اواسط فیلم اعمال و فرار های جان ویک گیج کننده می شود و بیننده درست نمی فهمد دقیقا این آدمکش زخم خورده واقعا به دنبال چیست. پیش از این او به دنبال آرامش و یاد همسرش بود که ناگهان همه چیز برهم خورد و انتقام هدف اول و آخر او گردید اما در این قسمت جان ویک به آرامش رسیده، بعد از خون خواهی برای زنده ماندن و به یاد آوردن همسرش آدم می کشد که این به تنهایی دیگر قابل قبول نیست، کشتن برای زنده نگاه داشتن عشق حرف عجیبی است که در این قسمت جان ویک دلیل زنده ماندنش را این موضوع بیان می کند. برای ادامه حیات یک قاتل تمام حرفه ای این حرف کمی مشکل دار است. ایراد ماجرا هم این است که دیگر جان ویک به یاد و خاطره همسرش افتخار نمی کند، بلکه بیشتر روی این موضوع به شکلی سطحی آویزان است. به نظر می رسد در زمان های گذشته جان ویک کار هایی انجام داده است که با شخصیت فعلی او در تضاد است و همین باعث آشفتگی فیلم و چند لحنی کاراکتر جان می شود. جان در این قسمت برای زنده ماندن و بقا دستوراتی را از اربابان جرم ، مدیران هتل ، مربیان باله و تقریباً هر موجودی که برای زنده ماندنش ارزش دارد قبول می کند. به نظر جان ویک ماشین کشتاری است که دیگر کسی قادر به خاموشی اش نیست و همچنین خودش نیز میلی به خاموش شدن ندارد.

یکی از دلایل خاص بودن قسمت سوم جان ویک همین آشفتگی عاطفی اوست که جدای شروع طوفانی و عالی این قسمت بیننده را با فضای تاریک شخصیت این قاتل روبرو می کند، که البته حفره های بی جواب فراوانی نیز در آن وجود دارد، و به کیفیت قسمت اول آن نیست. سکانس های اکشن در این فیلم بهتر و بهتر می شوند و اکنون جان نیست که تصمیم می گیرد چگونه بکشد، بلکه او کاری را انجام می دهد که دیگران او را وادار به انجام آن می کنند نه کاری که او برای خودش می خواهد. به فراخور و پیامد پایان قسمت دوم فیلم، شروع جان ویک قسمت سوم به مثابه یک بمب نیتروژنی عظیم بود، اما بقیه فیلم فقط جان است که از جایی به جایی دیگر می رود، درخواست کمک می کند و معمولاً آن را دریافت می کند و هر کاری را که کسی از او می خواهد انجام دهد، و این چون یک سیکل ترکیبی تا پایان ادامه دارد، و سپس نتیجه چنین چیزی این می شود که او یک میلیون نفر دیگر را می کشد، چون به او گفته شده!. بگذارید واضح باشیم، ما خوشحالیم که فیلمهای جان ویک را داریم. اینها شاهکارهای استادانه اکشن هستند که برخلاف اکثر فیلمهای آمریکایی با چشم، نور و رنگ فیلمبرداری شده اند. دن لاوستن (Dan Laustsen)، به عنوان فیلمبردار سزاوار نامزدی اسکار برای این فیلم باور نکردنی و زرق و برق دار است.

کیانو ریوز به فراخور سن بالا رفته اش تبدیل به یک جاذبه پر از سکوت، سامورایی مسلک و کشنده شده است که بهترین شخصیت پردازی و بازی ممکن را دارد. در واقعیت انگار کیانو ریوز متولد شده است گه جان ویک باشد. طراحی اکشن ها دومی ندارد و همه خاص و شیک هستند و باید برای این زیبایی سپاسگذار چاد استالسکی و تیمش باشیم. اما خوب همان طور که گفته شد فیلم به نسبت قبلی ها دچار یک آشفتگی احساسی و عاطفی در خط داستانی خود است که گیج کننده و بد لحن است. این لحن گاها بد شامل دو سوم زمان قست جدید جان ویک می شود. برای ماندگاری و کلاسیک شدن در تاریخ جان ویک در بخش داستانی نیاز به مواد سنگین تر و محکم تر دارد. جان ویک: فصل ۳ – Parabellum این پتانسیل را داشت که یکی از بهترین فیلمهای اکشن تاکنون ساخته شده شود. در عوض ، این فقط فوق العاده خفن است. (من کماکان عاشق جان ویک هستم، و میگویم مشکل همه جا وجود دارد)

منبع اریا مووی

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها