دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهان

آلیسیا ویکاندر «The Echo Chamber» را ندیده؛ نخستین تماشا در ونیز با تماشاگران

ستاره برنده اسکار تصمیم گرفته نسخه نهایی فیلم تازه آندره‌آ پالائورو را برای نمایش جهانی جشنواره ونیز نگه دارد؛ تجربه‌ای هیجان‌انگیز و البته «ترسناک» که برای نخستین بار به آن تن داده است.

آلیسیا ویکاندر برای اولین مواجهه با نسخه نهایی «The Echo Chamber» تصمیمی غیرمعمول گرفته است: او فیلم را تا پیش از نمایش جهانی‌اش در جشنواره فیلم ونیز تماشا نمی‌کند. بازیگر سوئدی معتقد است سالن‌های ونیز و تماشای فیلم در کنار مخاطبان، موقعیتی ویژه برای ثبت نخستین واکنش واقعی او فراهم می‌کنند؛ هرچند خودش با خنده اعتراف می‌کند که این تجربه «وحشتناک» هم هست.

ویکاندر که پیش‌تر با آثاری چون «The Danish Girl»، «Ex Machina» و بازسازی «Tomb Raider» در سال ۲۰۱۸ شناخته شده و برای «The Danish Girl» اسکار گرفته است، غریبه جشنواره ونیز نیست. او سال گذشته نیز با «The Wizard of the Kremlin» به لیدو رفته بود، اما این بار می‌خواهد واکنش خود را به فیلمی که در آن بازی کرده، هم‌زمان با دیگر تماشاگران کشف کند.

«The Echo Chamber» چهارمین فیلم بلند آندره‌آ پالائورو است؛ فیلمسازی که فیلمنامه نهایی برناردو برتولوچی، کارگردان فقید ایتالیایی، را کارگردانی کرده است. داستان درباره آن، با بازی ویکاندر، و لئو با بازی لوکا مارینلی است؛ زوجی که در چرخه‌ای از میل، جدایی، صمیمیت و فاصله گرفتار شده‌اند. روایت در لندن می‌گذرد، اما فیلمبرداری در رم انجام شده و حتی برای باورپذیرتر شدن فضای داستان، پنجره‌های آپارتمان محل زندگی شخصیت‌ها با نمونه‌هایی شبیه پنجره‌های انگلیسی جایگزین شده است.

پالائورو در این فیلم خط زمانی را به شکل غیرخطی و تکه‌تکه روایت می‌کند تا رابطه دو شخصیت، بیشتر از آن‌که یک داستان عاشقانه متعارف باشد، تصویری از وابستگی و تکرار به نظر برسد. سوزان ساراندون نیز در نقش آوا، موسیقیدان و همکار خلاق لئو، حضور دارد؛ شخصیتی که در میانه آشفتگی‌های عاطفی فیلم، نقشی متعادل‌کننده ایفا می‌کند.

ویکاندر نخستین‌بار سال‌ها پیش در جشنواره مراکش با پالائورو آشنا شد؛ زمانی که هر دو برای دریافت جایزه در پشت صحنه حضور داشتند و از دیدن مارتین اسکورسیزی در سالن هیجان‌زده بودند. این آشنایی به دوستی و تحسین متقابل آثار یکدیگر تبدیل شد. بازیگر «The Danish Girl» می‌گوید وقتی فهمید لوکا مارینلی هم به پروژه پیوسته، علاقه‌اش به حضور در فیلم جدی‌تر شد؛ او مارینلی را بازیگری «فوق‌العاده» می‌داند.

با وجود فیلمنامه‌ای که از ابتدا بر اساس چند خط زمانی متفاوت طراحی شده بود، گروه تلاش کرد تا حد امکان صحنه‌ها را به ترتیب زمانی فیلمبرداری کند. ویکاندر توضیح می‌دهد که این انتخاب به او و مارینلی کمک کرد تحول رابطه آن و لئو را واقعی‌تر دنبال کنند. او برای درک بهتر مسیر شخصیتش، فیلمنامه را شخصاً به ترتیب رخدادهای زمانی مرتب کرده بود؛ کاری که نگاهش به انگیزه‌ها و تصمیم‌های آن را تغییر داد.

به باور ویکاندر، خانه شخصیت‌ها در «The Echo Chamber» فقط یک لوکیشن نیست، بلکه بخشی از روان‌شناسی پیچیده آن‌ها را بازتاب می‌دهد. او از شیوه میزانسن پالائورو تمجید می‌کند؛ رویکردی که در آن اتاق‌ها، فضاها و اشیای اطراف شخصیت‌ها، تقریباً به اندازه خود بازیگران اهمیت پیدا می‌کنند. به گفته او، کارگردان به جای توضیح دادن همه‌چیز، تلاش می‌کند شرایط را نشان دهد و به بازیگرانش فرصت دهد درون فضا زندگی کنند.

عنوان فیلم نیز به همین بازگشت مداوم خاطرات و تصمیم‌ها اشاره دارد؛ اتفاق‌هایی که در ذهن شخصیت‌ها تکرار می‌شوند و آن‌ها را در الگوهای فرساینده نگه می‌دارند. ویکاندر درباره ماهیت رابطه آن و لئو با احتیاط حرف می‌زند و حتی درباره عشق آن‌ها تردید دارد: هنگام بازی، احساسات شخصیت‌ها برایش واقعی بوده‌اند، اما از بیرون نمی‌تواند با اطمینان نام عشق بر آن بگذارد. او کشش و نیاز این دو نفر به یکدیگر را رابطه‌ای پیچیده می‌داند که لزوماً سالم یا روشن نیست.

او درباره سوزان ساراندون نیز با اشتیاق صحبت می‌کند. ویکاندر اگرچه فقط در دو صحنه با این بازیگر آمریکایی هم‌بازی بوده، اما فرصت شام و گفت‌وگو با او در رم را تجربه‌ای ارزشمند توصیف می‌کند. حضور ساراندون، به‌ویژه در نقش زنی که پیوندش با لئو بر پایه موسیقی است، به فیلم نقطه‌ای از ثبات می‌دهد؛ درست در مقابل آن که خواسته‌ها و علایقش کمتر قابل‌تعریف به نظر می‌رسند.

ویکاندر می‌گوید شخصیت آن از او فاصله زیادی دارد، اما همین فاصله بخشی از جذابیت بازیگری است. از نظر او، بازیگر با تکیه بر احساسات و ابزارهای شخصی‌اش می‌تواند حتی تصمیم‌های اخلاقی دشوار یا ویرانگر یک شخصیت را درک‌پذیر کند؛ چون رفتار انسان‌ها، هرچند گاهی دردناک و اشتباه، معمولاً از جایی ریشه می‌گیرد.

این بازیگر در کنار «The Echo Chamber»، مشغول بازی در اقتباس سریالی نتفلیکس از رمان «Enigma Variations» نوشته آندره آسیمان است؛ نویسنده‌ای که «Call Me by Your Name» نیز از آثار اوست. این مجموعه هشت‌قسمتی به کارگردانی الیور هرمانوس ساخته می‌شود و آرون تیلور-جانسون، رایلی کیو و سارا پیجن نیز در آن حضور دارند. ویکاندر در این پروژه نقش کلر را بازی می‌کند.

او انتخاب پروژه‌هایش را وابسته به قالب نمایش نمی‌داند و تأکید می‌کند چه فیلمی هنری مانند «The Echo Chamber» باشد و چه یک سریال نتفلیکسی، انگیزه اصلی‌اش همکاری با فیلمسازان جسور و روایت‌هایی است که کنجکاوی‌اش را برمی‌انگیزند. ویکاندر معتقد است پلتفرم‌های نمایش آنلاین اکنون بیش از گذشته به درام‌های بزرگسالانه میدان می‌دهند؛ آثاری که ساختشان در سینما دشوارتر شده اما در قالب سریال فرصت تنفس بیشتری پیدا می‌کنند.

برای ویکاندر، ونیز فقط محل عرضه فیلم نیست؛ بخشی از خیال جمعی تاریخ سینماست. او در مقایسه با کن که آن را جشنواره‌ای مهم اما در عین حال بازاری بزرگ می‌داند، ونیز را بیش از هر چیز یک جشن واقعی برای فیلم‌ها توصیف می‌کند. حالا «The Echo Chamber» در آستانه نمایش لیدویی خود قرار دارد؛ فیلمی که نخستین تماشاگرش، در میان صدها مخاطب دیگر، خود آلیسیا ویکاندر خواهد بود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا