دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

انتشار پیش‌نمایش قسمت ۸۴ سریال «سلطان فتوحات»؛ رویارویی خونین عثمانی‌ها با دراکولا و سرنوشت نامعلوم فرزند سلطان

شعله‌ور شدن آتش انتقام در فصل جدید؛ شاهزاده مصطفی در کمین مرگبار ولاد به دام افتاد

فصل جدید سریال تاریخی و پرطرفدار «محمد: سلطان فتوحات» (Mehmed: Fetihler Sultanı) با انتشار تیزر و خلاصه داستان قسمت ۸۴ به اوج هیجان و التهاب رسیده است.

این مجموعه پرمخاطب که سه‌شنبه‌ها از شبکه «تی‌آرتی ۱» (TRT 1) روی آنتن می‌رود و چهره‌های مطرحی همچون «سرکان چای‌اوعلو» (Serkan Çayoğlu) و «طوبی اونسال» (Tuba Ünsal) در آن به ایفای نقش می‌پردازند، در قسمت پیش‌رو داستانی نفس‌گیر از نبرد، جسارت، انتقام و آزمونی سخت برای یک پدر و امپراتور را روایت می‌کند. تیزر فصل جدید را می‌توانید از این لینک تماشا کنید.

در طول فصل قبل و آتی، شبیخون خونین ولاد به اردوی عثمانی‌ها با پاسخ کوبنده و ویرانگر ارتش سلطان محمد روبه‌رو می‌شود. سلطان در کنار محمود پاشا، کورتچو دوعان و نیروهای جان‌نثار، سپاه افلاک را در هم می‌کوبند، اما ولاد در واپسین لحظات موفق می‌شود از چنگ پادشاه بگریزد و ارتش شکست‌خورده‌اش را بر جای بگذارد. در جریان این درگیری هولناک، سلیمان با شجاعتی مثال‌زدنی مقابل ولاد می‌ایستد و تا پای جان می‌جنگد، اما به‌شدت مجروح می‌شود. با وجود تحسین دلاوری‌های سلیمان در اردوگاه، خشم سلطان محمد فروکش نمی‌کند؛ چرا که دشمن اصلی هنوز زنده و در حال فرار است.

فردای آن شب، هم‌زمان با شمارش کشته شدگان و توبیخ شدید اسحاق و بالی توسط پادشاه به‌دلیل به‌هم‌خوردن آرایش نظامی، بحرانی بسیار بزرگ‌تر آشکار می‌شود: شاهزاده مصطفی ناپدید شده است. شاهزاده جوان که نمی‌خواهد زیر سایه برادرش بایزید بماند، با همراهی گروهی از جان‌نثاران وفادار راهی تعقیب ولاد شده تا هم انتقام جان‌باختگان را بگیرد و هم لیاقت و شجاعت خود را اثبات کند؛ او با خود عهد بسته که تنها با سر بریده ولاد به اردوگاه بازگردد.

در سوی دیگر ماجرا، ولاد با پی بردن به هویت تعقیب‌کننده‌اش، بازی را تغییر می‌دهد. او اسارت زنده فرزند پادشاه را بزرگ‌ترین برگ برنده برای دگرگون کردن سرنوشت جنگ می‌بیند و دامی زیرکانه و مرگبار برای مصطفی پهن می‌کند. تلاش‌های محمود پاشا و نیروهای نظامی برای یافتن شاهزاده به‌دلیل ردپاهای فریبنده دشمن به بیراهه می‌رود و همراهان پشتیبان مصطفی در کمین کشته می‌شوند تا شاهزاده جوان در حلقه محاصره مرگبار ولاد تنها بماند.

در اعماق جنگل، رویارویی مستقیم مصطفی و ولاد به نبردی مرگ‌وزندگی تبدیل می‌شود؛ جایی که جان‌نثارانی چون کاظم، دانیال و یامان جان خود را سپر شاهزاده می‌کنند. اما با ورود غافلگیرکننده کمانداران مخفی ولاد، ورق نبرد برمی‌گردد و یامان در واپسین نفس‌هایش، با فدا کردن جان خود، راهی برای فرار مصطفی باز می‌کند تا سرنوشت شاهزاده در هاله‌ای از ابهام و اضطراب فرو رود.

هم‌زمان با نزدیک شدن ارتش عثمانی به پشت دیوارهای تارگوویشته، سلطان محمد در خیمه فرماندهی چشم‌انتظار خبری از فرزندش است. رسیدن نامه گلشاه خاتون، پادشاه قدرتمند را در قامت پدری نگران و دل‌شکسته به‌شدت تکان می‌دهد. تقابل میان سلطان و ولاد اکنون به اوج خود رسیده و کارزار پیش‌رو دیگر صرفاً نبردی بر سر خاک و قلمرو نیست، بلکه رویارویی پدری در جست‌وجوی فرزندش با حریفی تشنه به خون است که می‌خواهد آخرین و خطرناک‌ترین برگ برنده خود را بازی کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا