دنیز چاکیر از آشنایی با همسرش گفت؛ زوهال اولجای واسطه این ازدواج بود

دنیز چاکیر (Deniz Çakır) در تازهترین گفتوگوی خود، از بخشهایی کمتر شنیدهشده از زندگی شخصیاش صحبت کرد و جزییات آشنایی با همسرش بیلگهان بایکال (Bilgehan Baykal) را توضیح داد. این بازیگر که مهمان برنامه یوتیوبی ملیس ایشیتن (Melis İşiten) بود، در روایت این آشنایی از تعبیر جالب «خواستگاری سنتی» استفاده کرد؛ تعبیری که خیلی زود مورد توجه قرار گرفت.
چاکیر که در سال ۲۰۲۳ با بیلگهان بایکال ازدواج کرد، گفت این آشنایی در ابتدا اصلا در برنامهاش نبوده و همهچیز با واسطهگری زوهال اولجای (Zuhal Olcay) آغاز شده است. او توضیح داد که زوهال اولجای در سال ۲۰۲۱ از بیلگهان بایکال برایش گفته و به او پیشنهاد داده بود که این دو میتوانند زوج خوبی برای هم باشند.
دنیز چاکیر درباره آن روزها گفت: «زوهال به من گفت خیلی به هم میآیید، او هم خیلی تو را پسندیده. من هم گفتم این دیگر چیست، مثل خواستگاری سنتی شده، مگر میشود؟» او با لحنی صمیمی و طنزآمیز توضیح داد که در ابتدا اصلا به این پیشنهاد روی خوش نشان نداده بود.
بخش بامزه ماجرا از زمانی شروع شد که چاکیر سراغ صفحه اینستاگرام بیلگهان بایکال رفت. او گفت وقتی فقط عکس گربهها را در آن صفحه دیده، تصور کرده این حساب چندان تصویری که از یک مرد در ذهن داشته را منتقل نمیکند. اما بعدا فهمیده که آن صفحه، حساب جداگانهای برای گربههای بیلگهان بایکال بوده است.
با این حال، ماجرا سالها بعد شکل دیگری پیدا کرد. این دو در یک رستوران در آرناووتکوی (Arnavutköy) و با دعوت زوهال اولجای، دور یک میز نشستند و با هم قهوه نوشیدند. چاکیر گفت بعد از آن دیدار، روز بعد از سوی بیلگهان بایکال پیام ملاقات دریافت کرده و از همانجا داستان رابطهشان شروع شده است.
او همچنین یکی از جزییاتی را که بیشتر از همه تحت تاثیرش قرار داده، اینطور توضیح داد: بیلگهان بایکال در یکی از قرارهایشان با کتاب شعر آمده بود. به گفته چاکیر، همین موضوع، در کنار شعر نوشتن و گفتوگوی دلنشین میان آنها، توجهش را جلب کرده و نگاهش را نسبت به او تغییر داده است.
دنیز چاکیر در بخش دیگری از این گفتوگو، تعریفش از عشق را هم بیان کرد و گفت برای او عشق دیگر فقط هیجانهای لحظهای نیست. او معتقد است عشق واقعی یعنی دو نفر در گذر زمان بتوانند یکدیگر را متعادل کنند و زندگی را در کنار هم بسازند.
این بازیگر همچنین از غم از دست دادن گربهاش شاتی، نیز صحبت کرد و گفت بعد از این اتفاق، احساس تنهایی بیشتری دارد. او با لحنی احساسی گفت که استانبول را بدون شاتی نمیتواند تصور کند؛ جملهای که فضای گفتوگو را کاملا احساسی کرد.
چاکیر در ادامه به علاقه شخصیاش به پروندههای جنایی هم اشاره کرد و گفت اگر بازیگر نمیشد، دوست داشت متخصص پزشکی قانونی شود. او همچنین با صراحت درباره نگاهش به خودش حرف زد و گفت گاهی خود را زیبا و گاهی معمولی میبیند، اما این روزها بیش از گذشته با خودش در صلح است.





