دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانمصاحبه و گفتگو

سارا پلسون: بعد از موفقیت «The People v. O.J. Simpson» هم پیشنهادهای بزرگ سینمایی به سراغم نیامد

سارا پلسون پس از یک دهه انتظار، با فیلم «Closing Night» به نقشی سینمایی رسیده که آن را غنی‌ترین و مهم‌ترین فرصت حرفه‌ای خود در سینما می‌داند. این فیلم به کارگردانی کودی فرن، هم‌بازی پلسون در «American Horror Story: Apocalypse»، نخستین نمایش جهانی خود را در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو تجربه می‌کند.

پلسون برای بازی در نقش مارسیا کلارک در سریال «The People v. O.J. Simpson: American Crime Story» همه جوایز مهم بازیگری را دریافت کرد و نخستین بازیگری شد که به چنین موفقیتی دست پیدا می‌کند. با این حال، این پیروزی بزرگ به موجی از پیشنهادهای سینمایی منجر نشد؛ اتفاقی که او هنوز با صراحت و تلخی از آن یاد می‌کند.

او گفت: «اولین کسی که بعد از آن سراغم آمد ام. نایت شیامالان بود، برای فیلمی به نام “Glass” که دنباله “Split” بود؛ اما حتی همان هم ۹ یا ۱۰ ماه بعد از پخش سریال اتفاق افتاد. بعد از آن “Ocean’s 8” را داشتم، ولی آن هم پس از این بود که بازیگر دیگری نقش را رد کرده بود. پس نه، هیچ هجوم بزرگی از پیشنهادها را تجربه نکردم.»

پلسون با اشاره به هم‌بازی‌هایش، کورتنی بی. ونس و استرلینگ کی. براون، افزود: «استرلینگ و کورتنی هر دو بعد از “O.J.” نقش‌هایی در فیلم‌های بزرگ گرفتند، اما برای من چنین اتفاقی نیفتاد. تنها دلیلی که می‌توانم برایش پیدا کنم این است که زن بودم و آن زمان هم در سن مشخصی قرار داشتم؛ ۴۱ ساله بودم. نقش زنی را بازی می‌کردم که بیش از حد جنسی‌سازی نشده بود و شاید، بسته به برداشت مخاطب، دوست‌داشتنی هم به نظر نمی‌رسید.»

او ادامه داد: «من مارسیا کلارک را بسیار زیبا می‌دانستم، اما او زیبایی‌اش را به رخ نمی‌کشید. او با هوش، شخصیت آتشین و توانایی‌اش برای هم‌پایی با مردها شناخته می‌شد. نمی‌دانم این ویژگی‌ها در فضای فیلمسازی هالیوود چطور ترجمه می‌شود، اما در آن مقطع قطعاً به پیشنهاد نقش‌های اصلی برای من تبدیل نشد.»

فیلم «Closing Night» از جایی غیرمنتظره شکل گرفت؛ دوستی پلسون و کودی فرن در مجموعه «American Horror Story: Apocalypse». فرن که در آن سریال نقش ضد مسیح را بازی می‌کرد، تحت تأثیر توانایی پلسون در اجرای چند شخصیت متفاوت قرار گرفته بود و بعدها نقشی را مشخصاً برای او نوشت.

داستان فیلم درباره ساندرا ویل، ستاره مشهور سینما با بازی پلسون، است که خواهر دورافتاده‌اش با بازی نائومی واتس، خواهرزاده‌اش با بازی توبی والاس و دوست‌دختر او با بازی اودسا آزیون را به شب افتتاحیه نمایش برادوی خود دعوت می‌کند. اما ساندرا روی صحنه از حال می‌رود و تشخیص پزشکی پس از آن، خانواده را وارد رویارویی با کینه‌ها، رازها و زخم‌های قدیمی می‌کند. دایان ویست نیز نقش مادر این خانواده را بازی می‌کند.

پلسون درباره نخستین واکنشش به فیلمنامه گفت: «فکر کردم حتماً فیلمنامه را اشتباهی برای من فرستاده و قرار بوده به کیت بلانشت یا کیت وینسلت برسد. این نقشی در فضای سینما بود که قبلاً فرصت بازی‌کردنش را نداشتم. نقش‌های عمیق، پیچیده و فوق‌العاده‌ای در تلویزیون و تئاتر داشته‌ام، اما مدت‌ها بود که چنین فرصتی در سینما نداشتم.»

او با خنده اما صادقانه توضیح داد که حتی در روز اول فیلمبرداری هم نگران برآورده نکردن انتظار فرن بوده است: «با خودم فکر می‌کردم اگر اصلاً شبیه چیزی که او انتظار داشته یا آرزویش را کرده نباشم، چه؟ وقتی تحسین یک نفر نسبت به خودتان را با خود حمل می‌کنید، ترس از ناامید کردن او سنگین می‌شود.»

پلسون در «Closing Night» نقش زنی را بازی می‌کند که با بحرانی جدی در سلامت جسمی‌اش روبه‌رو است؛ جزئیاتی که سازندگان فعلاً نمی‌خواهند افشا کنند. او گفت آنچه بیش از همه جذبش کرد، تأثیر این وضعیت جسمی بر روان شخصیت بود: «می‌توانستم با کسی ارتباط بگیرم که معنای زندگی‌اش به کارش وصل است. وقتی امکان کار کردن از او گرفته می‌شود، دیگر چه کسی است و چطور در دنیا عمل می‌کند؟»

حضور دایان ویست نیز برای پلسون انگیزه‌ای ویژه بوده است. او گفت: «در طول زندگی‌ام خوش‌شانس بوده‌ام که با بازیگرانی کار کنم که همیشه تحسینشان کرده‌ام، اما دایان ویست از آن بازیگرانی است که کسانی که واقعاً او را می‌شناسند، می‌دانند هیچ‌کس بهتر از او نیست. من هم از همان آدم‌ها هستم. فکر اینکه قرار بود با او کار کنم، از نظر ذهنی و احساسی برایم بیش از حد بزرگ بود.»

پلسون همچنین تأکید کرد که می‌خواست در نخستین تجربه کارگردانی فرن کنار او باشد: «شجاعتش من را تحت تأثیر قرار داد. مطمئنم اگر بازیگر مشهورتر و بزرگ‌تری را انتخاب می‌کرد، پول بیشتری برای ساخت فیلم یا مسیر آسان‌تری برای پخش آن داشت؛ اما او من را می‌خواست و من تا ابد بابت این انتخاب مدیونش خواهم بود.»

این بازیگر ۵۱ ساله بخش بزرگی از دوام و رشد حرفه‌ای خود را مدیون همکاری طولانی‌مدت با رایان مورفی می‌داند؛ همکاری‌ای که از حضورش در سریال «Nip/Tuck» آغاز شد و به آثار مهمی چون «American Horror Story»، «American Crime Story» و «All’s Fair» رسید.

او درباره مورفی گفت: «او مدام توپ را به من پاس داد و فرصت‌های پیاپی برای بازی کردن نقش‌های پیچیده و غنی در اختیارم گذاشت. اگر این اتفاق نمی‌افتاد، نمی‌دانم امروز کجا بودم. فکر می‌کنم بازیگر فقط به اندازه فرصت‌هایی که به او داده می‌شود خوب است و من واقعاً خوش‌شانس بودم که او مدام از من خواست حاضر شوم.»

پلسون نقش لیندا تریپ در «American Crime Story» را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای بازیگری زندگی‌اش می‌داند و باور دارد کمتر کسی جز مورفی حاضر می‌شد چنین فرصتی را به او بدهد. او درباره رابطه کاری‌اش با خالق «American Horror Story» گفت: «رایان در دنیای افراط‌ها کار می‌کند و من هم دوست دارم در دنیای افراط‌ها کار کنم. در جهان او هیچ‌چیز به سادگی باز کردن یک بسته شیر نیست؛ همیشه خطر و اهمیت موقعیت بسیار بالاست. ما هم‌زمان با هم رشد کردیم و زبان خلاقه‌مان را در کنار هم پیدا کردیم. حس می‌کنم مترجم مناسبی برای کارهای رایان هستم.»

او درباره انتخاب نقش‌هایی که اغلب شامل زنانی آسیب‌دیده، منفور، بدفهمیده یا به حاشیه رانده‌شده هستند نیز گفت این مسیر از پیش طراحی‌شده نبوده است: «بعضی بازیگران می‌توانند از میان انبوهی از فیلمنامه‌ها انتخاب کنند. من بیشتر بازیگری هستم که وقتی خوش‌شانس باشم و چیزی مثل این نصیبم شود، می‌دانم چقدر خوش‌شانس هستم. واقعاً فقط از اینکه برای حضور در یک پروژه از من دعوت شود، هیجان‌زده می‌شوم.»

پلسون افزود: «به‌عنوان بازیگر، همیشه دنبال آن چیزی هستم که از شخصیت در خودم می‌شناسم. یعنی باید با بخش زیادی از زشتی‌های خودم روبه‌رو شوم؛ حرص درونی، گرسنگی درونی، خودشیفتگی درونی و همه چیزهایی که در وجود هر انسانی هست. باید در زشت‌ترین بخش‌های یک شخصیت، چیزی از خودت را پیدا کنی.»

بازیگر «Closing Night» در بخش دیگری از گفت‌وگویش به دوستی چندین‌ساله‌اش با پدرو پاسکال اشاره کرد؛ دوستی‌ای که از ۱۸ سالگی آن‌ها آغاز شده است. او گفت: «وقتی کسی را در زمانی ملاقات می‌کنی که هنوز حتی به یک انسان کامل تبدیل نشده‌ای، و هر دو با رویاهای بازیگری، خیال‌پردازی‌ها و سلیقه‌های مشابه وارد زندگی شده‌اید، این پیوند می‌تواند بسیار محکم و بسیار طولانی شود. حالا ما به سنی رسیده‌ایم که یک نفر را دارید که شاهد زندگی شما بوده است. همین به‌تنهایی باعث می‌شود جدا کردن خودتان از او ناممکن باشد، چون آدم در این زندگی به چنین چیزی نیاز دارد.»

پلسون و پاسکال پیش‌تر درباره همکاری مشترک هم صحبت کرده‌اند، اما هنوز پروژه‌ای قطعی ندارند. پلسون گفت: «او بازیگر فوق‌العاده‌ای است و اگر چنین فرصتی پیش بیاید، خوش‌شانس خواهم بود. البته امیدوارم دوستی‌مان از آن جان سالم به در ببرد! آدم ممکن است کسی را بسیار دوست داشته باشد، اما در کار کردن سبک‌های کاملاً متفاوتی داشته باشند. مثل زوجی که با هم به محل کار می‌روند؛ فکر می‌کنید همه‌چیز را درباره طرف مقابل می‌دانید، اما زندگی حرفه‌ای می‌تواند کاملاً متفاوت باشد.»

او درباره اینکه در ۵۱ سالگی به مهم‌ترین نقش سینمایی خود رسیده، گفت: «غیرمنتظره است. نمی‌دانستم آیا هرگز فرصت انجام دادن کاری شبیه این را پیدا می‌کنم یا نه. آخرین باری که در سینما حس کردم کاری واقعاً ویژه دارم، “Blue Jay” با مارک دوپلاس بود؛ فیلم کوچکی که در ۹ یا ۱۰ روز و با بداهه‌پردازی زیاد ساختیم. آن تجربه هم غنی و خاص بود، اما ۱۰ سال پیش اتفاق افتاد. این نخستین باری است که در سینما نقشی با چنین وسعتی نصیبم شده است.»

پلسون در سال‌های اخیر هم‌زمان در «All’s Fair» و فصل تازه «American Horror Story» حضور داشته است. او در مجموعه ترسناک مورفی چند نقش از جمله کوردلیا، سالی، ونبل و مامی آیزنهاور را بازی می‌کند و از رفت‌وآمدهای مداوم میان لس‌آنجلس و نیویورک در دوره فیلمبرداری گفته است. با این حال، علاقه‌اش به کوردلیا همچنان ویژه است: «بازی کردن کوردلیا را تقریباً بیشتر از هر کاری دوست دارم، چون شخصیتی است که بیش از همه در زندگی‌ام بازی کرده‌ام. وقتی نخستین‌بار نقشش را بازی کردم هنوز ۴۰ ساله نشده بودم و حالا ۵۱ ساله‌ام و هنوز آن کلاه‌گیس را سر می‌گذارم!»

او همچنین به واکنش‌های تند برخی منتقدان و کاربران اینترنتی نسبت به «All’s Fair» پرداخت و گفت تلاش می‌کند قضاوت بیرونی را از وظیفه‌اش به‌عنوان بازیگر جدا کند: «اینترنت واقعاً دیوانه‌کننده است؛ مثل غرب وحشی است و هر روز هم بدتر می‌شود. خلق کردن هنر کار بسیار آسیب‌پذیری است و نگاه بیرونی دیگر مسئله من نیست. وظیفه من این است که با تعهد، شفقت نسبت به شخصیتی که بازی می‌کنم و وفاداری به جهانی که در آن قرار دارم، سر کار حاضر شوم. همین و بس.»

پلسون در عین حال تأکید کرد که مخالفت با یک اثر حق هر مخاطبی است، اما بی‌رحمی و حمله شخصی تفاوت دارد: «این اشکالی ندارد که کسی چیزی را دوست نداشته باشد؛ همه حق دارند نظر خودشان را داشته باشند. اما بی‌رحم بودن موضوع کاملاً دیگری است. خون، عرق و اشک زیادی صرف ساختن یک اثر می‌شود.»

او با وجود واکنش‌ها، از تجربه حضور در «All’s Fair» رضایت دارد و گفت: «من در جایگاهی که هستم بسیار خوش‌شانس بوده‌ام و در “All’s Fair” بهترین اوقات را گذرانده‌ام. گروه فوق‌العاده‌ای از زنان کنار هم هستیم و واقعاً خوش می‌گذرد. فصل جدید هم کمدی بیشتری نسبت به سال گذشته دارد.»

سارا پلسون درباره «Closing Night» نیز ترجیح می‌دهد تجربه ساخت فیلم را به همان شکل خاص و شخصی در ذهنش حفظ کند. او گفت: «آخرین بار که چنین حس ویژه‌ای در یک پروژه داشتم، زمان بازی در نقش لیندا بود و پیش از لیندا، “O.J.”. من هنوز هم “O.J.” را ندیده‌ام. برای من، این‌ها معنادارترین تجربه‌های خلاقه زندگی‌ام بوده‌اند و می‌خواهم همین‌طور باقی بمانند. وقتی کارهایم را می‌بینم، شروع می‌کنم به تکه‌تکه تحلیل کردنشان و نمی‌خواهم این کار را بکنم. می‌خواهم آن‌ها را در همان جای زیبایی نگه دارم که باید زندگی کنند.»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا