دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیانتخاب سردبیرنگاهی اجمالی

فصل دوم «Outlander: Blood of My Blood»؛ عشق، جنگ و جدایی در سه خط زمانی

فصل دوم پیش‌درآمد محبوب «Outlander» از ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ پخش می‌شود؛ فصلی که برای برایان و الن جنگ به همراه دارد، دوگال و مورا را به عشقی غیرمنتظره می‌رساند و هنری و جولیا را بار دیگر در دو سوی زمان گرفتار می‌کند

فصل نخست «Outlander: Blood of My Blood» با چند ازدواج، یک مرگ، شورش قریب‌الوقوع و سفری نافرجام در زمان به پایان رسید. حالا فصل دوم قرار است پیامدهای همان اتفاق‌ها را دنبال کند؛ پیامدهایی که سه زوج اصلی سریال را به شکل‌های متفاوتی تحت فشار می‌گذارند.

برایان فریزر و الن مکنزی درست زمانی که سرانجام به یکدیگر رسیده‌اند، با فراخوان جنگ روبه‌رو می‌شوند. دوگال مکنزی و مورا گرنت که بدون شناخت و انتخاب شخصی با هم ازدواج کرده‌اند، به‌تدریج متوجه کششی واقعی میان خود می‌شوند. در سوی دیگر، عبور ناموفق از میان سنگ‌ها، هنری و جولیا بوچمپ را بار دیگر از هم جدا می‌کند؛ این بار نه فقط با فاصله مکانی، بلکه با مرزهای زمان.

فصل دوم سریال از جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ روی آنتن استارز می‌رود. آنچه در ادامه می‌خوانید، حاوی جزئیاتی از پایان فصل اول و اطلاعات رسمی منتشرشده درباره قسمت‌های جدید است.

دوگال و مورا؛ ازدواجی اجباری که به عشقی غیرمنتظره می‌رسد

دوگال مکنزی و مورا گرنت صبح روزی که قسمت پایانی فصل نخست آغاز شد، احتمالا تصور نمی‌کردند تا شب زن و شوهر شوند. این دو از دوران کودکی یکدیگر را ندیده بودند، اما فرار الن از مراسم ازدواج با مالکوم گرنت و کشته شدن مالکوم، اتحاد دو خاندان را در آستانه فروپاشی قرار داد.

برای حفظ این اتحاد، دوگال، برادر الن، و مورا، خواهر مالکوم، به‌سرعت وارد یک ازدواج سیاسی شدند. بااین‌حال، شب عروسی نشان داد که رابطه آن‌ها قرار نیست به قراردادی سرد و تشریفاتی محدود بماند. مورا نه‌تنها از روحیه بی‌پروا و پرشور دوگال عقب نماند، بلکه توانست او را غافلگیر کند.

در آغاز فصل دوم، مورا در وضعیتی آسیب‌پذیر و سرشار از بی‌اعتمادی قرار دارد. برادرش کشته شده، اما تقریبا هیچ‌کس نمی‌داند دقیقا چه اتفاقی برای او افتاده است. فقط الن و برایان از شرایط مرگ مالکوم و تهدیدی که متوجه جانشان بود اطلاع دارند.

بابی رینزبری، بازیگر نقش مورا، می‌گوید شخصیتش به‌شدت به یک متحد نیاز دارد:

«او را در حالی می‌بینیم که بی‌اعتمادی زیادی دارد؛ برادرش مرده و هیچ‌کس واقعا نمی‌داند چه اتفاقی افتاده است.»

مورا همچنین می‌داند عمویش برای دستیابی به قدرت، از او مانند مهره‌ای سیاسی استفاده می‌کند. به گفته رینزبری، در سه قسمت نخست فصل دوم، مورا ناچار می‌شود خطر کند و تصمیم بگیرد به چه کسی اعتماد داشته باشد.

پیوندی که دوگال نمی‌تواند در برابرش مقاومت کند

در اتفاقی دور از انتظار، دوگال خشن و جنگ‌طلب به مردی تبدیل می‌شود که حال و احساس همسرش برایش اهمیت دارد. سم رت‌فورد، بازیگر نقش دوگال، به صحنه‌ای در ابتدای قسمت نخست اشاره می‌کند که در آن دوگال پس از رسیدن خبر مرگ مالکوم، برای اطمینان از وضعیت مورا نزد او می‌رود.

رت‌فورد این لحظه را یکی از معدود رفتارهای کاملا بی‌غرض دوگال می‌داند:

«فکر می‌کنم این تنها باری است که می‌بینیم او درون خودش حس همدلی پیدا می‌کند. صرفا برای اینکه مطمئن شود حال مورا خوب است، به سراغش می‌رود.»

او و رینزبری هنگام آماده شدن برای این صحنه، رابطه میان دو شخصیت را شبیه یک کشش مغناطیسی دیده‌اند؛ پیوندی نیرومند که دوگال قادر به نادیده گرفتن آن نیست. مشکل اینجاست که دوگال همیشه تلاش کرده احساسات نرم و عاطفی را سرکوب کند. او عادت دارد ابتدا مشت بزند و بعد سؤال کند، اما حضور مورا به‌تدریج نگاهش را تغییر می‌دهد.

رت‌فورد با لحنی شوخ‌طبعانه می‌گوید احساسات، دوگال را به این نتیجه می‌رسانند که زندگی چیزی بیشتر از «شمشیر چرخاندن» است.

عشقی که از خصومت و احترام متقابل رشد می‌کند

برخلاف زوج‌های اصلی دیگر، دوگال و مورا از همان ابتدا عاشق یکدیگر نبودند. متیو بی. رابرتس، شورانر سریال، می‌گوید سازندگان عمدا می‌خواستند رابطه‌ای را به تصویر بکشند که بدون انتخاب دو طرف آغاز شده و سپس از دل خصومت، شناخت و احترام متقابل رشد می‌کند.

به گفته او، شور و عشق این زوج در طول فصل دوم شکل خواهد گرفت، اما آن‌ها هنوز تمام مشکلات رابطه‌شان را حل نکرده‌اند. صحنه شب عروسی در پایان فصل نخست نیز نشانه‌ای از مسیری بود که نویسندگان برایشان در نظر گرفته بودند.

کشش جسمانی در ادامه شناخت این زوج نقشی جدی خواهد داشت. رینزبری می‌گوید نمایش استقلال مورا و تسلط او بر خواسته‌هایش، برای تعریف این شخصیت ضروری است:

«مهم است که به او آزادی و اختیار بدهیم تا خودش تصمیم بگیرد چه کسی است و چه می‌خواهد. انگار می‌گوید: قرار نیست از این موضوع شرمنده باشم؛ این خود واقعی من است.»

اعتمادبه‌نفس مورا برای دوگال هم جذاب و هم خلع سلاح‌کننده است. مردی که در تمام زندگی کنترل را رها نکرده، اکنون با زنی روبه‌رو شده که بدون ترس خواسته‌هایش را بیان می‌کند. به گفته رت‌فورد، دوگال به‌جای خاموش کردن شعله وجود مورا، آن را تقویت می‌کند.

نکته جالب این است که پیش از انتخاب بابی رینزبری، میان او و سم رت‌فورد تست شیمی بازیگری برگزار نشد. ماریل دیویس، تهیه‌کننده اجرایی سریال، با خنده اعتراف کرده که شاید بهتر بود چنین آزمایشی انجام می‌دادند، اما گروه سازنده احساس کرده بود انتخاب رینزبری درست است. برداشت متفاوت او از مورا، همان چیزی بود که سازندگان بدون آنکه دقیقا بدانند، جست‌وجویش می‌کردند.

برایان و الن؛ ماه‌عسلی که شورش جاکوبایت متوقفش می‌کند

برایان فریزر و الن مکنزی تمام فصل نخست را صرف رسیدن به یکدیگر کردند، اما خوشبختی آن‌ها تنها چند دقیقه دوام می‌آورد. صلیب آتشینی که در پایان فصل شعله‌ور شد، خاندان‌های اسکاتلندی را برای پیوستن به شورش جاکوبایت فرا می‌خواند؛ ندایی که برایان نمی‌تواند نادیده بگیرد.

هریت اسلیتر، بازیگر نقش الن، می‌گوید این جدایی کاملا با سنت تلخ جهان «Outlander» هماهنگ است:

«آن‌ها در تمام فصل اول تلاش کردند کنار هم باشند، آزاد شوند و خوشبخت زندگی کنند. بالاخره موفق می‌شوند، اما تنها چند دقیقه بعد دوباره از یکدیگر جدا می‌شوند.»

برایان می‌داند جای او در خط مقدم جنگ و کنار خاندان فریزر است. از سوی دیگر، برای نخستین بار کسی را پیدا کرده که واقعا او را می‌بیند و درک می‌کند. جیمی روی، بازیگر نقش برایان، می‌گوید شدت این عشق تازه باعث می‌شود شخصیتش حتی به فرار فکر کند؛ اینکه الن را بردارد و همه‌چیز را پشت سر بگذارد.

بااین‌حال، الن واقع‌بین‌تر است. همان‌طور که روی با خنده اشاره می‌کند، اسکاتلند کشور کوچکی است و حتی اگر پیدا کردن فراری‌ها دشوار باشد، در نهایت می‌توان ردشان را گرفت.

بازگشت الن به محل مرگ مالکوم

الن می‌داند برادرانش، کولوم و دوگال، تا زمانی که او را به خانه خاندان مکنزی بازنگردانند دست‌بردار نخواهند بود. بنابراین برای محافظت از برایان و دوست نزدیک او، مرتاگ، خوشبختی خودش را قربانی می‌کند و نزد خانواده‌اش بازمی‌گردد. در همین حال، برایان و مرتاگ باید به سوگند خود وفادار بمانند و در کنار خاندان فریزر بجنگند.

بازگشت الن تنها به معنای روبه‌رو شدن با خشم خانواده نیست. او به همان مکانی قدم می‌گذارد که مالکوم در آن کشته شد. مالکوم هنگام فرار الن و برایان، جان آن‌ها را تهدید کرده بود و مرگش در شرایط دفاع از خود رخ داد؛ بااین‌حال، الن و برایان ناچارند حقیقت را پنهان کنند.

اسلیتر درباره وضعیت شخصیتش می‌گوید:

«او با خون مالکوم روی دستانش آنجا را ترک کرد و حالا باید بازگردد و با پیامدهایش روبه‌رو شود. او به معنای واقعی کلمه به محل وقوع جرم برمی‌گردد و برای محافظت از خودش و برایان باید آن راز را حفظ کند.»

الن نمی‌تواند ترسش را نشان دهد و به همین دلیل، نقشه‌ای زیرکانه برای دفاع از خود طراحی می‌کند. تریلر فصل دوم همچنین از برخوردی خشونت‌آمیز با او خبر می‌دهد؛ صحنه‌ای که حتی خود اسلیتر هنگام تماشای نسخه نهایی از شدت آن جا خورده است.

برایان این بار چیزی برای جنگیدن دارد

جدایی برایان و الن هر دو را وارد مسیرهایی پرخطر می‌کند. ماریل دیویس می‌گوید شخصیت‌ها در فصل دوم بیش از گذشته تحت فشار قرار می‌گیرند و تمام روابطشان تا مرز تحمل آزمایش می‌شود.

یکی از تصاویر قابل‌توجه تریلر، برایان را در حال جنگیدن در کنار دوگال نشان می‌دهد؛ همان مردی که پیش‌تر در برابر او قرار داشت. جیمی روی می‌گوید همکاری با سم رت‌فورد برای او تجربه جالبی بوده، زیرا آن‌ها پشت صحنه رابطه‌ای دوستانه و شوخ‌طبعانه دارند، اما مقابل دوربین باید تنش سنگین میان برایان و دوگال را حفظ کنند.

برایان فصل دوم دیگر آن مرد محتاط و عقب‌نشین فصل نخست نیست. عشق به الن به او دلیلی تازه برای مقاومت داده است. روی این تغییر را ساده توصیف می‌کند:

«حالا او واقعا چیزی برای جنگیدن دارد.»

الن با تیر و کمان وارد میدان می‌شود

در فصل جدید، الن نیز فقط منتظر نجات نمی‌ماند. تریلر او را با تیر و کمان و چهره‌ای مصمم نشان می‌دهد؛ صحنه‌ای که ظاهرا در قسمت‌های ابتدایی فصل اتفاق خواهد افتاد.

هریت اسلیتر برای اجرای آن، زیر نظر گروه بدلکاری و اسلحه آموزش دید. او می‌گوید پیش از فیلم‌برداری تصور نمی‌کرد کشیدن زه کمان تا چه اندازه به قدرت بدنی نیاز داشته باشد:

«تمام بدنم درد می‌کرد. واقعا درک نکرده بودم که پرتاب تیر با کمان چقدر نیرو می‌خواهد. خیلی سخت است!»

این آموزش برای او جذاب بود، زیرا از کودکی به‌واسطه علاقه‌اش به «The Hunger Games» آرزوی تیراندازی با کمان داشت. مهارت الن همچنین پیوندی ظریف با سریال اصلی ایجاد می‌کند؛ یان جوان، نوه او، تیراندازی ماهر است و اکنون می‌توان ریشه این استعداد خانوادگی را در الن دید.

اسلیتر برای تمرین از یکی از کمان‌های قدیمی جان بل، بازیگر نقش یان جوان در «Outlander»، استفاده کرد؛ هرچند آن کمان در نسخه نهایی مقابل دوربین دیده نمی‌شود.

به گفته جیمی روی و هریت اسلیتر، نیمه دوم فصل برای برایان و الن بسیار دشوار خواهد بود. قسمت‌های ششم و هفتم به‌طور ویژه از نظر جسمی و عاطفی سنگین توصیف شده‌اند، اما بازیگران برای جلوگیری از افشای داستان، جزئیات بیشتری ارائه نکرده‌اند.

هنری و جولیا؛ عبور ناموفق از سنگ‌ها و جدایی در زمان

سرنوشت هنری و جولیا بوچمپ شاید پیچیده‌ترین خط داستانی فصل دوم باشد. آن‌ها در پایان فصل نخست همراه فرزندشان تلاش کردند با عبور از حلقه سنگ‌ها به زمان خود بازگردند، اما نتیجه مطابق انتظار پیش نرفت.

همان‌طور که تریلر فصل دوم نشان داده، تنها هنری از میان سنگ‌ها عبور می‌کند و جولیا همراه نوزادشان در گذشته جا می‌ماند.

جرمی اروین، بازیگر نقش هنری، حتی پیش از خواندن فیلم‌نامه‌ها متوجه شده بود که سفر خانوادگی آن‌ها پایان خوشی ندارد. او هنگام مراجعه برای پرو لباس، در میان پوشش‌های شخصیتش یک لباس مرموز و یک جلیقه مخصوص مهار بیماران دیده بود:

«همان‌جا فهمیدم اتفاق عجیبی در راه است. نمی‌دانستم داستان به کجا می‌رود، اما مطمئن بودم قرار نیست همچنان در قرن هجدهم باشیم.»

متیو بی. رابرتس می‌گوید سریال باید هویت خود به‌عنوان داستانی درباره سفر در زمان را زنده نگه دارد. انتقال هنری به دوره‌ای دیگر، گستره زمانی روایت را افزایش می‌دهد و یادآوری می‌کند که سنگ‌ها همچنان می‌توانند مسیر زندگی شخصیت‌ها را تغییر دهند.

هنری در یک مرکز روان‌پزشکی گرفتار می‌شود

سفر هنری او را به مرکز روان‌پزشکی می‌رساند؛ جایی که درمان با شوک الکتریکی روشی رایج تلقی می‌شود. شرایط برای مردی که سلامت روانش پیش‌تر بر اثر حضور در جنگ جهانی اول به‌شدت آسیب دیده بود، بسیار خطرناک خواهد بود.

جرمی اروین با شوخی می‌گوید:

«نویسندگان در تک‌تک قسمت‌ها هنری را شکنجه می‌کنند؛ بنابراین نباید غافلگیر می‌شدم.»

فشار تولید نیز ناخواسته به ظاهر خسته و آشفته او کمک کرد. اروین و همسرش، جودی اسپنسر، تنها دو هفته پس از آغاز فیلم‌برداری فصل دوم صاحب فرزند دوقلو شدند. بازیگر هنری می‌گوید در آن دوره عملا شبیه «مرده متحرک» بوده است؛ خستگی‌ای واقعی که با وضعیت شخصیتش هم‌خوانی پیدا کرد.

جولیا به پایین‌ترین نقطه زندگی‌اش می‌رسد

ماندن جولیا در گذشته به معنای امنیت نیست. او بدون اطلاع از مقصد هنری، مجبور می‌شود به قلعه لیترز بازگردد و نقش همسر وفادار سایمون فریزر، لرد لوات، را ادامه دهد.

جولیا برای محافظت از خودش و پسرش ویلیام، لوات را متقاعد کرده که پدر کودک است. اکنون که هنری ناپدید شده، او چاره‌ای جز حفظ این دروغ ندارد؛ آن هم در حالی که نمی‌داند همسر واقعی‌اش زنده است یا نه.

هرماینی کورفیلد، بازیگر نقش جولیا، این لحظه را پایین‌ترین نقطه زندگی شخصیتش می‌داند. جولیا در تمام فصل نخست، با منطق و امید پیش رفت و برای فرار برنامه‌ریزی کرد. درست زمانی که تصور می‌کرد او، هنری و فرزندشان آزاد شده‌اند، همه‌چیز مقابل چشمانش فرو ریخت.

کورفیلد می‌گوید:

«وقتی هنری ناپدید می‌شود، دنیای جولیا فرو می‌پاشد. او تا آن زمان چهره‌ای شجاع به خود گرفته و با نگرشی مثبت ادامه داده بود؛ اما وقتی نقشه شکست می‌خورد، برای نخستین بار دیگر نمی‌تواند همان مسیر را ادامه دهد.»

بازگشت به قلعه و نشستن مقابل لوات مست و انتقام‌جو برای جولیا معنایی جز بازگشت به نقطه آغاز ندارد. این شکست، رفتار او را در ادامه فصل تغییر می‌دهد. او کمتر از گذشته کنترل دارد، محتاط بودنش را تا اندازه‌ای از دست می‌دهد و تصمیم‌هایی از سر استیصال می‌گیرد.

جولیا همیشه به منطق و استدلال تکیه کرده، اما اکنون همان پایه‌ها متزلزل شده‌اند. کورفیلد وضعیت او را «رهاشده و بی‌ثبات» توصیف می‌کند؛ زنی که دیگر زمین محکمی زیر پای خود احساس نمی‌کند.

بازیگر جولیا البته با شوخی اعتراف کرده که هنگام خواندن فیلم‌نامه قسمت نخست، کمی هم به هم‌بازی‌اش حسادت کرده است. او دوست داشت این بار جولیا نیز فرصت سفر به دوره‌ای متفاوت را پیدا کند، اما شخصیتش باید در گذشته بماند و با پیامدهای فروپاشی نقشه فرار دست‌وپنجه نرم کند.

فصل دوم «Outlander: Blood of My Blood» چه مسیری را دنبال می‌کند؟

سه رابطه مرکزی سریال در فصل دوم، سه شکل متفاوت از عشق را نمایندگی می‌کنند. رابطه دوگال و مورا بدون علاقه و از دل یک معامله سیاسی آغاز شده، اما با کشش، اعتماد و احترام رشد می‌کند. برایان و الن عشقی عمیق دارند، ولی جنگ، وفاداری خانوادگی و راز مرگ مالکوم آن‌ها را از هم جدا می‌کند. هنری و جولیا نیز بار دیگر باید بر فاصله‌ای غلبه کنند که این بار از مرز قرن‌ها عبور می‌کند.

عامل مشترک هر سه داستان، مسئله اختیار است. مورا نمی‌خواهد مهره‌ای در دست مردان خاندانش باشد. الن حاضر است برای نجات برایان به دل خطر بازگردد و نقشه خودش را اجرا کند. جولیا نیز با وجود فروپاشی امیدهایش باید راهی برای زنده ماندن و محافظت از فرزندش پیدا کند.

فصل دوم «Outlander: Blood of My Blood» جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا از شبکه استارز پخش می‌شود. قسمت‌های تازه از نیمه‌شب جمعه‌ها نیز در اپلیکیشن استارز در دسترس قرار می‌گیرند.

قسمت‌های جدید ظاهرا قرار نیست فرصتی طولانی برای آرامش شخصیت‌ها باقی بگذارند. عشق در جهان «Outlander» هرگز به‌تنهایی کافی نیست؛ باید از میان جنگ، خشونت، سیاست خانوادگی و حتی خود زمان عبور کند. تفاوت این فصل در آن است که هر سه زوج اکنون چیزی واقعی برای از دست دادن دارند—و همین موضوع، انتخاب‌هایشان را خطرناک‌تر و داستانشان را تماشایی‌تر می‌کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا