لوک بریسی از نقش چارلز اینگالز در «Little House on the Prairie» گفت؛ پدری خوشبین که باید محتاطتر شود

لوک بریسی، بازیگر استرالیایی نقش چارلز اینگالز در سریال «Little House on the Prairie» نتفلیکس (Netflix)، میگوید پیش از پذیرفتن این نقش آشنایی چندانی با کتابهای لورا اینگالز وایلدر یا سریال محبوب دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی نداشت؛ موضوعی که به باور او، به ساختن برداشت تازهای از شخصیت «پا» کمک کرده است. این مطلب شامل بخشهایی از داستان فصل اول سریال است.
بریسی که در اقتباس نتفلیکس از رمانهای نیمهخودزندگینامهای لورا اینگالز وایلدر نقش پدر خانواده را بازی میکند، توضیح داد: «شاید عنوانش برایم آشنا بود، اما وقتی برای تست بازیگری رفتم، واقعاً هیچ تصوری از این اثر نداشتم. برای من همهچیز تجربهای تازه بود و شاید همین موضوع تا حدی کمککننده بود؛ چون از قبل تصویری در ذهنم نداشتم که این داستان چیست یا باید چگونه باشد.»

در فصل اول «Little House on the Prairie»، چارلز اینگالز همراه همسرش کارولین، با بازی کرازبی فیتزجرالد، و دو دخترشان مری و لورا، با بازی اسکایواکر هیوز و آلیس هالسی، جنگلهای ویسکانسین را ترک میکنند و به ایندیپندنس در کانزاس میروند. انگیزه این جابهجایی، زمین فراوان و ارزان و شروعی دوباره پس از اختلافی خانوادگی است؛ اما آن رؤیای امیدوارکننده، خیلی زود با واقعیتهای دشوار روبهرو میشود.
در پایان فصل، خانواده اینگالز بار دیگر ناچار به جمعکردن وسایل و ترک خانهشان میشوند. دخالت مورد انتظار دولت آمریکا در معامله زمین با مردم بومی اوسیج به نتیجه نمیرسد و چارلز درمییابد وعدهای که به او داده شده، دروغ بوده است. پس از آن نیز آتشسوزی محصول تازه خانواده را از بین میبرد و چارلز باید خانوادهاش را به سوی خانهای دیگر هدایت کند.
بریسی درباره تحقیق برای ایفای نقش چارلز اینگالز گفت که سراغ کتابها رفته، اما نمیخواسته بیش از اندازه تحت تأثیر تصویر ایدهآلشده «پا» در روایت لورا قرار بگیرد. او گفت: «میخواستم حالوهوا و حس کتابها را درک کنم. ربکا ساننشاین، شورانر سریال، میگفت دوست دارد مخاطب همان حسی را تجربه کند که در کودکی هنگام خواندن کتابها داشته است. اما نمیخواستم زیادی در آنها غرق شوم، چون کتابها از نگاه یک دختر بچه روایت میشوند و پدر در آنها میتواند تا حدی بینقص به نظر برسد. ما نمیخواستیم او کامل باشد؛ میخواستیم یک انسان باشد و اشتباه کند.»
به گفته این بازیگر، جذابیت چارلز اینگالز دقیقاً در همین تضاد است؛ مردی که اشتباه میکند، اما ذاتاً آدم خوبی است و تلاش میکند از خطاهایش درس بگیرد. بریسی توضیح داد: «این دو ویژگی در وجود پا همزمان حضور دارند. او قطعاً اشتباه میکند، اما در قلبش مرد خوبی است و میکوشد از اشتباههایش یاد بگیرد. باید میان ساختن چیزی تازه و واقعی، بدون فاصلهگرفتن زیاد از روح کتابها، تعادل ایجاد میکردیم.»

او چارلز را شخصیتی بسیار خوشبین میداند؛ خوشبینیای که گاهی به سادهباوری نزدیک میشود. بریسی گفت: «او فقط آدمی نیست که لیوان را نیمهپر ببیند؛ برای او لیوان همیشه سرریز است. نخستین فکرش درباره هر چیز این است که: “اگر عالی باشد چه؟ شاید واقعاً عالی شود.” البته مقداری سادهلوحی هم در این نگاه هست.»
این ویژگی در نخستین رویارویی چارلز با دکتر تن، با بازی جوکو سیمز، آشکار میشود؛ وقتی دکتر به او هشدار میدهد که زندگی در آن منطقه شوخی نیست و هیچکس نمیتواند بهتنهایی از پس آن بربیاید. بریسی گفت: «این نخستین برخورد او با واقعیت شرایط است. چارلز بهترین نیتها را دارد، اما باید یاد بگیرد سادهباوریاش را کمی مهار کند.»
بازیگر «Little House on the Prairie» معتقد است خوشبینی چارلز یکی از زیباترین ویژگیهای اوست، هرچند این شخصیت باید بپذیرد که همهچیز همیشه خوب پیش نمیرود: «چیزی که درباره او دوست دارم، این است که هر بار دنیا زمینش میزند، دوباره بلند میشود. میلش به خوببودن را از دست نمیدهد و فراموش نمیکند که کیست و میخواهد چگونه با دنیا مواجه شود. شاید لازم باشد درباره کسانی که به آنها اعتماد میکند، محتاطتر باشد، اما شخصیتش همچنان محکم باقی میماند.»
بریسی ایفای نقش مردی را که میکوشد همسر، پدر و عضو خوبی برای جامعهاش باشد، از مهمترین دلایل علاقهاش به این پروژه میداند. او گفت: «این روزها در تلویزیون آثار زیادی نمیبینیم که درباره مردی باشند که تلاش میکند مرد خوبی، پدر خوبی، همسر خوبی و عضو خوبی از جامعه باشد. چیزی که در کل سریال برایم جذاب بود، این است که اثری باکیفیت درباره آدمهای خوب است. این موضوع کمیاب شده است.»

او افزود که شخصیتهای سریال بینقص نیستند، اما درونی شریف دارند: «آنها اشتباه میکنند، اما در قلبشان آدمهایی محترم و درستکارند. همین برای من جذابیت دارد.»
با وجود شکستهایی که خانواده اینگالز در پایان فصل اول تجربه میکنند، بریسی میگوید چارلز در فصل دوم نیز امیدش را از دست نخواهد داد؛ هرچند اینبار تجربه، او را هوشیارتر میکند. او توضیح داد: «یکی از ویژگیهای چارلز این است که وقتی دنیا زمینش میزند، باز هم بلند میشود و به راهش ادامه میدهد. او هرگز این خصوصیت را از دست نمیدهد. اما در فصل جدید، درباره آدمهایی که ملاقات میکند کمی آگاهتر است.»
به گفته او، چارلز دیگر بهسادگی تحتتأثیر وعدههای بزرگ قرار نمیگیرد. در فصل نخست، شخصیت الی جیمز با بازی مایکل هاف رویایی جذاب را به او میفروشد و چارلز آنقدر میخواهد این رویا واقعی باشد که آن را باور میکند. بریسی گفت: «در فصل دوم، او بیشتر تلاش میکند آدمها را بسنجد. همچنان همیشه بهترین را درباره دیگران تصور میکند، اما دیگر به آن آسانی بازی نمیخورد. پس از تجربه فصل اول و سفر از کانزاس به والنت گروو، کمی دنیادیدهتر شده است.»
او ادامه داد: «چارلز از جایی میآمد که خانوادهاش اطرافش بودند و نیازی نداشت مراقب خودش باشد. بعد وارد دنیای بزرگتری شد و فهمید همه بهترین نیتها را ندارند. با این حال، او همچنان باور دارد در اعماق وجود هر انسانی، خوبی، حقیقت و صداقت هست؛ فقط دیگر خیلی زود هر چیزی را باور نمیکند.»
بریسی درباره فصل دوم سریال نیز از ورود شخصیتی کلاسیک خبر داد: نلی اولسن که ویلا دان نقش او را بازی خواهد کرد. او گفت در فصل جدید، مخاطبان زندگی خانوادگیتری از اینگالزها خواهند دید؛ خانوادهای که به شهر بزرگتری نزدیکتر شده و دخترها به مدرسه میروند. این تغییر، فرصت تازهای برای شکلگیری روابط اجتماعی مری و لورا فراهم میکند؛ دخترانی که تا آن زمان عمدتاً در دنیای کوچک خانوادگی خود زندگی کردهاند.
این بازیگر همچنین از همکاری با آلیس هالسی و اسکایواکر هیوز، بازیگران جوان نقش لورا و مری، با تحسین یاد کرد: «هرچه بگویم درباره آلیس و اسکایواکر کم گفتهام. پیش از هر چیز، انسانهای فوقالعادهای هستند؛ مهربان، بامزه، پرانرژی و بسیار باهوش. همچنین بازیگران فوقالعادهای هستند.»
بریسی توانایی آلیس هالسی در ترکیب مهارت فنی با درک عاطفی نقش را تحسین کرد و درباره اسکایواکر هیوز نیز گفت انرژی، بداههپردازی و حضور زنده او مقابل دوربین چشمگیر است. او با شوخی درباره نقش پدریاش در پشت صحنه افزود: «بازیکردن نقش پدرشان کمی ترسناک است، اما به نظر میرسد مرا دوست دارند. آنها بچههای باحالاند و من آن مرد بزرگترِ دستوپاچلفتی هستم، اما فکر میکنم کمی باحال میدانندم؛ دستکم خودم اینطور فکر میکنم.»





