دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهان

«مجله»؛ روایت بلوغ در آخرین روزهای درخشش رسانه‌های چاپی نیویورک

الکساندرا پچمن (Alexandra Pechman)، روزنامه‌نگار باسابقه حوزه مجله، با نخستین فیلم بلند کارگردانی‌اش «مجله» (Magazine) به سراغ تجربه‌ای شخصی و نوستالژیک رفته است؛ داستانی بلوغ‌محور که در اوایل دهه ۲۰۱۰ و در فضای رسانه‌های چاپی نیویورک می‌گذرد؛ دورانی که صنعت نشر در آستانه تغییراتی بزرگ قرار داشت، بی‌آن‌که هنوز ابعاد آن را بشناسد.

در مرکز داستان، نورا با بازی لیلی مک‌اینرنی (Lily McInerny) قرار دارد؛ فارغ‌التحصیل تازه‌کار دانشگاهی در آریزونا که برای دوره کارآموزی به مجله معتبر پلاتن (Platen) می‌رود. نورا از همان ابتدا خود را غریبه می‌بیند؛ او نه از دانشگاه‌های نخبه ساحل شرقی آمده و نه از خانواده‌ای ثروتمند است. با این حال، هوش و توانایی‌اش کمک می‌کند تا رفته‌رفته با دیگر کارآموزان ارتباط بگیرد.

او هم‌زمان وارد رابطه‌ای با یکی از ویراستاران جذاب و کمی بزرگ‌تر از خود، با بازی جوشوا ملنیک (Joshuah Melnick)، می‌شود؛ رابطه‌ای که بخشی از جست‌وجوی نورا برای یافتن جایگاهش در شهر، کار و زندگی شخصی است. لوکیتا مکسول (Lukita Maxwell)، آیریس آپاتو (Iris Apatow)، روبی کروز (Ruby Cruz)، دنیل زولقادری (Daniel Zolghadri)، آنا سوفیا راب (AnnaSophia Robb)، دیلینی رو (Delaney Rowe) و جیک لیسی (Jake Lacy) دیگر بازیگران فیلم هستند.

مک‌اینرنی که دو سال قبل با «Bonjour Tristesse» در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو (TIFF) توجه‌ها را جلب کرد، از تجربه کار در گروه بازیگران «مجله» به‌عنوان یکی از دلنشین‌ترین بخش‌های پروژه یاد می‌کند. او گفت: «یکی از بهترین بخش‌های کار روی این فیلم، گروه قدرتمند بازیگرانی بود که می‌توانستم در کنارشان بازی کنم. قدرت تو واقعا به هم‌بازی‌هایت وابسته است و با گوش دادن به کار فوق‌العاده بازیگران دیگر، چیزهای زیادی درباره شخصیت خودت کشف می‌کنی.»

پچمن که فیلمنامه را نیز نوشته، می‌گوید در سال‌های فعالیتش در نشریات، دگرگونی عمیق صنعت نشر را از نزدیک دیده و ساخت فیلم برای او تلاشی برای پاسخ به یک پرسش شخصی بوده است: «می‌خواستم بفهمم چرا دلم برای آن دوره تنگ شده است.»

او ساختار فیلمنامه را بر اساس حال‌وهوای سال‌های آغاز دهه ۲۰ زندگی طراحی کرده است؛ زمانی که آدم به دنبال جای خود و آدم‌های خودش می‌گردد و گمان می‌کند شغل، عشق یا رابطه اروتیک می‌تواند پاسخ همه چیز باشد. پچمن توضیح داد: «بعدتر که به آن دوره فکر می‌کنیم، می‌بینیم احتمالا آن دختر یا پسر آن‌قدرها هم فوق‌العاده نبوده و شغلی هم که خیال می‌کردیم آرزوی ماست، آن‌قدرها عالی نبوده است. چیزی که باقی می‌ماند، دوستی‌های آن زمان و کسانی هستند که کنارشان می‌نشستیم. امیدوارم مخاطب همین را از فیلم بگیرد؛ چیزی که دیده‌ام فارغ از سن، با مردم ارتباط برقرار می‌کند.»

مک‌اینرنی نیز نورا را شخصیتی متفاوت از الگوی آشنای دختر جوان معصوم در داستان‌های بلوغ می‌داند. او که در نیویورک متولد و بزرگ شده، فضای فیلم را تصویری پیچیده و ظریف از دورانی توصیف کرد که امروز برای بسیاری از جوانان شهر حال‌وهوایی رمانتیک پیدا کرده است؛ سال‌های پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و پیش از فراگیر شدن تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی.

او گفت: «آن دوره، یک فضای خاکستری عجیب داشت؛ انگار آخرین نفس‌های زمانه‌ای بود که شهر تا حدی قابل‌زندگی‌تر و آزادی خلاقانه هم هنوز تا حدی دست‌یافتنی بود.»

فیلم هم‌زمان پرده را از نگاه نورا کنار می‌زند؛ او به‌تدریج می‌فهمد پشت چهره‌های قدرتمند، راز ویژه‌ای برای موفقیت وجود ندارد و بسیاری از آدم‌ها به همان اندازه دیگران سردرگم‌اند. پچمن نیز معتقد است قدرتی که به بعضی افراد نسبت می‌دهیم، اغلب حاصل مناسبات سیاسی و اتفاقی است.

به گفته کارگردان، امروز یک کارآموز می‌تواند با جست‌وجوی نام همکارانش در اینستاگرام، خیلی زود ساختار روابط و جایگاه افراد را تشخیص دهد؛ اما نورا چنین ابزاری در اختیار ندارد. پچمن همین وضعیت مرزی را برای فیلم جذاب دانست؛ دورانی که رسانه‌ها در آستانه بلوغ دیجیتال بودند، اما هنوز همه ابزارهای ارتباطی امروز را در اختیار نداشتند.

«مجله» ۱۱ سپتامبر نخستین نمایش جهانی خود را برگزار می‌کند. پچمن، ان الکساندر (Anne Alexander) و تس کوهن (Tess Cohen) تهیه‌کنندگان فیلم هستند و جولیا نلسون (Julia Nelson) و کریستین دی‌سوزا (Christine D’Souza) به‌عنوان تهیه‌کنندگان اجرایی حضور دارند. شرکت گلوبال کانستلیشن (Global Constellation) مسئول فروش بین‌المللی فیلم است و فروش حقوق نمایش در آمریکا را افتر آورز (After Hours) و یو‌تی‌ای (UTA) بر عهده دارند.

«مجله» با نگاه به لحظه‌ای پیش از سلطه کامل شبکه‌های اجتماعی، نشان می‌دهد آنچه از سال‌های گم‌گشتگی جوانی می‌ماند، معمولا نه جایگاه شغلی و نه رابطه‌های گذرا، بلکه دوستی‌هایی است که بی‌سروصدا دوام می‌آورند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا