دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیرچهره هاسلبریتی جهانمجله فرانگاهی اجمالی

هالیوود دوباره عاشق لاغری افراطی شده است؟

شاید عجیب به نظر برسد، اما هالیوود همیشه فقط فیلم و فرش قرمز تولید نمی‌کند؛ گاهی بی‌صدا به ما می‌گوید «بدن زیبا» باید چه شکلی باشد. یک دهه اندام‌های پُر و منحنی بیشتر دیده می‌شوند، چند سال بعد بدن‌های فیت و ورزیده روی جلد مجله‌ها می‌آیند، و ناگهان دوباره همه‌چیز به سمت یک تصویر قدیمی برمی‌گردد: هرچه لاغرتر، ظریف‌تر و استخوانی‌تر، بهتر.

این روزها بحث فقط درباره چند سلبریتی نیست که وزن کم کرده‌اند. در فرش قرمزها و کمپین‌های مد، یک الگوی آشنا بیشتر به چشم می‌آید: بازوهای باریک، ترقوه‌های برجسته، صورت‌های لاغرتر، کمرهای بسیار باریک و بدن‌هایی که انگار کم‌کم شبیه یکدیگر می‌شوند.

چرا دوباره این سوال مطرح شده است؟

یکی از چهره‌هایی که اخیراً نامش در این بحث زیاد مطرح شده، جنا اورتگا، بازیگر جوان و محبوب هالیوود است. انتشار برخی تصاویر جدید او باعث شد کاربران شبکه‌های اجتماعی ظاهر امروز او را با سال‌های قبل مقایسه کنند. البته باید یک نکته مهم را روشن بگوییم: ما از وضعیت سلامتی، دلیل تغییر وزن یا شرایط شخصی او خبر نداریم و درست نیست فقط از روی ظاهر، درباره بدن یا سلامت کسی قضاوت کنیم.

اما مسئله اصلی فراتر از یک بازیگر است. سوال مهم‌تر این است: چرا هر چند سال یک‌بار، بدن زنان در هالیوود باید با یک استاندارد تازه قضاوت شود؟

یک روز بدن پُر و منحنی مد می‌شود، روز دیگر شکم تخت و عضلات فیت، و حالا دوباره انگار «لاغری شدید» آرام‌آرام به تصویر غالب زیبایی تبدیل می‌شود.

این داستان تازه نیست؛ فقط لباسش عوض شده

در دهه ۹۰ میلادی و اوایل دهه ۲۰۰۰، بدن‌های بسیار لاغر در مد و سینما پررنگ بودند؛ دورانی که بعدها با اصطلاحاتی مثل Heroin Chic (تیپ هروئینی) هم شناخته شد. مدل‌ها و بازیگرانی با اندام بسیار باریک، صورت‌های استخوانی و ظاهر خسته، تبدیل به تصویر رایج «زیبایی خاص» شدند.

بعدتر، در دهه ۲۰۱۰، با محبوبیت چهره‌هایی مثل خانواده کارداشیان، استاندارد دیگری غالب شد: اندام‌های پُرتر، باسن و ران برجسته، کمر باریک و بدن‌های منحنی. هم‌زمان جنبش‌هایی مثل Body Positivity و Size Inclusivity تلاش کردند بدن‌های متنوع‌تر را وارد رسانه، تبلیغات و مد کنند.

اما حالا به نظر می‌رسد کفه ترازو دوباره به سمت لاغری برگشته؛ نه لاغری طبیعی و سالم، بلکه نوعی ظرافت افراطی که اگر زیاد تکرار شود، می‌تواند دوباره همان اضطراب قدیمی را زنده کند: «بدن من کافی نیست.»

اثر رسانه بر تصویر بدن واقعی است

این فقط یک نگرانی احساسی نیست. پژوهش‌های متعددی در حوزه روان‌شناسی رسانه نشان داده‌اند که مواجهه مداوم با تصاویر ایده‌آل‌سازی‌شده بدن می‌تواند با نارضایتی از بدن، اضطراب ظاهری و رفتارهای ناسالم کنترل وزن ارتباط داشته باشد؛ به‌ویژه در نوجوانان و زنان جوان.

طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، اختلالات خوردن مانند بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، از مسائل مهم سلامت روان هستند و می‌توانند پیامدهای جدی جسمی و روانی داشته باشند. از طرف دیگر، انجمن‌های تخصصی مانند انجمن ملی اختلالات خوردن سال‌هاست هشدار می‌دهند که استانداردهای زیبایی غیرواقعی در رسانه‌ها می‌توانند فشار روانی شدیدی ایجاد کنند.

یعنی وقتی فرش قرمزها، تبلیغات، فیلم‌ها و شبکه‌های اجتماعی مدام یک فرم خاص بدن را تحسین می‌کنند، این پیام فقط در سطح مد نمی‌ماند؛ وارد ذهن آدم‌ها می‌شود، وارد اتاق پرو، جلوی آینه، سر میز غذا و گاهی حتی وارد رابطه فرد با خودش.

داروهای کاهش وزن و موج تازه نگرانی

در سال‌های اخیر، نام داروهای کاهش وزن و داروهای مبتنی بر GLP-1 مثل اوزمپیک، ویگووی و داروهای مشابه زیاد شنیده شده است. این داروها در اصل برای شرایط پزشکی مشخص، مثل دیابت نوع ۲ یا درمان چاقی تحت نظر پزشک، استفاده می‌شوند. اما گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد که در برخی محافل سرگرمی و مد، استفاده غیردرمانی یا خارج از ضرورت پزشکی از این داروها به موضوع بحث تبدیل شده است.

حتی گاهی از اصطلاحاتی مثل «میکرودوزینگ» یا مصرف‌های پنهانی حرف زده می‌شود؛ البته بسیاری از این ادعاها قابل راستی‌آزمایی نیستند و نباید درباره افراد خاص بدون سند قضاوت کرد. اما خودِ مطرح شدن چنین بحث‌هایی نشان می‌دهد فشار برای کوچک‌تر شدن بدن هنوز زنده است؛ فقط ابزارهایش عوض شده‌اند.

مسئله ترسناک اینجاست: وقتی استاندارد زیبایی به «کمتر بودن» گره بخورد، مسابقه نقطه پایان ندارد. همیشه ممکن است کسی لاغرتر شود، دور کمر باریک‌تری داشته باشد، صورت استخوانی‌تری نشان دهد و ناگهان بدن طبیعی بقیه آدم‌ها «زیادی» به نظر برسد.

بدن زنان؛ میدان جنگ ترندها

بدن زنان در صنعت سرگرمی بارها مثل یک ترند فصلی رفتار شده است. گاهی از زنان خواسته شده نرم و پُر باشند، گاهی بسیار ورزیده، گاهی بی‌نقص و صیقلی، و گاهی تقریباً محو و کوچک. مشکل دقیقاً همین‌جاست: بدن انسان ترند نیست.

هیچ‌کس نباید هر دهه، برای هماهنگ شدن با زیباییِ روز، با بدنش وارد جنگ شود. اینکه امروز یک فرم بدن ستایش شود و فردا فرم دیگری، نشان می‌دهد استانداردهای زیبایی بیشتر از آنکه حقیقت داشته باشند، محصول بازار، رسانه، تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی و صنعت سرگرمی‌اند.

درباره جنا اورتگا چه باید گفت؟

در مورد جنا اورتگا یا هر چهره دیگری، اخلاقی‌ترین برخورد این است که از حدس‌زدن درباره سلامت، رژیم، بیماری یا سبک زندگی او خودداری کنیم. بدن هر فرد ممکن است به دلایل مختلف تغییر کند؛ از استرس، برنامه کاری، نقش‌های سینمایی و سبک زندگی گرفته تا مسائل پزشکی یا شخصی.

هشدار مرتی ناکسن درباره بازگشت لاغری افراطی؛ از داروهای GLP-1 تا تاثیر تصاویر سلبریتی‌ها بر سلامت روان

اما می‌توان بدون قضاوت درباره یک نفر، درباره الگوی بزرگ‌تر حرف زد: اینکه چرا صنعت سرگرمی دوباره دارد بدن‌های خیلی لاغر را بیشتر نمایش می‌دهد و چرا مخاطبان، مخصوصاً دختران نوجوان و زنان جوان، باید دائماً خودشان را با تصاویری مقایسه کنند که اغلب انتخاب‌شده، ویرایش‌شده و ایده‌آل‌سازی‌شده‌اند.

پرسش اصلی این است

شاید وقتش رسیده به جای اینکه بپرسیم «فلان بازیگر چرا این‌قدر لاغر شده؟»، سؤال عمیق‌تری بپرسیم: اگر دیروز اندام پُر زیبا بود، امروز لاغری زیباست و فردا دوباره فرم دیگری مد می‌شود، ما واقعاً داریم استانداردهای زیبایی را دنبال می‌کنیم، یا این استانداردها هستند که ما را دنبال خودشان می‌کشانند؟

شاید شیک‌ترین و سالم‌ترین پاسخ، نه در شبیه شدن به فرش قرمز، بلکه در پس گرفتن حق آرامش از بدن خودمان باشد؛ اینکه بدنمان را نه پروژه‌ای برای اصلاح دائمی، بلکه خانه‌ای برای زندگی بدانیم.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا