تیلور دیردن و تال اندرسون از رابطه خواهران کینگ در «The Pitt» و روایت واقعی نورودایورسیتی گفتند

تیلور دیردن و تال اندرسون، بازیگران نقش دوقلوهای «The Pitt»، میگویند همکاری نزدیکشان کمک کرده رابطه پیچیده مل و بکا کینگ را فراتر از کلیشهها بسازند؛ دو خواهری که سالها تکیهگاه یکدیگر بودهاند، اما حالا استقلال و مسیرهای شخصیشان آنها را با چالش تازهای روبهرو میکند. این دو بازیگر که نخستین نامزدی امی خود را تجربه میکنند، در گفتوگویی درباره بازیگری، بازنمایی نورودایورسیتی و پیوند عاطفی شخصیتهایشان صحبت کردند.
دیردن در فصلهای تازه «The Pitt» نقش دکتر مل کینگ را بازی میکند و اندرسون در نقش بکا، خواهر دوقلوی او، ظاهر میشود. رابطه این دو شخصیت از همان ابتدا بر گذشتهای مشترک و دشوار استوار بوده؛ آنها پس از مرگ والدینشان در سنین پایین، عملاً تنها تکیهگاه هم بودهاند. دیردن درباره دلیل صمیمیت عمیق آنها توضیح داد: «به من گفتند که آنها دوقلو هستند و والدینشان وقتی خیلی کمسن بودند از دنیا رفتهاند. فکر میکنم اول پدرشان فوت کرده و بعد مادرشان؛ بنابراین سالها فقط خودشان بودند. وقتی نهفقط دوقلو باشید، بلکه واقعاً تنها دو نفر در برابر دنیا باشید، آن نزدیکی کاملاً ضروری میشود.»
او افزود ورود بکا به یک جامعه زندگی مستقل، برای هر دو خواهر اتفاقی تازه و تا حدی ترسناک بوده است: «همهچیز تازه و نگرانکننده بود؛ بهخصوص برای مل که باید این شغل را حفظ میکرد، چون بکا در محیط جدیدش خوشحال بود. انگار اگر مل نمیتوانست کارش را ادامه بدهد، همهچیز به مشکل میخورد. برای همین روز اول مل فقط یک روز اول کاری معمولی نبود؛ خیلی چیزها به آن وابسته بود.»
دیردن و اندرسون نخستینبار در جریان فیلمبرداری یکی از تماسهای تصویری شخصیتها با یکدیگر ملاقات کردند. دیردن با اشاره به جزئیات تولید سریال گفت: «فکر میکنم اولینبار وقتی بود که صحنه فیستایم را فیلمبرداری میکردیم. واقعاً در محل فیلمبرداری با هم آشنا شدیم، کمی وقت گذراندیم، بعد جدا شدیم و یک فیستایم واقعی انجام دادیم. نکته جالب این است که هر بار در سریال فیستایم میبینید، ما واقعاً همان تماس را انجام میدهیم.»
هر دو بازیگر برای نقشآفرینی در «The Pitt» نامزد جایزه امی شدهاند؛ افتخاری که هنوز برایشان کاملاً واقعی به نظر نمیرسد. اندرسون گفت: «هنوز دارم آن را پردازش میکنم. شوکهکننده است، اما فقط بابت این فرصت فوقالعاده بسیار سپاسگزارم. واقعاً تجربه خوبی بوده است.»
دیردن نیز با لحنی شوخطبعانه گفت که مدام این اتفاق را فراموش میکند: «هر روز فوری یادم میرود، اما بعد کسی چیزی دربارهاش میگوید و من با حالت کمیک پشت سرم را نگاه میکنم و میگویم: “صبر کن، منظورت منم؟” خیلی عجیب است.»
اندرسون معتقد است دیده شدن بکا میان مخاطبان بیش از هر چیز به تاثیر خط داستانی این شخصیت مربوط است، نه نامزدی امی. او گفت: «فکر میکنم بیشتر شناخته میشوم، اما بعید میدانم به خاطر نامزدی امی باشد. دلیلش این است که داستان بکا واقعاً در ذهن مردم ماند. در فضای آنلاین هم مردم خیلی گرم و مهربان بودهاند، تبریک گفتهاند و درباره صحنههای بکا حرفهای مثبتی زدهاند. این واقعاً دلگرمکننده است، چون نشان میدهد ایستادن بکا برای خودش را پذیرفتهاند.»
برای اندرسون، یکی از مهمترین اصول بازیگری، جملهای از دنیل تراویس، مربی بازیگریاش، است: «کار بازیگر این است که از حق شخصیتش برای وجود داشتن دفاع کند.» او ادامه داد: «این جمله واقعاً با من ماند. مهم نیست شخصاً چه فکری میکنید، باید بزرگترین مدافع شخصیتتان باشید.»
دیردن نیز با این نگاه موافق است و باور دارد بازیگر، بهدلیل زندگی کردن با جزئیات یک نقش، شناخت ویژهای از شخصیت دارد: «با اینکه نویسنده، کارگردان و بقیه گروه ممکن است فکر کنند بهترین شناخت را دارند، اما شما شخصیتتان را بهتر میشناسید. دارید چیزی خلق میکنید و بکا را بهتر از دیگران میشناسید. گاهی باید درخواست کنید یا راهی پیدا کنید که چیزی با شخصیت هماهنگ شود؛ این کار سختی است، چون افراد زیادی برای شخصیت شما مینویسند، اما در نهایت قرار است یک نفر آن شخصیت را بازی کند.»
بکا در فصل دوم «The Pitt» وارد فضای بخش اورژانس میشود؛ محیطی که تا آن زمان فقط بخشی از زندگی روزمره مل بود. اندرسون این تجربه را برای خودش و شخصیتش همزمان تازه و حیرتانگیز دانست: «کار کردن در دکور بیمارستان خیلی هیجانانگیز بود. واقعاً از عظمت آن شگفتزده شده بودم. برای بکا هم لحظه بزرگی بود، چون هیچوقت فرصت نداشت آن بخش از زندگی مل را ببیند و آدمهایی را بشناسد که مل زمان زیادی با آنها میگذراند. بکا و من همزمان همان حس شگفتی را تجربه میکردیم.»
او به صحنه پیادهروی بکا و مل در فصل اول نیز اشاره کرد؛ صحنهای که با یک سازه دوربین متحرک ویژه ثبت شده بود. دیردن با خنده گفت: «یک وسیله شبیه گویکارت بود که گروه دوربین داخلش قرار میگرفت. تقریباً عرض پیادهرو را داشت، اما بهخاطر تجهیزاتش شبیه تانک بود. خیلی جالب بود.»
رابطه خواهران کینگ در فصل دوم وارد مرحله تازهای میشود؛ بکا استقلال بیشتری میخواهد و مل با خبر داشتن دوستپسر و رابطه اروتیک بکا، بدون آنکه از قبل چیزی شنیده باشد، شوکه میشود. دیردن تاکید کرد که واکنش مل از مخالفت با استقلال یا خوشحالی خواهرش نمیآید: «چیزی که برای مل زمین را زیر پایش خالی میکند، مستقل بودن بکا یا خوشحال بودن او نیست؛ این تصور است که مل دارد جایگزین میشود. کسی در زندگی بکا هست که توجه بیشتری از او میگیرد و حالا برای نیازهایش کنار اوست.»
به گفته دیردن، مل احتمالاً خودش را نادرست در جایگاه مراقب بکا تصور کرده است؛ برداشتی که بکا لزوماً با آن موافق نیست. او افزود: «استقلال داشتن ایده فوقالعادهای است، اما در ذهن مل، این فکر که دیگر خواسته یا لازم نیست، ترسناکترین چیز دنیاست.»
اندرسون با وجود تنش میان خواهران، پیوند آنها را شکستناپذیر میداند: «آنها بیقیدوشرط همدیگر را دوست دارند، اما خواهرند و حق دارند اختلاف داشته باشند. شاید چیزی که دیدیم این بود که هر دو فهمیدند به فضای شخصی نیاز دارند و باید جدا از هم برای خوشحالی فردی خودشان تلاش کنند. اما فکر نمیکنم پیوندشان شکسته باشد؛ این پیوند خیلی قوی است.»
دیردن نیز از وارونه شدن انتظار مخاطب درباره وابستگی این دو خواهر استقبال میکند: «دوست دارم که بکا، بهوضوح، خواهر مستقلتر است. این با کلیشههایی که مخاطب ممکن است انتظار داشته باشد بازی میکند؛ چرا باید انتظار دیگری داشته باشید؟ هیچ دلیلی ندارد. در واقع این مل است که وابستگی بیشتری دارد.»
بکا در صحنهای از فصل دوم، زمانی که مل میخواهد او را معاینه کند، با لحنی تند و بامزه به خواهرش جواب میدهد و از او میخواهد به زندگی خودش برسد. اندرسون گفت از ابتدا میدانست که میخواهد این شخصیت را جسور و بیپرده بازی کند، اما در گفتوگو با والری چو، دبیر اجرایی داستان سریال، تلاش کرد واکنش بکا به دعوای خواهرانه به دام کلیشههای بازنمایی نورودایورسیتی نیفتد.
او توضیح داد: «واقعاً میخواستم از هر چیزی که شبیه کلیشه باشد دوری کنم، چون فکر نمیکردم بکا در ارتباط با مل واقعاً آنطور واکنش نشان دهد. در آن لحظه، فکر میکنم فقط میخواست گفتوگو تمام شود و هر نوع تنظیم هیجانی که لازم داشت، درونی بود. وال خیلی عالی بود؛ گوش کرد و توضیح داد که از کجا به این صحنه رسیدهاند و قرار است به کجا بروند. در نهایت روی یک تغییر کوچک کار کردیم که خیلی به من کمک کرد و برای بکا کاملاً طبیعی به نظر میرسید.»
دیردن نیز گفت او و اندرسون بارها درباره نحوه نمایش افراد نورودایورجنت در رسانهها گفتوگو کردهاند. نورودایورسیتی اصطلاحی فراگیر برای تفاوتهای طبیعی در کارکرد مغز و تجربههای عصبی، از جمله اوتیسم و اختلال نقص توجه و بیشفعالی، است. دیردن گفت: «تال و من علناً درباره این صحبت کردهایم که واقعاً از نحوه دیده شدن افراد نورودایورجنت در رسانهها خستهایم. هر دو میخواستیم داستانهایی روایت کنیم که بتوانیم خودمان را در آنها ببینیم.»
او همکاری با چو را بخش مهمی از شکلگیری واقعیت شخصیت مل دانست: «میتوانستیم بگوییم: “در تجربه من، من هیچوقت چنین کاری نمیکنم؛ در این موقعیت این واکنش را دارم.” او بسیار پذیرا و راحت بود. از او درباره نیت پشت واکنش مل به حرف خواهرش پرسیدم و بعد گفتم اگر جای مل بودم، خودم چطور واکنش نشان میدادم. همان شد چیزی که در صحنه دیدید.»
دیردن برای طراحی زبان بدن مل در لحظههای تنش، حتی نظر اندرسون را جویا شده است: «از تال پرسیدم وقتی کسی را در این موقعیت خیلی خوب میشناسید، از نظر زبان بدن چه چیزهایی میدانید؟ وقتی سر او داد میزنم، چقدر به او نزدیک میشوم؟ تال میتوانست از جایگاه بکا پاسخ بدهد که: “فکر میکنم باید اینجا بایستی.” این همکاری واقعاً خوب جواب داد.»
اندرسون در توصیه به بازیگرانی که با نورودایورسیتی یا معلولیت زندگی میکنند، گفت: «هرگز اجازه ندهید کسی به شما بگوید نمیتوانید رویاهایتان را محقق کنید. نگذارید کسی بگوید معلولیتتان سد راه تلاش برای رویاهایتان میشود. اگر میخواهید بازی کنید، انجامش بدهید؛ بازیگری امری شخصی است، پس دنبالش بروید.»
دیردن نیز بر اهمیت شناخت نیازهای فردی تاکید کرد و گفت: «برای من، درمان خیلی کمککننده بوده است. کمک میکند خودم را بشناسم؛ اینکه چه چیزی آزارم میدهد، چه چیزهایی با معلولیتها برایم دشوارتر است و چه چیزهایی آسانتر. این شناخت باعث میشود بتوانم آن را بهتر به دیگران منتقل کنم.»
او در عین حال پذیرفت که صنعت سرگرمی نیز بیدردسر نیست: «همیشه سخت خواهد بود. در هر صنعتی که باشید، با آدمهای زیادی روبهرو میشوید که واقعاً اهمیتی به تغییر یا کمک کردن نمیدهند. اما هرچه بیشتر بدانید چگونه باید کارها را انجام دهید، بهتر است. با این حال، از میان همه صنایع، احتمالاً این یکی برای ما بهترین است؛ در همه جایگاهها و سطوح این صنعت افراد نورودایورجنت زیادی حضور دارند.»
اندرسون همچنین بر اهمیت روایتهای اصیل معلولیت در «The Pitt» تاکید کرد: «از دیدن این همه داستان واقعی درباره معلولیت در سریال خوشحال بودهام. در حال حاضر در این کشور، حقوق افراد دارای معلولیت، بهویژه رفاه آنها و دسترسیشان به مراقبت درمانی مناسب، زیر فشار است. پس نیاز به این داستانها بالاست و ترس هم واقعی است.»
او امیدوار است بکا همچنان به شناخت مخاطب از مل کمک کند: «امیدوارم بکا همچنان کمک کند بهتر بفهمیم چرا مل کسی است که هست؛ تا او را نه فقط بهعنوان یک پزشک، بلکه بهعنوان یک انسان بشناسیم.»
دیردن نیز ترجیح میدهد در آینده، بخشهای بیشتری از زندگی شخصی و رشد فردی خواهران کینگ دیده شود: «پزشکی فوقالعاده است، اما فکر میکنم چیزی که همه واقعاً به آن علاقهمندیم، این است که بفهمیم این آدمها چه کسانی هستند.»





