جاش رادنر از فاصله گرفتن بازیگران «آشنایی با مادر» گفت
بازیگر نقش تد موزبی میگوید اعضای گروه محبوب «How I Met Your Mother» دیگر مانند دوران تولید سریال در تماس نزدیک نیستند، اما میان آنها پیوندی عمیق و خانوادگی باقی مانده است.

جاش رادنر، بازیگر نقش تد موزبی در سریال خاطرهانگیز «How I Met Your Mother»، با صراحت درباره رابطه امروز اعضای گروه بازیگری این مجموعه صحبت کرده است. او که در تمام ۹ فصل سریال شبکه سیبیاس نقش شخصیت اصلی داستان را بازی میکرد، میگوید صمیمیت پررنگ دوران فیلمبرداری، با پایان کار و گذر زمان به ارتباطی کمرنگتر تبدیل شده است.
رادنر در گفتوگو با پادکست «نصف تصویر» (Half the Picture) در پاسخ به این پرسش که آیا بازیگران هنوز به اندازه گذشته به هم نزدیکاند، گفت: «نه، حتی ذرهای هم نه.» او البته بلافاصله تأکید کرد که منظورش وجود اختلاف یا ماجرایی دراماتیک نیست؛ بلکه این فاصله را نتیجه طبیعی پایان یک همکاری طولانی میداند.
او به گفتوگوی اخیرش با نیل پاتریک هریس، بازیگر نقش بارنی استینسن، اشاره کرد و توضیح داد که آنها درباره برخی تنشهای دوران حضور در صحنه حرف زدهاند؛ گفتوگویی که به گفته او هم جالب بوده و هم تا حدی حس التیام به همراه داشته است.
رادنر درباره دیگر همبازیهایش نیز گفت گاهی با جیسون سیگل، بازیگر نقش مارشال اریکسن، پیام ردوبدل میکند؛ بهویژه وقتی چیزی یادآور لحظهای بامزه از پشت صحنه باشد. با این حال، او اضافه کرد مدتهاست سیگل را از نزدیک ندیده است. او کوبی اسمالدرز، بازیگر نقش رابین شرباتسکی، را بیشتر از طریق تماسهای زوم و حضورش در پادکست دیده و درباره آلیسون هنیگن، بازیگر نقش لیلی آلدرین، گفت که او در مراسم عروسیاش حاضر بوده، اما پس از آن دیداری میانشان رخ نداده است.
بازیگر ۵۲ ساله این وضعیت را به تجربه دانشگاه تشبیه کرد: دورهای فشرده که در آن افراد هر روز یکدیگر را میبینند و تصور دورشدن از هم دشوار است، اما پس از پایان آن، هر کس راه زندگی خودش را در پیش میگیرد. او گفت نیل پاتریک هریس در نیویورک زندگی میکند و دیگر اعضای اصلی گروه عمدتاً ساکن کالیفرنیا هستند؛ فاصله جغرافیایی هم طبیعتاً بر استمرار ارتباطها اثر گذاشته است.
رادنر رابطه میان بازیگران «How I Met Your Mother» را بیش از آنکه دوستی فعال و روزمره بداند، شبیه پیوند خانوادگی توصیف کرد: «خانوادهات را انتخاب نمیکنی؛ ما برای این نقشها انتخاب شدیم و یکدیگر را انتخاب نکردیم.» به باور او، وقتی افراد سالها در محیطی مشترک کار میکنند، پیچیدگیها و الگوهای روابط خانوادگی نیز میانشان شکل میگیرد؛ با همه دلخوریها، نزدیکیها و خاطراتی که همراه آن است.
او در عین حال تأکید کرد عشق و احترام میان آنها واقعی، عمیق و احتمالاً ماندگار است، اما دیگر شکل فعال و روزانه ندارد. رادنر در توصیفی شاعرانه از حرفه بازیگری گفت: «بازیگری شبیه داشتن عشقهای زیادی است که بعد از مدتی از آنها عبور میکنی و به مسیر بعدی میروی.»
این نگاه شاید بهترین تصویر از سرنوشت گروههای تلویزیونی باشد: آدمهایی که سالها برای مخاطبان یک خانواده به نظر میرسند، اما بیرون از قاب، پس از پایان پروژه به زندگیهای جداگانه بازمیگردند؛ در حالی که اثر آن همراهی طولانی، حتی بدون تماسهای همیشگی، جایی در حافظهشان باقی میماند.





