متیو مککانهی از فیلمبرداری میان زنبورها در «The Rivals of Amziah King» گفت

متیو مککانهی در گفتوگویی تازه از تجربه پرریسک حضور میان انبوهی از زنبورهای واقعی در فیلم «The Rivals of Amziah King» گفت؛ تجربهای که تنها یک هفته پیش از شروع فیلمبرداری، با اطلاع او از واکنش شدید بدنش به نیش زنبور، پیچیدهتر شد. این فیلم به کارگردانی اندرو پترسون، با ترکیبی نامتعارف از موسیقی بلوگرس، زنبورداری، داستان بلوغ و جنایت، از ۱۴ اوت بهصورت محدود اکران میشود.
مککانهی در این فیلم نقش امزیا کینگ، زنبوردار و نوازنده موسیقی بلوگرس در مناطق روستایی اوکلاهما، را بازی میکند؛ مردی که کسبوکار تولید عسل خود را اداره میکند. با بازگشت کاتری، دختری که در کودکی برای مدتی سرپرستی او را بر عهده داشته، امزیا تلاش میکند کسبوکار خانوادگی را به او بیاموزد؛ درست در زمانی که رقیبانش همهچیز را تهدید میکنند.
بازیگر برنده اسکار که پیشتر در آثار پرمخاطبی چون «Interstellar» و «Dallas Buyers Club» ظاهر شده، برای توصیف فیلم جدیدش تعریفی کوتاهتر و روشنتر دارد. او به پلیلیست (The Playlist) گفت: «یک شوک از شادی و شیطنت است. وقتی از سالن بیرون میآیید، روحتان از زمانی که وارد شده بودید، بیشتر است.»
اما رساندن این حس به تصویر، نیازمند زنبورهای زنده بسیاری بود. مککانهی تنها یک هفته پیش از شروع تولید فهمید که نیش زنبور میتواند باعث تورم شدید بخشهایی از بدنش شود. او و اندرو پترسون، کارگردان «The Vast of Night»، برای مدیریت خطر هم احتیاط کردند و هم، به قول خود مککانهی، کمی به دل ماجرا زدند.
او گفت: «خب، یک بخشش این است که بگویی “بیخیال، انجامش بدهیم”. بخش دیگرش این است که عاقلانه رفتار کنیم و آن صحنه را برای آخرین روز فیلمبرداری بگذاریم. اینطوری اگر مککانهی نیش میخورد، دیگر لازم نبود جلوی دوربین باشد.»
پترسون در عین حال یک راهحل جایگزین برای جلوههای ویژه آماده کرده بود. گروه ابتدا نسخهای خالی از صحنه را فیلمبرداری کرد تا اگر حضور مککانهی در میان زنبورها ممکن نشد، بتوانند از آن استفاده کنند. با این حال، هدف اصلی همچنان اجرای واقعی صحنه بود. پترسون با لحنی شوخطبعانه توضیح داد: «برای نسخه جلوههای ویژه رفتیم و صحنه خالی را گرفتیم؛ فقط پنج دقیقه طول کشید، چون گفتم: “باشه، برویم.” تصویر پایه را گرفتیم و قرار بود بعداً برگردیم.»
آنها واقعاً برگشتند؛ مککانهی ملکه زنبورها را در دست گرفت، زنبورها دور او جمع شدند و دوربینها شروع به ضبط کردند. او هم آن روز را بدون نیش خوردن به پایان رساند.
آنجلینا لوکینگگلس (Angelina LookingGlass)، بازیگر نقش کاتری، نیز در یکی از صحنهها اجازه داد یک دسته زنبور زنده بدنش را بپوشاند. او با اینکه بهمراتب آرامتر از انتظار با این موقعیت برخورد کرده بود، پذیرفت که این تجربه بدون اضطراب نبوده است: «اگر حتی کمی بابتش نگران نمیشدم، انسان نبودم. اینکه بدانی قرار است با زنبورها پوشیده شوی، واقعاً حس سورئالی دارد. اما من واقعاً عاشق آن زنبورها شدم. این تجربه چیزهای زیادی درباره شگفتانگیز بودن طبیعت به من یاد داد. واقعاً دوست داشتم حدود سه ماه زنبوردار باشم.»
این پروژه نخستین ورود جدی لوکینگگلس به صنعت فیلم است؛ تجربهای که او در کنار مککانهی، کرت راسل، کول اسپراوس، اسکات شپرد، راب مورگان، تونی ریوولوری و جیک هوروویتس پشت سر گذاشت. او گفت: «این اولین آشنایی جدی من با کل این صنعت بود. برای همین همهچیز را با آرامش پذیرفتم و فقط برای انجام دادن همه کارها خیلی هیجان داشتم.»
وقتی پترسون از او پرسید که حاضر است بدون لباس محافظ زنبورداری وارد دسته زنبورها شود یا نه، لوکینگگلس تردید زیادی نکرد. او گفت: «واقعاً میخواستم انجامش بدهم، چون تجربهای بود که فقط یکبار در زندگی پیش میآید. فکر نمیکنم دیگر هرگز چنین کاری کنم؛ برای همین بازی در آن صحنه فوقالعاده بود.»
چالش دیگر پترسون، حفظ ساختار غیرمنتظره فیلم در مرحله تدوین بود. «The Rivals of Amziah King» در ابتدا داستانی گرم و خانوادگی درباره زنبورداری و موسیقی بلوگرس به نظر میرسد، اما بهتدریج به روایتی از بلوغ و یک ماجرای جنایی تبدیل میشود. پترسون گفت در روند تدوین، نسخههایی مطرح شد که میتوانستند فیلم را به مسیر کاملاً متفاوتی ببرند.
او توضیح داد: «نسخههای زیادی وجود داشت که با چشمانداز اصلی این فیلم یکی نبودند. بهترین توصیفم این است که وقتی مدت زیادی در صنعت فیلم بودهاید، میبینید همه تلاش میکنند هدفی را بزنند که دیگران نمیتوانند بزنند. اما من تلاش میکردم هدفی را بزنم که هیچکس اصلاً نمیدید. برای همین باید مدام به دیگران یادآوری میکردم که هدف آنجاست و ما میزنیمش.»
پترسون میگوید یک روز برای دیدن تغییرات پیشنهادی وارد اتاق تدوین شد و متوجه شد یکی از مهمترین صحنههای جمعی فیلم، یعنی ضیافت اشتراکی، حذف شده و یک سرقت مهم در رودخانه به مونتاژی کوتاه تقلیل یافته است. او گفت: «دیدم ضیافت را حذف کردهاند. با خودم گفتم: “اوه، لعنتی؛ این دیگر فیلم متفاوتی است.” کل سرقت رودخانه را هم به مونتاژ تبدیل کرده بودند. این دیگر قصهگویی نیست؛ چیزی در آن شکل نمیگیرد.»
در نهایت، دو نسخه فیلم برای ارزیابی آزمایش شد و استودیو از نسخه پترسون حمایت کرد. او گفت: «در نهایت مشخص شد چیزی که در ذهن داشتم، نسخه قویتر بود. فقط باید آن را به دیگران نشان میدادم و ایدههایم را ثابت میکردم. وقتی توانستم این کار را انجام بدهم، دو نسخه را آزمایش کردیم و چیزی که امروز میبینید، نسخه تدوین من است. خیلی خوشحال بودیم که استودیو این را دید و از چشماندازم حمایت کرد.»
یکی از مهمترین جابهجاییهای روایی فیلم نیز انتقال تدریجی تمرکز از امزیا به کاتری است. مککانهی در آغاز، مرکز ثقل داستان به نظر میرسد، اما شخصیت کاتری آرامآرام به قلب عاطفی فیلم تبدیل میشود. پترسون درباره این انتخاب گفت: «چون امزیا عاشق او میشود، تماشاگر هم عاشق او میشود. همین مسئله راه انتقال داستان را فراهم کرد. تماشاگر عاشق شخصیت تو میشود، اما چون تو عاشق شخصیت او شدهای، ما میتوانیم وارد بخش تازهای از قصه شویم.»
مککانهی این تغییر را با زبان خود فیلم و استعارههای مربوط به زنبورداری توضیح داد: «این به ما اجازه میدهد وارد بخش تازهای از داستان شویم و چوب امدادی را به او بسپاریم. در مسیر او، از شاهزادهخانم به ملکه، امزیا ملکه بود؛ ملکه اول، و بعد او ملکه میشود. همه ارجاعها را میشنوید؛ زنبورهای کارگر ملکهشان را انتخاب میکنند و وقتی زمان ملکه تازه برسد، انتخابش میکنند.»
گفتوگو در ادامه به احتمال حضور مککانهی در جهان «Yellowstone» ساخته تیلور شریدان رسید؛ پروژهای که مدتی گمان میرفت این بازیگر قرار است هدایت یکی از مجموعههای تازه آن را بر عهده بگیرد، اما هرگز بهطور رسمی معرفی نشد. مککانهی تاکید کرد که این احتمال منتفی نشده، هرچند هنوز چیزی قطعی نیست.
او گفت: «نه، یعنی نه بیشتر از قبل جدی شده و نه احتمالاً کمتر از قبل. برای مدتی خبرش خیلی مطرح بود. من و تیلور صحبت کردهایم و همچنان درباره اینکه آن پروژه چه میتواند باشد و آیا اصلاً روزی ساخته میشود یا نه، گفتوگو داریم. اما هنوز هیچچیز واقعی و نهایی نشده است.»





