ورود بازرس تازه به «بهترین درمان»؛ رقیب عشقی جدید برای دکتر مارتین؟
جک کاتمور-اسکات در فصل دوم سریال «بهترین درمان» در نقش ناظری پزشکی ظاهر میشود که هم زندگی کاری مارتین بست را زیر ذرهبین میبرد و هم به لوئیزا نزدیک میشود.

فصل دوم «بهترین درمان» (Best Medicine) هنوز شروع نشده، اما دردسرهای دکتر مارتین بست از همین حالا قطعی به نظر میرسد. این سریال با بازی جاش چارلز، از ۲۲ سپتامبر روی آنتن فاکس میرود و در قسمتهای تازه، یک تخلف حرفهای مارتین پای نهاد پزشکی را به زندگی او باز میکند؛ نظارتی که خیلی زود ابعادی شخصی و عاطفی پیدا خواهد کرد.
جک کاتمور-اسکات در چند قسمت از فصل دوم، نقش پارکر را بازی میکند؛ مردی خوشبرخورد و جذاب که بهعنوان ناظر حرفهای مارتین راهی پورت ون میشود تا رعایت مقررات پزشکی از سوی او را بررسی کند. مارتین به دلیل اجازهدادن به دستیارش، ایلین با بازی کری، برای خونگیری از بیماران زیر بررسی قرار گرفته است؛ تصمیمی که از هراس پنهانی خود او از خون ریشه میگیرد؛ ترسی که اغلب اطرافیانش از آن خبر ندارند.
پارکر فقط در محل کار حضور نخواهد داشت. او وارد فضای خصوصی مارتین میشود، در خانهاش رفتوآمد میکند، غذا میخورد و مدام حواسش به عملکرد اوست؛ وضعیتی که برای پزشکی مستقل، جدی و کمالگرا مانند مارتین چندان قابل تحمل نیست. اما مسئلهای که این نظارت را پیچیدهتر میکند، جرقهای است که میان پارکر و لوئیزا شکل میگیرد.
رابطه مارتین و لوئیزا با بازی ابیگیل اسپنسر، از همان فصل نخست بر پایه کشمکش و نزدیکیهای ناتمام جلو رفت. در پایان فصل، مارتین درست در آستانه بیان احساساتش بود که بخشی از گفتوگوی لوئیزا با نامزد سابقش، مارک با بازی جاش سگارا، را شنید. مارک پیشنهاد داده بود که آنها بدون بازگشت به رابطه عاشقانه، بهعنوان دوست صاحب فرزند شوند؛ اما مارتین ادامه مکالمه را نشنید و برداشت ناقصی از ماجرا داشت.
واکنش او نیز اوضاع را آرامتر نکرد: مارتین به سراغ دوستدختر سابقش، ایدن با بازی الیزا کوپه، رفت؛ زنی که اتفاقاً پزشک باروری لوئیزا هم هست. بنابراین، پیش از ورود پارکر نیز سوءتفاهم، دلخوری و رابطههای قدیمی، مسیر نزدیکشدن این دو شخصیت را پرپیچوخم کرده بود.
رادنی فرل، تهیهکننده اجرایی سریال، خط داستانی پارکر را یکی از محورهای مهم و جذاب فصل دوم توصیف کرده است. به گفته او، در ابتدا یک ناظر دیگر برای مارتین دردسرهای زیادی ایجاد میکند. زمانی که آن ناظر میرود، مارتین تصور میکند دوره سخت نظارت تمام شده است؛ اما پارکر از راه میرسد و توجه لوئیزا را هم جلب میکند.
جاش چارلز نیز معتقد است شخصیتش از قرار گرفتن زیر نظر دیگران عمیقاً احساس کلافگی میکند. از نگاه او، مارتین خودش را بسیار کارآمدتر از آن میبیند که به چنین نظارتی نیاز داشته باشد و حضور دائمی فردی بالای سرش را نوعی تحقیر میداند. با این حال، او در پس این عصبانیت، احساس شرمندگی هم دارد؛ زیرا علت اصلی رفتار او برای نهاد پزشکی روشن نیست و مارتین باید با پیامدهای تصمیمی کنار بیاید که ریشه در ضعف شخصیاش دارد.
فصل دوم «بهترین درمان» ظاهراً از دل یک تخلف پزشکی، فرصتی برای آزمودن آسیبپذیری مارتین میسازد. پارکر در این میان فقط یک بازرس مزاحم نیست؛ او آینهای برای ناامنیهای مارتین و مانعی تازه در مسیر رابطهای است که هنوز حتی پیش از آغاز واقعی، گرفتار سوءتفاهمهای فراوان شده است.





