
گیوتین بیشک یکی از ترسناکترین ابزارهای اعدام در تاریخ است. این دستگاه که با نامهایی مانند «مادام گیوتین»، «لادام» به معنای بانو، «لا ووو» به معنای بیوه، «لو رآزوآر ناسیونال» به معنای تیغ ملی و «لوییزت» نیز شناخته میشود، بیش از هر چیز با «دوران وحشت» در جریان انقلاب فرانسه پیوند خورده است؛ ابزاری که هنوز هم همزمان ما را میترساند و مجذوب خود میکند.
شاید بعضی از واقعیتهای مربوط به گیوتین شما را متعجب کند. برای مثال، آیا میدانستید ماری آنتوانت، ملکه مشهور فرانسه، به مرگ با گیوتین محکوم شد و سرش در میدان انقلاب، که امروزه میدان کنکورد نام دارد، از بدنش جدا شد؟
در ادامه، به سراغ مجموعهای از حقایق هولناک، عجیب و کمتر شنیدهشده درباره این ابزار اعدام میرویم.
۱. گیوتین را دکتر ژوزف-ایگناس گیوتین اختراع نکرده بود
با وجود اینکه نام دکتر ژوزف-ایگناس گیوتین با این دستگاه گره خورده است، او مخترع گیوتین نبود. گیوتین پزشک، سیاستمدار و انساندوستی فرانسوی بود که در طراحی و معرفی این ابزار نقش داشت، اما ساخت آن بهطور مستقیم به او نسبت داده نمیشود.
او مخالف مجازات اعدام بود، اما از آنجا که همکارانش علاقهای به لغو این مجازات نداشتند، از روشی حمایت کرد که به باور خودش، سریعتر و کمدردتر بود. گیوتین با وفاداری به اصول بنیادین انقلاب فرانسه، یعنی آزادی، برابری و برادری، معتقد بود که باید با همه انسانها در زندگی و مرگ به شکلی برابر رفتار شود.
پیش از انقلاب فرانسه، دهقانانی که به جرمهای مختلف محکوم میشدند، معمولا با روشهایی مانند شکنجه یا حلقآویز کردن اعدام میشدند؛ در حالی که افراد اشرافزاده اغلب با شمشیر و به شکلی سریعتر اعدام میشدند. گیوتین قرار بود این تفاوت طبقاتی را از میان بردارد و بهعنوان «مساویکننده بزرگ» شناخته شود.
دکتر گیوتین با همکاری آنتوان لوئی، جراح فرانسوی، و توبیاس اشمیت، سازنده آلمانی سازهای موسیقی، روی طراحی نمونه اولیه این دستگاه کار کرد. اختراع سازوکار اصلی گیوتین بیشتر به دکتر لوئی نسبت داده میشود و به همین دلیل، یکی از نامهای قدیمی این دستگاه «لوییزت» بود.
ارتباط نام خانوادگی گیوتین با اعدام و سربریدن برای اعضای خانواده او بسیار ناخوشایند بود. آنها حتی از دولت فرانسه درخواست کردند نام این وسیله تغییر کند. وقتی دولت با این درخواست موافقت نکرد، اعضای خانواده گیوتین نام خانوادگی خود را تغییر دادند.
۲. گیوتین اولین وسیله سربریدن نبود
از قرون وسطی، بریتانیاییها از وسیلهای برای سربریدن به نام «داربست هلیفکس» استفاده میکردند. نخستین استفاده ثبتشده از این دستگاه به سال ۱۲۸۶ میلادی در شهر هلیفکس انگلستان بازمیگردد.
تفاوت داربست هلیفکس با گیوتین این بود که برای پایین آمدن تیغه آن باید طنابی بریده میشد. تیغه این دستگاه شکلی هلالی داشت، در حالی که تیغه گیوتین زاویهدار بود. شکل زاویهدار تیغه گیوتین باعث میشد عمل قطع سر با سرعت و اطمینان بیشتری انجام شود.
آخرین استفاده ثبتشده از داربست هلیفکس به سال ۱۶۵۰ میلادی بازمیگردد. اسکاتلندیها نیز وسیله مشابهی به نام «دوشیزه» داشتند که نخستین استفاده از آن در سال ۱۵۶۴ در ادینبروگ ثبت شده است.
۳. مردم پس از دیدن نخستین اعدام با گیوتین هو کشیدند
در ۲۵ آوریل ۱۷۹۲، جمعیت زیادی در میدان گِرو، که امروزه میدان اوتل دو ویل در پاریس نام دارد، جمع شدند تا شاهد نخستین اعدام عمومی با استفاده از این دستگاه مکانیکی جدید باشند.
نیکولا پلتیه به جرم سرقت و مقاومت شدید در برابر دستگیری به اعدام محکوم شده بود. جمعیت انتظار داشت شاهد نمایشی طولانی و پرتنش باشد، اما تیغه گیوتین در چند ثانیه کار خود را انجام داد. سرعت و سادگی اعدام باعث شد تماشاگران احساس کنند سرگرمی مورد انتظارشان خیلی زود تمام شده است.
در آن زمان، اعدامهای عمومی اغلب با شکنجه، حلقآویز کردن یا روشهای بسیار خشونتآمیز دیگری همراه بود. به همین دلیل، بخشی از مردم از این «ماشین مدرن» استقبال نکردند و حتی برای شارل-آنری سانسون، جلاد معروف، هو کشیدند.
امروزه تصور اینکه مردم برای تماشای رنج و شکنجه یک محکوم در میدانهای عمومی جمع میشدند، بسیار تکاندهنده است. با این حال، در آن دوران چنین مراسمی نوعی سرگرمی عمومی محسوب میشد. افراد ثروتمند معمولا با روشهایی سریعتر اعدام میشدند، اما محکومان فقیر و دهقانان ممکن بود با شیوههایی بسیار دردناک مجازات شوند.
یکی از روشهای وحشیانه «چهارپاره کردن» بود. در این شیوه، بدن محکوم را به چهار اسب میبستند و حیوانات را در جهتهای مختلف حرکت میدادند تا بدن او از هم جدا شود. این نوع مجازات در حضور جمعیت انجام میشد و مردم برای تماشای آن در محل حاضر میشدند.
در چنین شرایطی، هرچند گیوتین همچنان ابزاری هولناک بود، برای بسیاری روشی سریعتر و انسانیتر از مجازاتهای پیشین به نظر میرسید.
۴. گوشوارههای گیوتین و اسباببازی برای کودکان
در نخستین سالهای انقلاب فرانسه، اعدامهای عمومی در پاریس چنان افزایش یافت که جمعیت زیادی را به خود جلب میکرد. حتی بعضی خانوادهها کودکانشان را برای تماشای این مراسم با خود میبردند.
در اطراف محلهای اعدام، غرفههای فروش غذا برپا میشد و جزوههایی حاوی نام محکومان بهعنوان یادگاریهای هولناک به فروش میرسید. گروهی از زنان سالخورده که به «لِه تریکوتوز» یا «بافندهها» مشهور بودند، ساعتها در محل اعدام مینشستند و در حالی که به سقوط تیغهها نگاه میکردند، بافتنی میبافتند.
برخی زنان بهشدت میهندوست حتی گوشوارههایی به شکل گیوتین به گوش میانداختند. مدلهای کوچک این دستگاه نیز در میان بزرگسالان و کودکان طرفدار داشت. به این ترتیب، گیوتین از یک ابزار اعدام به بخشی از فرهنگ عمومی و حتی صنعت سرگرمی آن دوران تبدیل شده بود.
۵. نازیها بیش از ۱۶ هزار نفر را با گیوتین اعدام کردند
معمولا وقتی نام گیوتین به میان میآید، همه به یاد خشونتهای انقلاب فرانسه میافتند. برآوردها نشان میدهد در دوران انقلاب، هزاران نفر با این دستگاه اعدام شدند؛ هرچند رقم دقیق قربانیان در منابع مختلف متفاوت است.
اما شاید عجیب باشد که بدانیم نازیها نیز در طول ۱۲ سال حکومت خود از گیوتین استفاده میکردند. آدولف هیتلر در دهه ۱۹۳۰ این دستگاه را بهعنوان یکی از روشهای رسمی اعدام در آلمان به کار گرفت و دستور داد نمونههایی از آن در شهرهای مختلف نصب شود.
بر اساس اسناد تاریخی، حکومت نازی بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ حدود ۱۶ هزار و ۵۰۰ نفر را با گیوتین اعدام کرد. بسیاری از این افراد، مخالفان سیاسی، مبارزان مقاومت و کسانی بودند که علیه حکومت نازی فعالیت میکردند.
اما جنبه تکاندهنده ماجرا به همینجا ختم نمیشد. حکومت نازی حتی هزینه نگهداری زندانی و اعدام او را از خانواده قربانی دریافت میکرد و برای خانوادهها صورتحساب میفرستاد.
۶. گیوتین برای مدتی کوتاه در فرانسه ممنوع شد

در اوایل قرن بیستم، مخالفت با مجازات اعدام در جامعه فرانسه افزایش یافت. آرمان فالیِر، رئیسجمهور وقت فرانسه، از مخالفان جدی مجازات اعدام بود و بسیاری از افرادی را که به اعدام محکوم شده بودند، عفو کرد. این تصمیم خشم طرفداران مجازات اعدام را برانگیخت.
روزنامه طرفدار مجازات اعدام «لو پتی پاریزین» در همین دوران نظرسنجی گستردهای درباره مجازات اعدام برگزار کرد. این روزنامه بیش از یک میلیون پاسخ دریافت کرد و حدود ۷۴ درصد شرکتکنندگان از ادامه استفاده از گیوتین حمایت کردند.
در همهپرسی سال ۱۹۰۸ نیز نمایندگان مجلس فرانسه با اختلافی نهچندان زیاد با لغو مجازات اعدام مخالفت کردند. نتیجه رایگیری ۳۳۰ رای مخالف لغو مجازات اعدام در برابر ۲۰۱ رای موافق بود. به این ترتیب، مردم و مقامهای منتخب فرانسه نشان دادند که هنوز خواهان ادامه فعالیت «مادام گیوتین» هستند.
آناتول دِیبلِر، جلاد ارشد فرانسه در آن زمان، بهدلیل عفوهای ریاستجمهوری تقریبا سه سال از کار بیکار شده بود. او برای تامین هزینههای زندگی به فروش شامپاین روی آورد. با بازگشت مجازات اعدام، دِیبلِر در سال ۱۹۰۹ دوباره بهعنوان جلاد ارشد فرانسه مشغول به کار شد و تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۹ این وظیفه را ادامه داد.
۷. آخرین اعدام عمومی فرانسه در سال ۱۹۳۹ انجام شد
اوژن ویدمان و دو همدستش در یک باند آدمربایی، سرقت و قتلهای زنجیرهای فعالیت داشتند. بیشتر قربانیان آنها گردشگرانی بودند که از پاریس دیدن میکردند.
محاکمه ویدمان بهشدت مورد توجه رسانهها قرار گرفت و به یک جنجال عمومی تبدیل شد. او در نهایت مجرم شناخته شد و به اعدام با گیوتین محکوم گردید.
صبح روز ۱۷ ژوئن ۱۹۳۹، جمعیت زیادی در بیرون زندان سنتپیر در شهر ورسای جمع شدند تا شاهد اعدام او باشند. تماشاگران برخلاف تشریفات معمول، بسیار پرسروصدا و هیجانزده بودند. پس از اعدام، برخی از افراد خود را روی زمین خونآلود انداختند تا اشیا و تکههایی را بهعنوان یادگاری با خود ببرند.
ماجرا زمانی جنجالیتر شد که مشخص گردید از این اعدام بهطور مخفیانه فیلمبرداری شده است. اعدام ویدمان باعث شد مقامهای فرانسوی به این نتیجه برسند که برگزاری اعدامهای عمومی، بهجای هشدار دادن درباره عواقب جرم، میتواند غرایز خشونتآمیز و رفتارهای اوباشگرایانه را تحریک کند.
به همین دلیل، اعدام اوژن ویدمان آخرین اعدام عمومی با گیوتین در فرانسه بود.
۸. پایان مجازات اعدام در فرانسه
رابطه پیچیده فرانسه با گیوتین در سال ۱۹۸۱ پایان یافت؛ زمانی که مجازات اعدام در این کشور لغو شد.
آخرین اعدام با گیوتین در فرانسه در ۱۰ سپتامبر ۱۹۷۷ انجام شد. حمیدا جاندوبی به جرم شکنجه و قتل الیزابت بوسکه مجرم شناخته شد و به اعدام محکوم گردید. این اعدام در حیاط زندان بومِت در شهر مارسی انجام شد و مارسل شوالیه، آخرین جلاد رسمی فرانسه، آن را اجرا کرد.
این واقعیت که تنها چند دهه پیش، افراد در فرانسه همچنان با قطع سر اعدام میشدند، یکی از تکاندهندهترین بخشهای تاریخ معاصر این کشور است.
۹. گفته میشود مرگ حدود هفت ثانیه طول میکشید
سرعت عملکرد گیوتین باعث شد بسیاری تصور کنند مرگ بلافاصله پس از جدا شدن سر از بدن رخ میدهد. سر قربانی درون سبدی در پایین دستگاه میافتاد و سپس جلاد آن را برای جمعیت بالا میگرفت.
گزارشهای مختلفی از پلک زدن، حرکت لبها یا تغییر حالت چهره در سرهای جداشده وجود دارد. البته درستی بسیاری از این گزارشها همچنان محل بحث است، اما همین روایتها باعث شد پزشکان و دانشمندان درباره مدت زمان باقی ماندن هوشیاری پس از قطع سر تحقیق کنند.
در دهه ۱۹۵۰، پزشکان فرانسوی پیدِلیوِر و فورنیه به این نتیجه رسیدند که مرگ پس از قطع سر احتمالا به اندازه تصور عمومی آنی نیست. پژوهشهای بعدی، از جمله آزمایشهایی روی حیوانات، نشان داد که فعالیت مغز ممکن است برای چند ثانیه ادامه پیدا کند.
برخی تحقیقات، این زمان را حدود چهار تا هفت ثانیه تخمین زدهاند؛ هرچند درباره مدت دقیق هوشیاری پس از قطع سر، اجماع علمی کاملی وجود ندارد.
۱۰. بخشی از تجهیزات مربوط به گیوتین در پاریس نگهداری میشود
برخی از تجهیزات و آثار مربوط به تاریخ اعدام و گیوتین در موزه پلیس پاریس نگهداری میشوند. این موزه در طبقه سوم یک ساختمان فعال پلیس در محله لاتین قرار دارد و از جمله موزههای کمتر شناختهشده پاریس است.
موزه پلیس تاریخ نیروی پلیس فرانسه، مجازات اعدام و تحول فناوریهای مربوط به کشف جرم را بررسی میکند. در این موزه، بازدیدکنندگان میتوانند با بخشی از تاریخ جنایت و مجازات در فرانسه آشنا شوند.
نشانی موزه پلیس: موزه پلیس، شماره ۴ خیابان مونتاژ سنتژنویو، ۷۵۰۰۵ پاریس، طبقه سوم
۱۱. ماری آنتوانت با گیوتین باوقار برخورد کرد
با وجود اینکه برخی منابع تعداد قربانیان اعدام در دوران انقلاب فرانسه را تا ۴۰ هزار نفر تخمین میزنند، «تیغ ملی» برای اعدام حدود ۱۸ هزار نفر به کار رفت. لویی شانزدهم نخستین عضو خانواده سلطنتی نبود که با گیوتین اعدام شد، اما یکی از مهمترین قربانیان این دستگاه بود. اعدام او در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳ انجام شد و با اختلافی نسبتا اندک در مجلس ملی به تصویب رسید.
لویی فیلیپ، دوک اورلئان و پسرعموی پادشاه، نیز از اعدام لویی شانزدهم حمایت کرد؛ اقدامی که بعدها بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت.
ماری آنتوانت در ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳ با گیوتین اعدام شد. روایت مشهور درباره آخرین کلمات او این است که پس از آنکه بهطور اتفاقی پای جلاد را لگد کرد، گفت: «ببخشید، آقا، عمدا این کار را نکردم.» این جمله، که نشانهای از حفظ ادب و خونسردی او در لحظات پایانی بود، در بسیاری از منابع تاریخی نقل شده است.
۱۲. اعدام با گیوتین به یک جاذبه عمومی تبدیل شده بود
در اوج دوران وحشت، هزاران نفر از «دشمنان انقلاب فرانسه» با گیوتین اعدام شدند. با وجود اعتراضهای اولیه مردم به سرعت و سادگی این دستگاه، اعدامها خیلی زود به نوعی سرگرمی عمومی تبدیل شدند.
ترانهها، شوخیها و شعرهای مختلفی درباره گیوتین ساخته شد و جمعیت زیادی برای تماشای اجرای آن به میدانهای اعدام میرفتند. بازدیدکنندگان میتوانستند یادگاری بخرند، فهرست اسامی قربانیان را در قالب جزوه مرور کنند یا برای صرف غذا به رستورانهای اطراف بروند.
حتی گفته میشود رستورانی با نام «کاباره گیوتین» در نزدیکی محل اعدامها فعالیت میکرد. این موضوع نشان میدهد که چگونه مرگ و خشونت در آن دوره، به بخشی از زندگی روزمره و فرهنگ عمومی تبدیل شده بود.
۱۳. جلادان گیوتین در فرانسه چهرههایی شناختهشده بودند
با افزایش شهرت گیوتین، افرادی که از این دستگاه استفاده میکردند نیز به چهرههایی مشهور تبدیل شدند. جلادان بهدلیل سرعت و مهارتشان در اجرای چندین اعدام در یک روز، توجه عمومی زیادی را به خود جلب میکردند.
شغل جلادی اغلب بهصورت خانوادگی منتقل میشد. از سال ۱۷۹۲ تا ۱۸۴۷، چندین نسل از خانواده مشهور سانسون صدها اعدام را انجام دادند. در میان قربانیان آنها، لویی شانزدهم، ماری آنتوانت و بسیاری از چهرههای شناختهشده دوران انقلاب نیز قرار داشتند.
لویی و آناتول دِیبلِر، پدر و پسر، نیز از مشهورترین جلادان فرانسه بودند. مجموع فعالیت حرفهای آنها از سال ۱۸۷۹ تا ۱۹۳۹ ادامه داشت و هر دو در دورههای مختلف بهعنوان جلاد ارشد فرانسه فعالیت کردند.
نام سانسونها و دِیبلِرها در ترانههای خیابانی و روایتهای عامهپسند آن دوران زیاد شنیده میشد. حتی لباسهایی که جلادان هنگام ایستادن روی سکوی اعدام میپوشیدند، گاهی روی مد و پوشش مردم تاثیر میگذاشت.
دنیای جرم و جنایت نیز نوعی وسواس بیمارگونه نسبت به جلادان پیدا کرده بود. برخی منابع ادعا میکنند جملههایی مانند «سر من به دست دِیبلِر میافتد» روی بدن بعضی خلافکاران خالکوبی میشد.
۱۴. دانشمندان روی سر محکومان آزمایشهای هولناکی انجام دادند
از آغاز استفاده از گیوتین، این پرسش مطرح بود که آیا سر افراد اعدامشده پس از جدا شدن از بدن همچنان هوشیاری یا آگاهی دارد یا نه. این بحث در سال ۱۷۹۳ شدت گرفت؛ زمانی که گفته شد دستیار یکی از جلادان به صورت یکی از قربانیان سیلی زده و شاهدان تغییر حالت چهره او را مشاهده کردهاند.
در نمونهای دیگر، پزشکی به نام دسی دِ لینیر تلاش کرد با تزریق خون به مغز فردی که با گیوتین اعدام شده بود، بررسی کند آیا امکان بازگشت هوشیاری وجود دارد یا نه. چنین آزمایشهایی امروزه بسیار هولناک و غیراخلاقی به نظر میرسند، اما در آن دوره بخشی از تلاشهای پزشکی برای شناخت عملکرد مغز بودند.
این آزمایشهای مستقیم در قرن بیستم متوقف شدند. با این حال، پژوهشهای بعدی روی حیوانات نشان دادند که فعالیت مغز ممکن است چند ثانیه پس از قطع سر ادامه داشته باشد. البته ادامه فعالیت عصبی لزوما به معنای باقی ماندن آگاهی یا توانایی درک محیط نیست.
۱۵. برای آزمایش گیوتین از حیوانات و اجساد انسان استفاده شد
ابزارهایی شبیه گیوتین پیش از انقلاب فرانسه نیز وجود داشتند، اما نمونهای که در دوران انقلاب به شهرت رسید، بهتدریج طراحی و اصلاح شد.
برای آنکه عملکرد دستگاه پیش از استفاده عمومی بررسی شود، آزمایشهایی روی حیوانات مختلف انجام گرفت. برهها و گوسالههای زنده از جمله نخستین سوژههای آزمایش بودند و پس از آن، اجساد انسان برای بررسی دقت و قدرت تیغه مورد استفاده قرار گرفتند.
در ادامه، سه جسد انسان انتخاب شدند. این اجساد متعلق به مردانی نسبتا قویهیکل بود که در اثر ضعف شدید یا بیماری طولانی از دنیا نرفته بودند. پژوهشگران میخواستند عملکرد تیغه را روی بدنهایی آزمایش کنند که شرایط فیزیکی طبیعیتری داشتند.
این آزمایشها در ابتدا با هدف بررسی دقت گیوتین انجام میشدند، اما اطلاعاتی نیز درباره آناتومی بدن و پیامدهای قطع عضو در اختیار پزشکان قرار دادند. متخصصان پزشکی بهویژه علاقهمند بودند بدانند کدام اندامها برای ادامه فعالیت بدن حیاتی هستند و چه زمانی پس از قطع عضو، عملکردهای مختلف متوقف میشوند.
امیدواریم از خواندن این حقایق هولناک، عجیب و البته تاریخی درباره گیوتین لذت برده باشید؛ هرچند احتمالا «لذت» واژه مناسبی برای توصیف چنین موضوعی نیست. گیوتین نمادی از یکی از تاریکترین دورههای تاریخ فرانسه است؛ دورهای که در آن مرگ و خشونت به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده بود.
تضاد میان تصویر امروزی فرانسه، با مفاهیمی مانند عشق، روشنایی، زیبایی و جذابیت، و تصویری که از این کشور در دوران انقلاب و اعدامهای عمومی وجود داشت، بسیار قابل توجه است.
افراد مشهور فرانسوی که با گیوتین اعدام شدند

۱. ماری آنتوانت
در ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹، شورش علیه سلطنت آغاز شد؛ رویدادی که بعدها با نام «روز باستیل» شناخته شد. در این روز، انقلابیون با حمله به زندان باستیل، به سلاح و مهمات دسترسی پیدا کردند. چند ماه بعد، در ۶ اکتبر همان سال، خانواده سلطنتی از ورسای به پاریس منتقل شدند و عملا تحت نظارت و نوعی حبس خانگی قرار گرفتند.
در سال ۱۷۹۲، جمهوری فرانسه تاسیس شد و سلطنت رسما پایان یافت. ماری آنتوانت در سال ۱۷۹۳ به اتهام خیانت و جرایم متعدد محاکمه شد. مخالفانش او را مسئول افزایش بدهیهای ملی و زندگی اشرافی و پرهزینه دربار میدانستند.
او در دادگاه انقلاب مجرم شناخته شد و روزهای پایانی عمرش را در شرایطی بسیار سخت در زندان سپری کرد. ماری آنتوانت در ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳، چهار سال پس از انتقال خانواده سلطنتی به پاریس، با گیوتین اعدام شد.
۲. لویی شانزدهم
سلطنت فرانسه در دوره لویی شانزدهم بر پایه نظریه «حق الهی پادشاهان» بنا شده بود. بر اساس این باور، پادشاه از سوی خدا منصوب میشد و جایگاه او فراتر از قوانین عادی قرار داشت.
لویی شانزدهم بیشتر بهدلیل ضعف و ناتوانی سیاسیاش شناخته میشود؛ مسئلهای که به باور بسیاری، در شکلگیری و گسترش انقلاب فرانسه نقش داشت. در ماه مه ۱۷۸۹، او برای بررسی مشکلات مالی کشور از نمایندگان طبقات مختلف جامعه دعوت کرد تا در جلسهای با عنوان «مجلس طبقات» شرکت کنند.
اما این نشست برخلاف خواسته پادشاه پیش رفت. نمایندگان تصمیم گرفتند قانون اساسی جدیدی تدوین کنند که قدرت پادشاه را محدود میکرد. لویی شانزدهم بهدلیل تردید و ناتوانی در برخورد با بحران، نتوانست از گسترش انقلاب جلوگیری کند.
او به همراه همسر و خانوادهاش به پاریس منتقل شد و مجلس ملی او را به خیانت متهم کرد. در نهایت، لویی شانزدهم در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳ با گیوتین اعدام شد.
۳. پرنسس الیزابت
پرنسس الیزابت، خواهر لویی شانزدهم، یکی از اعضای خاندان سلطنتی فرانسه بود. او یک سال پس از به سلطنت رسیدن برادرش متولد شد و در دوران سلطنت او رابطهای نزدیک با لویی شانزدهم و دیگر اعضای خانواده سلطنتی داشت.
الیزابت هرگز ازدواج نکرد. برخی منابع معتقدند که او بهدلیل وابستگی زیاد به خانوادهاش، تمایلی نداشت با فردی از خاندان سلطنتی خارجی ازدواج کند و از خانواده خود دور شود.
او به داشتن ایمان مذهبی قوی شهرت داشت و بهدلیل ارتباط نزدیک میان مذهب و سلطنت در نظریه حق الهی پادشاهان، احتمالا دیدگاهی محافظهکارانه و سلطنتطلبانه داشت.
با وجود اینکه دیگر تهدید مهمی برای انقلاب محسوب نمیشد، روبسپیر دستور بازداشت او را صادر کرد. پرنسس الیزابت در سال ۱۷۹۴ به دادگاه انقلاب احضار شد؛ چراکه پس از اعدام پادشاه و ملکه، سرنوشت او نیز تا حد زیادی مشخص شده بود.
او به اتهام خیانت و کمک به فرار خانواده سلطنتی مجرم شناخته شد و در نهایت با گیوتین اعدام گردید.





