دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانفستیوال کننقد و بررسی

نقد و بررسی «پرونده ۱۳۷»: درام پلیسی هوشمندانه دومینیک مول – جشنواره فیلم کن

فیلم «پرونده ۱۳۷» (Dossier 137) ساخته دومینیک مول، اثری جدی و کم‌حرف است که داستان بازرس استفانی برتراند (با بازی درخشان لیا دروکر) را روایت می‌کند.

میز کار برتراند زیر انبوهی از پرونده‌ها غرق شده و صفحه کامپیوترش به دیواری تبدیل شده که پشت آن پنهان می‌شود. وظیفه او رسیدگی به شکایات علیه مأموران پلیس است و با دقت و سماجت این کار را انجام می‌دهد. داستان فیلم در جریان اعتراضات جلیقه‌زردهای سال ۲۰۱۸ اتفاق می‌افتد؛ زمانی که ۳۰۰ هزار کارگر روستایی، بسیاری تازه‌کار در سیاست خیابانی، به پاریس هجوم آوردند و شمار زیادی از آن‌ها زخمی شدند. پرونده‌های برتراند هم روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

دومینیک مول، کارگردان فرانسوی-آلمانی، به ساخت تریلرهای روانشناسانه و پر از شخصیت‌های پیچیده و نشانه‌های خاص شهرت دارد؛ مانند موش سمج در «لمینگ» (۲۰۰۵) یا تخم‌مرغ‌های خامی که سرجی لوپز در «هری، او اینجاست که کمک کند» (۲۰۰۰) می‌خورد. طنزی تلخ و بی‌رحمانه، امضای سبک اوست.

اما «پرونده ۱۳۷» فیلمی متفاوت است؛ یک اثر پلیسی با هدفی جدی و روایتی ساده. داستانی تخیلی بر پایه واقعیت که کندی چرخ عدالت را نشان می‌دهد؛ پس از آن که ژوئل ژیرار (با بازی ساندرا کولومبو)، مادری میانسال، تصاویر دلخراش پسر نوجوانش گویوم (کوم پرونه) را می‌بیند که پس از شلیک مأموران ضدشورش به سرش دچار آسیب مغزی شده است. آن‌ها همراه خانواده برای اعتراض به کاهش خدمات اتوبوس‌رانی شهرشان، سنت-دیزی، به پاریس آمده بودند و امیدوار بودند فرصتی برای دیدن شهر به عنوان خانواده داشته باشند. این بی‌گناهی و آسیب‌شان، قلب بیننده را می‌آزارد.

فیلم همچنان سبک مول را حفظ کرده است؛ او و هم‌نویسنده‌اش ژیل مارچان مهارت خود در ساخت روایت‌های پرتعلیق و ریتمیک را به کار می‌گیرند. فیلم اگرچه خوشایند نیست، اما کاملاً جذاب است. اطلاعات به تدریج و با دقت به مخاطب داده می‌شود تا همراه با بازرس بمانیم و منتظر کشف‌های بعدی باشیم. بازرس با استفاده از فیلم‌های دوربین مدار بسته مأموران پلیس را شناسایی و بازجویی می‌کند. آن‌ها در برابر دوربین دروغ می‌گویند و اعضای خانواده ژیرار نیز بین خشم و سردرگمی نوسان دارند.

ماه‌ها می‌گذرد. رمی (والنتین کمپان) آن روز دستگیر و به سه ماه زندان محکوم شد، اما در دادگاه کسی صدایش را نشنید. او می‌گوید همیشه کسی مثل او را نمی‌شنود و این دقیقاً مشکل مردم زادگاهش است. رمی کارش را از دست داده؛ ضربه‌ای مرگبار در شهری که فرصت کار بسیار کم است. بازرس برتراند این را می‌داند چون خودش در همان شهر بزرگ شده است. اما اشتباه بزرگی می‌کند و این نکته را به کسی نمی‌گوید، خطایی که علیه‌اش استفاده خواهد شد.

لیا دروکر در نقش استفانی برتراند هر حرکت و واکنش را با انرژی و دقت تمام اجرا می‌کند. او اقتداری سرد و باورپذیر دارد، در حالی که ضعف‌های انسانی‌اش را هم نشان می‌دهد. مثلاً وقتی پسرش ویکتور (سولان ماچادو-گرانر) می‌پرسد چرا همه از پلیس متنفرند، برای لحظه‌ای کلافه می‌شود.

او می‌گوید این درست نیست؛ پلیس‌ها در حمله به باتاکلان مورد تحسین بودند. ویکتور ادامه می‌دهد که همه دوستانش پلیس‌اند و کسی جز آن‌ها نمی‌خواهد با او ارتباط داشته باشد. اما بیشتر پلیس‌ها هم با برتراند کنار نمی‌آیند؛ چرا که او به عنوان بازرس داخلی به هم‌صنفی‌هایش پشت کرده است. اتحادیه پلیس از هر مأموری که متهم شود با تمام قوا دفاع می‌کند و برتراند را به لکه‌دار کردن آن‌ها متهم می‌سازد. این طرد شدن بارها نشان داده می‌شود؛ چهره دروکر گاهی از درد می‌گوید و سپس با اراده قوی برمی‌خیزد.

«پرونده ۱۳۷» فیلمی محکم و هدفمند است که باورهایش را با قدرت بیان می‌کند. نجابت برتراند در خانه‌ای دنج و گرم با نور زرد لامپ‌ها به تصویر کشیده می‌شود که در تضاد با فضای خاکستری و سرد مؤسسات است. آسمان همیشه خاکستری است وقتی به سنت-دیزی برای دیدار والدین سالخورده‌اش بازمی‌گردد. پدرش مردی مهربان است؛ مادرش بیشتر وقتش را به تماشای ویدیوهای گربه‌ها در اینترنت می‌گذراند و نمی‌خواهد واقعیت‌های ناخوشایند را بشنود و تقریباً درکی از کار دخترش ندارد. اما جهان پر از ناخوشایندی‌هاست و «پرونده ۱۳۷» با روندی آهسته و پایان ناامیدکننده‌اش، شاهدی قوی بر این حقیقت است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا