قسمت ۱۰۴ سریال شربت زغال اخته Kızılcık Şerbeti

طرفداران سریال جذاب و موفق «شربت زغال اخته» (Kızılcık Şerbeti)، اگر در انتظار قسمت صد و چهارم هستید، پس با ما همراه باشید …
شربت زغال اخته یا حفظ آّرو به یکی از تولیدات موفق سه فصل اخیر شو تیوی تبدیل شد و هر هفته میلیونها نفر را پای تلویزیون کشاند. اگر از مخاطبان این اثر هستید به احتمال زیاد بیصبرانه در انتظار قسمت صد و چهارماید، خصوصا پس از آن تحولات غافلگیرکننده در داستان. اما باید گفت که قسمت صد و سوم پایان فصل سوم سریال بود. البته منظور ما نسخه دو ساعته و اصلی سریال است.
با این حال نگران نباشید، سریال برای فصل چهارم تمدید شده است. همه ساله با فرا رسیدن خرداد، فصل پخش تلویزیونی به پایان میرسد و برخی عناوین یا فینال نهایی میشوند یا فینال فصلی.
تعطیلات تابستانی یا بین فصلی تولیدات در ترکیه بین دو تا سه ماه و نیم متغییر است و تا زمان آماده سازی این گزارش، به صورت رسمی تاریخی برای شروع فصل سوم اعلام نشده است. هرچند، بر اساس اطلاعات محدودی که از پشت صحنه و تجربیات سالهای گذشته، بازیگران معمولا از اواخر مرداد به ست فیلمبرداری باز میگردند و پس از چند هفته آماده سازی پخش سریال آغاز خواهد شد. به عبارت دیگر انتهای شهریور یا اویل مهر ماه شاهد پخش فصل جدید سریال خواهیم بود.
برای اطلاع از به روزرسانیها، آخرین تحولات، اعلام نهایی تاریخ شروع سریال و البته معرفی سایر همراه ما باشید.
در قسمت پایانی فصل :
شانس با ایشیل یار بوده و نورسما گفتوگوهایش با کورای را نشنیده است. اما از این به بعد ایشیل همیشه در حالت نگرانی و استرس خواهد بود. او به سرعت پول جور میکند تا کورای را ساکت نگه دارد. سونمز و کیویلجیم که به خانه عمر نقل مکان کردهاند، بسیاری از مشکلات را حل کردهاند و همه اعضای خانه از این نظم جدید راضی هستند.

در خانه اونال، اما بحران خرید خانه توسط عبدالله برای نیلای باعث تنش شده است. این موضوع تبدیل به مشکلی بزرگ بین دوعا و فاتح میشود. فاتح که از غر زدنهای دوعا خسته شده، مجبور میشود با پدرش صحبت کند، اما پاسخی که میگیرد مثبت نخواهد بود.
زندگی جداگانه نورسما و فیراز، فیراز را به شدت ناراحت کرده است. او برای حل این مشکل اقدام میکند و با نورسما صریح صحبت میکند: «یا بیا یا تمامش کن.» تلاشهای نورسما برای آشتی در ابتدا موفقیتآمیز نیست، اما در نهایت فیراز نمیتواند به نورسما بیتوجه باشد.
اقدامی که مصطفی پس از شنیدن صحبتهای ایشیل و کورای انجام میدهد، همه را به راهی بازگشتناپذیر میکشاند.






