«بیل را بکش: تمام ماجرای خونین» (Kill Bill: The Whole Bloody Affair)؛ شاهکاری که فقط در سالن سینما میتوان دید
چرا کاملترین و شاید بهترین فیلم کوئنتین تارانتینو هنوز روی هیچ پلتفرمی نیست؟

در دورانی که به نظر میرسد هر فیلمی را میتوان در هر لحظه، هر جا و روی هر پلتفرمی تماشا کرد، واقعیت این است که هنوز برخی از بزرگترین آثار سینما، به دلایل مختلف از جمله مشکلات حقوقی یا بیتوجهی شرکتها، جایی برای تماشا ندارند. یکی از این آثار، نسخه کامل و حماسی «بیل را بکش: تمام ماجرای خونین» (Kill Bill: The Whole Bloody Affair) ساخته کوئنتین تارانتینو است؛ فیلمی ۲۵۸ دقیقهای که نه روی دیسک، نه روی هیچ پلتفرم استریمینگ، و نه حتی در قالب دانلود قانونی یا غیرقانونی، در دسترس نیست و فقط گهگاه در چند سالن سینما در لسآنجلس نمایش داده میشود.
این هفته، دوستداران سینما در لسآنجلس میتوانند در سالن ویستا متعلق به خود تارانتینو، این نسخه را همانطور که کارگردان میخواسته، یکجا و بدون وقفه ببینند. شاید این تنها فرصت برای تماشای آن در نزدیک به دو دهه اخیر باشد؛ اثری که به اعتقاد بسیاری، نه فقط بهترین ساخته تارانتینو، بلکه یکی از بهترین فیلمهای آمریکایی قرن ۲۱ است.
چرا «تمام ماجرای خونین» (The Whole Bloody Affair) اهمیت دارد؟
وقتی در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ «بیل را بکش: قسمت اول» (Kill Bill: Volume 1) و «بیل را بکش: قسمت دوم» (Kill Bill: Volume 2) به صورت جداگانه اکران شدند، همه تصور میکردند که تارانتینو صرفاً برای مسائل تجاری فیلمش را نصف کرده است. اما نسخه کامل، با تدوین و جزییاتی متفاوت، تجربهای کاملاً دیگر ارائه میدهد: یک سفر پرشور، نفسگیر و سراسر ارجاع و ابتکار که هم ادای دین به وسترن، سینمای رزمی و تریلر انتقامی است و هم فراتر از ادای احترام و کپیکاری صرف عمل میکند.
داستان فیلم را میتوان در یک جمله ساده خلاصه کرد: یک قاتل سابق (اوما تورمن) در روز عروسیاش به دست همکاران و معشوق سابقش تیر میخورد، پس از چند سال کما بیدار میشود و برای انتقام، آنها را یکییکی شکار میکند. اما تارانتینو این طرح ساده را به فرصتی برای کاوش تمام ظرفیتهای روایی، بصری و حتی فلسفی بدل میکند؛ تا جایی که در پایان متوجه میشویم، ماجرای انتقام فقط بهانهای برای روایت قصهای انسانیتر و مادرانه است: زنی که میخواهد دوباره دخترش را بیابد.
تفاوت نسخه کامل با نسخههای سینمایی چیست؟

در نسخههای سینمایی، تماشاگران تقریباً دو فیلم متفاوت میبینند: در قسمت اول عزم انتقام و اکشن غالب است، در قسمت دوم، حسرت، تردید و تلخی. اما در «تمام ماجرای خونین»، این دو بخش بیوقفه به هم پیوند میخورند و با حذف یک دیالوگ کلیدی (جایی که بیل به سوفی میگوید دختر عروس هنوز زنده است)، تماشاگر همزمان با شخصیت اصلی، از زنده بودن دختر مطلع میشود و شوک و احساسات او را عمیقاً تجربه میکند.
این تغییر کوچک، کل بار احساسی فیلم را دگرگون میکند و باعث میشود در پایان، وقتی عروس با دخترش روبهرو میشود، ما نیز مانند او غافلگیر و منقلب شویم. در نسخه دو قسمتی، تماشاگر یک قدم جلوتر از شخصیت اصلی قرار دارد و این فاصله، بخشی از تاثیر عاطفی را میکاهد.
ساختار، سبک و تاثیرات
«بیل را بکش: تمام ماجرای خونین» ساختاری فصلبندیشده دارد؛ هر فصل، حول یک هدف یا شخصیت میگردد، با فلشبکهایی به گذشته و حتی یک بخش انیمه ژاپنی. تارانتینو با این ساختار، چندین فیلم کوچک در دل یک حماسه بزرگ میسازد: از وسترن و ووشیا تا درام روانشناختی و تریلر انتقامی. در فصل پایانی، فیلم به تاملی درباره روابط سمی و خشونتآمیز بدل میشود و به سبک برگمان، عمیقاً روانکاوانه و انسانی میشود.
تارانتینو همواره به روایتهای چندپاره و شخصیتهای متعدد معروف است، اما اینجا بیشتر از همیشه، به روایت اولشخص وفادار میماند و تماشاگر را عمیقاً با عروس همراه میسازد؛ گویی داستان را خودش روایت میکند («من و ال» نام یکی از فصلهاست).
چرا این فیلم شاهکار است؟
تارانتینو در این فیلم فقط به ارجاع و بازی با ژانرها بسنده نمیکند؛ او عناصر را از درون بازسازی و ارتقا میدهد. همانطور که سرجیو لئونه در «روزی روزگاری در غرب» (Once Upon a Time in the West) یا «روزی روزگاری در آمریکا» (Once Upon a Time in America) وسترن را متحول کرد، تارانتینو هم با «بیل را بکش» روح تازهای به اکشن و انتقام میبخشد.
در نهایت، فیلم با سکانسی بینظیر میان عروس و بیل به اوج میرسد؛ جایی که عشق و خشونت، نفرت و دلسوزی، همه در هم میآمیزند و پس از قتل بیل، وقتی عروس با دخترش به هتل میرود و به گریه میافتد، تماشاگر نیز سنگینی احساسات را با او شریک میشود.
چطور میتوان این فیلم را دید؟
نسخه کامل «تمام ماجرای خونین» از سال ۲۰۰۶ که در جشنواره کن نمایش داده شد، تنها چند بار در سینماهای شخصی تارانتینو مثل نیو بورلی و ویستا به نمایش درآمده است. هیچ نسخه فیزیکی یا دیجیتالی از آن وجود ندارد و برای دیدنش باید خوششانس باشید و در زمان مناسب، در لسآنجلس باشید!
در حالی که از فیلمهایی مثل «داستان عامهپسند» (Pulp Fiction) بیش از دوازده نسخه مختلف با کیفیتهای متنوع منتشر شده، برای این شاهکار هنوز حتی یک نسخه رسمی پخش نشده است. شاید روزی مالکان حقوقی فیلم تصمیم بگیرند آن را به دست طرفداران جهانی برسانند. تا آن روز، «بیل را بکش: تمام ماجرای خونین» همچنان یک جواهر کمیاب و افسانهای در کارنامه تارانتینو باقی میماند—فیلمی که باید برای تماشایش در صف ایستاد و قدرش را دانست.




