«سرگیجهی کیم نوواک»؛ پرترهای صمیمی از ستارهای که رازهای یک اسطوره را از جعبه گذشته بیرون میکشد
نقد و بررسی مستند «سرگیجهی کیم نوواک» (Kim Novak’s Vertigo)

مستند «سرگیجهی کیم نوواک» (Kim Novak’s Vertigo) به کارگردانی الکساندر او. فیلیپ سفری است شخصی، نوستالژیک و گاه بیساختار به جهان یکی از معدود ستارگان زنده عصر طلایی هالیوود؛ زنی که نامش با شاهکار فراموشنشدنی آلفرد هیچکاک، Vertigo (سرگیجه)، گره خورده است. کیم نوواک، در ۹۲ سالگی، نهتنها تنها بازمانده اصلی این فیلم است، بلکه همچنان دلداده و درگیر نقشیست که ۶۷ سال پیش بازی کرده؛ نقشی که هم او را به اوج شهرت رساند و هم تصویری از او ساخت که تا امروز سایهاش بر زندگی و هویت شخصیاش افتاده است.
فیلم، اگرچه از نظر ساختاری جزو کارهای ضعیفتر فیلیپ محسوب میشود، اما لحظاتی ارائه میدهد که از نظر بار تاریخی و احساسی، در مستندنگاری سینمایی کمنظیر است. نقطه اوج آن، دیدار دوباره نوواک با لباس خاکستری افسانهای «مدلین» است؛ لحظهای که تاریخ سینما، خاطره و زندگی شخصی بازیگر در یک کادر واحد تنیده میشوند.
فیلم مانند بسیاری از آثار پیشین فیلیپ، بر تحلیل موشکافانه صحنه یا بافتار فیلم تکیه ندارد (برخلاف ۷۸/۵۲) و بیشتر بر حس، خاطره و تجربه شخصی تمرکز میکند. روایت، ترکیبی است از گفتوگوی صمیمانه در خانه نوواک، آرشیو تصویری، بخشهایی از فیلمهایش و قدمزدن در مسیر خاطرات.
فیلیپ اینبار بهجای کالبدشکافی فنی، سعی دارد به «حس سرگیجه» نزدیک شود؛ به تجربهای که هنگام دیدار با کیم نوواک و شنیدن حرفهایش شکل میگیرد. این رویکرد اگرچه به لحظاتی خالص و بیواسطه منجر شده، اما باعث شده است که ساختار کلی کمی پراکنده به نظر برسد.
یکی از وجوه جالب فیلم، آشکار کردن فاصله میان «کیم نوواک» ستاره هالیوود و «مریلین نوواک» انسان واقعی است. او همان ابتدای گفتوگو با تردید میگوید: «نمیدانم چه باید حس کنم، یا فکر کنم… نمیدانم از من چه انتظاری میرود که باشم.» این جمله، نشانی از کشمکش درونی او با هویتی است که صنعت برایش ساخت.
فیلم به گذشته برمیگردد؛ زمانی که دختر جوان شیکاگویی، با پیشینه چکسلواکی، بهعنوان مدل کار میکرد و توسط هری کوهن، رئیس سختگیر کلمبیا پیکچرز، به «کیم» تغییر نام داد. کوهن او را بهعنوان ستاره شماره یک باکسآفیس دهه ۵۰ ساخت، اما بیشتر بر «سطح» تکیه داشت و نه عمق بازیگری او. نوواک در مصاحبه با بیپروایی از فضای مردسالارانه و گاه تحقیرآمیز آن دوران میگوید؛ از اینکه «بیش از آنکه بازیگر» باشد «واکنشگر» بود و به بازی واکنشی و طبیعی باور داشت، چیزی که با سبک بازی تصنعی مرسوم دهه ۵۰ تفاوت داشت.
Vertigo برای نوواک تنها یک موفقیت سینمایی نیست؛ فرصتی بود برای پرداختن به همان رنجش اصلی از هالیوود: نادیده گرفتن درون و اصرار به ظاهر. در این فیلم، او دو نقش بازی میکند؛ «مدلین» مرموز و دور از دسترس و «جودی» ساده و واقعی. همین دوگانگی، همراستا با کشمکشهای هویتی خود نوواک است و شاید برای همین است که هنوز، با گذشت دههها، با عمق و شور دربارهشان حرف میزند.
نوواک در مستند، نگاهش به Vertigo را هم شبیه یک شیفته سینما و هم بهعنوان کسی که آن را از درون تجربه کرده بیان میکند؛ تجربهای که به علت سبک کنترلگرانه هیچکاک، هم شخصی و هم بیگانهساز بوده است.
سالها پس از کنارهگیری از سینما در اواخر دهه ۶۰، کیم نوواک به نقاشی روی آورده و حالا دهههاست که در خانهای در اورگن، آثارش را خلق میکند. فیلم نشان میدهد که چگونه تابلوهای او پر از طرحهای مارپیچی و پیچان است؛ یادآور گرافیکهای ابتدایی Vertigo ساخته سال باس. او حتی در چند اثر، تصویرهای خودش در نقش مدلین و جودی را بازسازی کرده است. نقاشی در اینجا نه تنها یک فعالیت هنری، بلکه شیوهای برای بازخوانی و تملک دوباره رویدادهای گذشته است.
بهیقین، لحظهای که فیلم را از یک ادای احترام معمولی به رویدادی تاریخی-احساسی بدل میکند، کشف دوباره لباس خاکستری مدلین است. نوواک، پس از سالها، جعبهای را باز میکند که این لباس در آن نگهداری شده؛ پارچهاش هنوز نرم و رنگش بیتغییر مانده، گویی ۱۹۵۸ است. او لباس را لمس میکند، بو میکشد و اشک میریزد. این صحنه، مرز میان شیء و «یادمان زنده» را از میان میبرد و گذشته را برای لحظهای زنده میکند؛ لحظهای که نه تنها برای نوواک، بلکه برای تاریخ سینما پرمعناست.
نقاط قوت
- حضور و صداقت کیم نوواک که بار اصلی اثر را به دوش میکشد
- ایجاد پیوند میان تجربه شخصی، آثار هنری و میراث سینمایی
- لحظات احساسی کلیدی، بهخصوص صحنه مواجهه با لباس «مدلین»
- برجسته کردن شکاف میان هویت سینمایی و فردیت انسانی
نقاط ضعف
- ساختار روایی نامنسجم و فاقد تحلیل عمیق سینمایی
- تکیه بیش از حد بر شیفتگی کارگردان و کمبود پرسشهای چالشبرانگیز
- محدود بودن زاویه دید به گفتوگو با سوژه و نبود دیدگاههای مکمل
«سرگیجهی کیم نوواک» بیش از آنکه اثری تحلیلی درباره Vertigo یا نقدی سیستماتیک بر تاریخ هالیوود باشد، پرترهای صمیمی از زنی است که با جسارت، زندگی، هنر و خاطراتش را در برابر دوربین قرار میدهد. شاید فیلم در ساحت سینمای مستند تحلیلی به اوج نرسد، اما بهعنوان سندی زنده از حافظه و میراث یک ستاره، ارزشمند و تأثیرگذار است. صحنه دیدار دوباره با لباس خاکستری، لحظهایست که برای همیشه در ذهن دوستداران سینما باقی خواهد ماند؛ جایی که گذشته، حال و افسانه در هم میآمیزند.
جمع بندی
امتیاز - ۷٫۲
۷٫۲
جالب
«سرگیجهی کیم نوواک» ادای احترامی صمیمانه به ستاره افسانهای هالیوود است؛ روایتی از کشمکش با شهرت، بازتعریف هویت و رویارویی با خاطرات، که در یک لحظه احساسی، تاریخ سینما را دوباره زنده میکند.





