«Boots»؛ آخرین امضای نورمن لیر بر طنزی تلخ از دوران ممنوعیتهای گرایشی در ارتش

سریال «Boots» که بهعنوان آخرین اثر نورمن لیر، اسطوره تلویزیون آمریکا، پیش از درگذشتش در سال ۲۰۲۳ بهعنوان تهیهکننده اجرایی ساخته شد، اقتباسی هشتقسمتی از خاطرات «The Pink Marine» نوشته «گرگ کوپ» است. این داستان بر تجربههای یک تفنگدار دریایی هم جنس گرا در دوران ممنوعیت قانونی خدمت افراد هم جنس گرا در ارتش ایالات متحده (سال ۱۹۹۰) تکیه دارد. با وجودی که سریال در فضایی تاریخی میگذرد، در سایه بحثهای سیاسی کنونی آمریکا درباره محدودیت خدمت افراد ترنس و اظهارات ضد گرایشها، رنگ و بوی روزآمد و هشداردهندهای دارد؛ نشاندهنده همان توانایی لیر که تا ۱۰۱ سالگی میتوانست بالاتر از موج اجتماعی بایستد.
داستان و فضاسازی
به کارگردانی و خلق اندی پارکر («Tales of the City»)، داستان حول محور «کامرون کوپ» (مایلز هایزر)، نوجوانی حساس و هم جنس گرا شکل میگیرد که با تشویق بهترین دوست صمیمیاش «ری مکافی» (لیام اوه)، وارد دوره آموزش فشردهی نیروی دریایی میشود. ری که انگیزهاش جلب رضایت پدر سختگیر و کهنهسربازش است، به سرعت با فضای نظامی کنار میآید، اما کامرون از همان لحظه اول از تصمیمش پشیمان میشود.
سریال از وضعیت «ماهی خارج از آب» کامرون، طنز میسازد؛ از تراشیدن سر و جمعکردن زبالهها تا شنیدن تهدیدهای زننده از زبان مربیان. کامرون اغلب با «خود دیگر»ش — نسخهای افراطاً مؤدب و کمتر مردانه — به طور ذهنی صحبت میکند، که این تمهید روایی تغییرات شخصیتیاش را نشان میدهد.
نقد شخصیت و بازیها
هرچند هایزر در ۳۱ سالگی همچنان طبیعتاً نقش یک ۱۸ ساله را قابلقبول ایفا میکند، بازی او بیش از حد کمرنگ است. حتی در تعامل با ری، تنها فردی که به او اعتماد کرده و حقیقت جنسیتش را گفته، چندان عمق یا انرژی دیده نمیشود. دیرتر که کمی فعالتر میشود، تمایلش به پذیرش کامل نظام باعث میشود از منظر مخاطب، حمایت از او سختتر شود.
در مقابل، دیگر کارآموزان جذابیت بیشتری دارند:
- «جان» (بلِیک برت)، برادر دوقلوی کمتوانتر نسبت به برادر ورزشکارش «کدی»، شخصیتی همدلانهتر دارد.
- تازهوارد «جونز» (جک کامرون کی)، تقریباً آشکارا ه مجنس گراست و رفتارهای مردانهی افراطی را با تمسخر رد میکند.
- «اسلوواچک» (کیِرون مور)، بدنی ورزشکاری و خشن دارد و به مقایسه با «ایوان دراگو» افتخار میکند.
پیوندها و تضاد پیام سریال
برخلاف همقطارانش، زندگی خانوادگی کامرون بیشتر نابسامان است تا آسیبدیده. مادرش «باربارا» (ویرا فارمیگا) هرچند دیر میفهمد پسرش مدتهاست خانه را ترک کرده، اما چهرهای دلواپس دارد؛ صحنهای که با خشم دفتر جذب نیرو را بابت بیکفایتی در ثبتنام پسرش بازخواست میکند، نمونهای از این احساسات است. مونولوگ متأخر او حسرتی صمیمی بر نحوه تربیت یک روح حساس را بیان میکند — صحنهای که ظرفیت امی را داشت اگر شخصیتش بیشتر پرداخته میشد.
با این حال، پیام سریال گاهی دوپهلوست؛ گویی بین دو نگرش گیر کرده: آیا این قصه نقد فرهنگ نظامی است یا تبلیغ جذب نیرو؟ رفتارهای خشن مربیان، خشونت «تمام فلزی» را کودکانه نشان میدهد، اما گاهی سریال به نظر میرسد افراطها را ضرورت تربیت معرفی میکند. موضوع اصلی — هم جنس گرا بودن کامرون — اغلب در سایه است و نه محور، و جز چند نگاه در حمام، رابطهای مخفی و… پیدا نمیکنید.
ورود به عمق؛ شخصیت سالیوان
بخش قابلتوجه و دیرهنگام سریال زمانی شکل میگیرد که پیشینهی «سالیوان» (مکس پارکر)، عضو سابق نیروهای ویژه، آشکار میشود؛ کسی که برخوردی غیرمعمول با کامرون دارد. در اینجا، سریال به درستی ترکیب شوخطبعی کوتاه در سبک سیتکام و لحظات احساسی را پیدا میکند و در عین حال، پرسشهای مهمی درباره دوران قبل از سیاست «Don’t Ask, Don’t Tell» (نپرس، نگو) مطرح میکند.
نهایتا، پایان فصل اول با خبر آغاز جنگ عراق، فضای زیادی برای ادامه داستان در فصل آینده فراهم کرده است. با کمی جسارت بیشتر و پرداخت کمتر صیقلزده، «Boots» میتواند به یکی از آثار شایسته نام نورمن لیر بدل شود — میراثداری که در بیش از یک قرن زندگیاش با جسارت اجتماعی گره خورده است.
تمام هشت قسمت فصل اول «Boots» اکنون در نتفلیکس در دسترس است.





