قسمت ششم «Task»؛ خداحافظی با رابى و لیزى، افشای خائن و آمادهسازی برای پایان بزرگ

قسمت ششم و ماقبلپایانی سریال «Task» ساخته مشترک برد اینگلسبی، مهر پایانی بر سرنوشت دو شخصیت مهم میزند و عملاً صفحه شطرنج داستان را برای فینال هفته آینده خالی میکند. عنوان این قسمت—«در بیرون از ایدههای خطا و صواب، رودخانهای هست» (شاید با الهام از مفهوم بیرون ز تصوراتِ خطا و صواب، جاییست… آنجا دیدار خواهیم کرد.)—بهقدر کافی سنگین است، و محتوا نیز چیزی کم از آن ندارد.
آغاز در جنگل؛ سوت آغاز رویارویی سهجانبه

با ادامه مسیر هفته قبل، سه گروه اصلی—نیروی ویژه تام، رابى، و دارک هارتز—همگی در جنگل کنار رودخانه به هم میرسند. علیرغم تمایل پری برای عقبنشینی، جیسن ماشه را میچکاند و تیراندازی خونینی آغاز میشود. لیزى و گراسو (که دو جانبه بوده و نفوذی باند هم هست) دو نفر از دارک هارتز را از پا درمیآورند، هرچند گراسو با شلیکی نزدیک به گوش لیزى، باعث کری موقت او میشود.
خداحافظی با رابى
تام و رابى دقایقی در کلبهای کنار هم پناه میگیرند؛ رابى به تام ایراد میگیرد که چرا در پارک منتظر نمانده. مأموریت او، کشاندن جیسن به رودخانه و انداختن کیفِ به ظاهر پر از فنتانیل در آب، انجام شده اما پایان خوشی ندارد. در نبردی تنبهتن با چاقو، رابى از ناحیه شکم به شدت زخمی میشود. تام در لحظه آخر جلوی ضربه بعدی جیسن را میگیرد و رابى را به سمت خودروی کلانتر میبرد.
رابى در آغوش تام و با نگاه به آسمان، آخرین نفسهایش را میکشد. مونتاژی از لحظات زندگیاش—با دو فرزندش، میو، و شنا در دریاچه محبوبش—همراه با صدای داستان «اژدهای بزرگ» که او و برادرش بیلی را توصیف میکند، پخش میشود.
مرگ لیزى

لیزى که ناشنوا شده، به سمت پل حرکت میکند تا از طریق بیسیم درخواست کمک کند. آلیا و گراسو از دو سوی پل به او نزدیک میشوند و پری و جیسن با ماشین فورد خود به سمتش میتازند. ضربه ماشین، کیف تجهیزات پزشکی لیزى را در هوا پخش میکند؛ یک آن و پایان زندگی لیزى.

آلیا با دیدن جمعآوری وسایل و لپتاپها در پایگاه توسط تیم مأموران دِیل و مارکوس، متوجه میشود که یکی از اعضا تحت بررسی برای فساد یا جعل مدارک است. گرفتن اسلحهاش خشم او را بیشتر میکند، و تنها یادگاری لیزى—یک صفحه دارت با لقب «Bullseye»—اشکش را درمیآورد.
گراسو زیر فشار

گراسو در خانه با عذاب وجدان دستوپنجه نرم میکند و دیداری با مایک، مربی یا واسطش با دارک هارتز، دارد. مایک خبر میدهد که پلیس فدرال او را تحت بازجویی قرار داده و به ارتباطات قبلی گراسو پی بردهاند. گراسو باید در جلسه اتحادیه در چهارشنبه حضور یابد و مواظب حسابتان باشد.
لحظات خانوادگی؛ «خواهران برای همیشه»

امیلى در خانه با پسر جوانی از محل کار پارهوقت خود روبهرو میشود که قصد دعوت او به نمایش جادویش را دارد. صحنهای شیرین و انسانی وسط این قسمت پرتنش. سارا هم پسرش را به همسر سابقش، اندی، میسپارد و بعد با خواهرش کمی لحظات احساسی را تجربه خواهد کرد.
تام به دیدار سَمى، نوجوان تحت مراقبت موقت، میرود و میفهمد محل نگهداری او درواقع بخشی از زندان نوجوانان است. تصمیم میگیرد مانند همسرش سوزان فکر کند و سَمى را بهعنوان فرزندخوانده (دستکم موقت) بگیرد.
میو از اتهامات رها میشود

میو که پس از ماجرای فنتانیل زیر فشار اتهامات بیپایه بود، با صحبتهای تام از تعقیب قضایی خلاص میشود. تام خبر مرگ رابى را میدهد و میو یادآوری میکند که نزدیکترین نقشه رابى، رفتن به جزیره خصوصی کانادا، همیشه خیالپردازانه بود. او به خانه بازمیگردد تا کنار فرزندان رابى باشد.
در پایان، شِلى با کیفِ پول حاصل از فروش فنتانیل سر میرسد. شاید این آخرین تصویر میو در سریال باشد—با امید اینکه که پیش از رسیدن پری و جیسن، با بچهها فرار کند.
مأموریت جدید تام؛ شکار خائن

در جریان تیراندازی، کاتلین از ناحیه شانه مجروح شده و بازنشستگیاش پیش افتاد. تام با یک سبد میوه (به توصیه دخترانش) به دیدارش میرود. کاتلین فاش میکند که تنها عضو نیروی ویژه با سابقه مخدوش، گراسوست؛ او در سال ۲۰۲۱ اطلاعات بازرسی مواد مخدر را به دارک هارتز لو داده بود.
تام با گراسو روبهرو میشود و بدون پردهپوشی از او میپرسد چگونه از عملیات پارک خبر داشته. گراسو بحث را به موعظه درباره عدم بخشش الهی میکشاند، ولی تام یادآور میشود که اعتراف برای طلب بخشش است. پس از این دیدار، تام به آلیا—که تازه بهطور نامحدود تعلیق شده—میگوید باید با هم روی پرونده گراسو کار کنند.

در همین حال، پری و جیسن به دریاچه برمیگردند تا کیف فنتانیل را پیدا کنند، اما داخلش فقط بروشورهای جزیره خصوصی کاناداست—شوخی آخر رابى حتی پس از مرگ.





