نورا گرت با «After the Hunt»؛ از نوشتن در آپارتمان کوچک تا دیدن جولیا رابرتز و اندرو گارفیلد در نقشهایش

نورا گرت، اولینبار است که نامش به عنوان فیلمنامهنویس در یک پروژه سینمایی مطرح میشود، اما همین تجربه آغازین با همکاری لوکا گوادانینو و بازیگران بزرگی چون جولیا رابرتز، ایو ادبری، اندرو گارفیلد، مایکل استولبرگ و کلویی سوینی به یک رویداد رویایی بدل شده است. فیلم «After the Hunt» روایتگر داستانی در محیط دانشگاه ییل است؛ جایی که «آلما» (رابرتز)، استاد دانشگاه، در آستانه دریافت کرسی دائمی، با بحرانی اخلاقی و شخصی مواجه میشود: دانشجویش «مگی» (ادهبری) همکار و دوست نزدیکش «هنک» (گارفیلد) را به آزار جنسی متهم میکند.
گرت ایده اصلی «After the Hunt» را پیش از شرکت در یک کارگاه ۱۲ هفتهای فیلمنامهنویسی در ذهن داشت. این کارگاه به او کمک کرد تا ساختار داستان را سریع به مرحله نخست برساند، اما الهامبخش اصلی، شخصیت آلما بود؛ استاد زن جاهطلبی که برای رسیدن به شغل ثابت در یک دانشگاه آیوی لیگ، بخشهای مهمی از خود را پنهان کرده و اکنون شرایطی پیش آمده که این پنهانکاری دیگر ممکن نیست. او میگوید:
«آکادمی مثل هالیوود، سرشار از سلسلهمراتب مرموز و قدرتهای غیررسمی است. میخواستم ببینم این زن در مواجهه با واقعیاتی که همه چیز را تهدید میکند چه میکند.»
یکی از محورهای فیلم، تضاد نسلهاست: نسل اکس که بیشتر به «فروخوردن مشکلات» و گذشتن از مسائل اعتقاد دارد، و نسل زد که سئوال میکند چرا باید با سیستمهای غیرانسانی کنار آمد. شخصیتها در این داستان «خوبِ مطلق» یا «بدِ مطلق» نیستند؛ آلما و مگی هر دو گاهی رفتارهایی زننده دارند و گاهی همدلی برمیانگیزند.
گرت تأثیر عمیقی از ماجرای جلسات تأیید صلاحیت برت کاوانا در دیوان عالی آمریکا گرفته است: مشاهده اینکه چگونه یک زن با صداقت و متانت شهادت میدهد و مردی با رفتار حقبهجانب و خشمگین، نهتنها بازخواست نمیشود بلکه به قدرت بیشتری میرسد، برایش تکاندهنده بوده. او این نگاه را در شخصیت هنک پیاده کرده تا مخاطب با خود بیندیشد: چرا تمایل داریم به یک نفر بیش از دیگری باور کنیم، حتی با وجود شواهد متناقض؟
فیلمنامه از طریق ایمیجین اینترتینمنت (Imagine Entertainment) به گوادانینو رسید. در ابتدا بهخاطر برنامه کاری او دیده نمیشد، اما با لغو یک پروژه، فرصت همکاری فراهم شد. از لحظهای که لوکا تصمیم گرفت کار را انجام دهد، پروژه با سرعت پیش رفت: انتخاب جولیا رابرتز و دیگر بازیگران و آغاز پیشتولید در کمتر از سه ماه.
گرت درباره لحظه دیدن رابرتز در گریم شخصیت آلما میگوید:
«باورم نمیشد داستانی که یک سال پیش در آپارتمان کوچک خودم نوشته بودم حالا با این همه آدم در پشتصحنه زنده میشود.»
مایکل استولبرگ نقش «فردریک» را بازی میکند؛ همسر آلما. گرت میخواست برعکس کلیشهها عمل کند: این بار زن، جاهطلب و قدرتطلب است و مرد، همراه و صبور. او از قالبهای کلیشهای «نابغه مرد» فاصله گرفت و زوجی ساخت که در آن مرد محور عشق و حمایت است و زن، آزمونگر مرزهای این عشق.
در سنت کاری گوادانینو، نویسندگان در صحنه حضور دارند؛ گرت از پیشتولید تا پایان فیلمبرداری در لندن همراه تیم بود. او از روند کاری رابرتز شگفتزده شد: شوخطبع و صمیمی در پشت صحنه، و کاملاً متمرکز و جدی هنگام فیلمبرداری.
گرت با شوخی میگوید میخواهد یک کمدی بسازد تا مدتی از پرداخت مستقیم به مسائل اجتماعی فاصله بگیرد، اما اعتراف میکند همیشه به داستانهایی علاقه دارد که بر شخصیتها و روابط انسانی تمرکز دارند:
«دوست دارم ببینم چطور این روابط ما را انسانیتر یا غیرانسانیتر میکنند. مشتاقم ژانرهای مختلف را تجربه کنم.»





