دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیانتخاب سردبیرنگاهی اجمالی

پرندگان در «Task»؛ چگونه برد اینگلسبی و جرمایا زاگار آن‌ها را به روح رابی و نقطه اوج معنوی تام برندیس بدل کردند

هشدار افشای داستان قسمت هفتم

پایان فصل اول سریال «Task» با صحنه‌ای بی‌صدا اما عمیق همراه است: تام برندیس (مارک رافلو) کنار پنجره ایستاده، به صدای پرندگان گوش می‌دهد و در سکوت به آینده فکر می‌کند؛ سپس این سکوت با نمایی از پرندگان در طبیعت ادامه یافته و به تیتراژ پایانی می‌رسد. بدون موسیقی بزرگ و پرحجم، این انتخاب نشان می‌دهد که پرندگان چقدر در مضمون، شخصیت‌ها و حتی ساختار بصری سریال جای گرفته‌اند.

برد اینگلسبی، خالق سریال، می‌گوید جرقه استفاده از پرندگان زمانی زده شد که دید خود را پر از علاقه‌مندان به پرنده‌نگری یافت. عموی او — که الهام‌بخش شخصیت تام بود و یک کشیش آگوستینی سابق محسوب می‌شود — یک پرنده‌نگر حرفه‌ای است. جالب‌تر آن‌که مارک رافلو هم در زندگی واقعی به پرنده‌نگری علاقه دارد و حتی در حین فیلمبرداری، با اپلیکیشن مرلین نوع یک فرخندگان را شناسایی کرده است.

این علاقه مشترک وقتی جدی‌تر شد که جرمایا زاگار، کارگردان و تهیه‌کننده اجرایی و همچنین پرنده‌دوست حرفه‌ای، به تیم پیوست. زاگار با دیدن نسخه‌های اولیه فیلمنامه اپیزود پنجم، «ولگرد»، ایده استفاده گسترده‌تر از پرندگان را مطرح کرد.

اپیزود پنجم — صحنه گفت‌وگوی تام و رابی (تام پلفری) در خودرو — به نقطه عاطفی مهمی در سریال تبدیل شد. تام در این گفتگو از «پرنده‌ای آواره» می‌گوید که از محیط اصلی خود دور شده و راه برگشت را نمی‌داند؛ استعاره‌ای که رابی خود را در آن می‌بیند. این تم به شکلی نمادین در پایان سریال هم بازتاب پیدا می‌کند و پیوندی معنوی میان تام و رابی برقرار می‌سازد.

اینگلسبی برای این‌که «Task» از محدوده یک درام صرفاً خانوادگی یا پلیسی خارج شود، زاگار را انتخاب کرد تا روایت را بیشتر به دل طبیعت گره بزند — همان‌طور که در صحنه‌های معدن و جنگل دیده می‌شود. زاگار پرندگان را تجسم بصری مضامینی دانست که در داستان وجود داشتند: ایمان، آزادی روح، و پیوند معنوی انسان‌ها.

«پرندگان ماهیتی اثیری دارند. پرواز و حس روحانی که با دیدنشان تداعی می‌شود، آدم را به فکر نیرویی برتر می‌اندازد.» — زاگار

در همان مراحل ابتدایی، زاگار با فیلمبردار الکس دیسِنهوف تصمیم گرفت یک «یگان پرنده» ایجاد کند. آن‌ها روزی کامل را به نصب دوربین‌ها در جاهای مختلف، از جمله داخل یک غذادهنده پرندگان، اختصاص دادند و باغی را برای جذب گونه‌های مختلف آماده کردند. نتیجه، مجموعه‌ای از نماهای مستندگونه و بدون پرده سبز بود که فضای زنده حومه فیلادلفیا — محل خانه تام — را به سریال آورد.

هرچند اپیزود پایانی دیگر حضور فیزیکی رابی را ندارد (او در اپیزود ششم در آغوش تام جان می‌دهد)، زاگار و تهیه‌کننده مارک رویبال احساس کردند نبود او به پایان لطمه زده است.

رویبال پرسید «چطور می‌توان رابی را بدون حضورش وارد کرد؟» — زاگار پاسخ را در همان روز پیدا کرد: پرندگان.

«تام در پایان باید حضور معنوی رابی را حس کند و پرندگان همان روح او هستند. آن‌ها استعاره مستقیم ندارند، اما حامل روحش‌اند.»

اینگلسبی می‌گوید پایان با صحنه آماده‌کردن اتاق پسرش، اتان، و صدای پرندگان نشان می‌دهد که تام پذیرای بازگشت اوست — با همه سختی‌هایش. پرندگان، صدای خارج از قاب، نه‌تنها اتصال او به رابی را حفظ می‌کنند، بلکه نماد تغییر درونی و آمادگی‌اش برای رویارویی با آینده هستند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا