افرا ساراچاوغلو در «Plan B»؛ رها کردن جریان زندگی، صراحت و شوخطبعی

افرا ساراچاوعلو، بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ترکیه، در برنامه «Plan B» با فضایی کاملاً خودمانی حاضر شد و بیپرده از نگاهش به زندگی، کار، روابط و حتی عادتهای روزمره صحبت کرد. گفتوگویی پر از شوخی، صداقت و لحظات غیرمنتظره که تصویر متفاوتی از او نشان داد.
«رهایش کن و بگذار جریان خودش تو را ببرد»
افرا در پاسخ به این که «اگر افرا ساراچاوعلوی الان نبود، به عنوان پلن B چه میکرد؟» با لبخند گفت:
«من اصولاً پلن ندارم. رها میکنم و با جریان زندگی پیش میروم.»
او اعتراف کرد که اگر بازیگر نمیشد، دوست داشت خواننده باشد؛ حتی بااینکه خودش فکر میکند صدایش آنقدرها هم خوب نیست:
«خیلیها میگویند صدایت خوب است، ولی من همیشه فکر میکنم شاید در یک زندگی دیگر روی صحنه بخوانم.»
کار جدید و نقش یک وکیل داوطلب
در بخش مهمی از برنامه، افرا درباره پروژه جدیدش که بهزودی وارد مرحله فیلمبرداری میشود صحبت کرد. او در این سریال در کنار کنان ایمیرزالیاوعلو بازی میکند و نقش چاعلا اونجو، یک وکیل داوطلب را دارد:
«چاعلا دختری است که به عدالت حساس است، وکیل داوطلبی که بهخاطر مسئولیتهای زندگی مجبور میشود وارد یک شرکت بزرگ شود و بعد از آن، اتفاقات غیرمنتظرهای برایش میافتد.»
او گفت این نقش از نظر حس عدالتخواهی و نپذیرفتن بیعدالتی شباهت زیادی به خودش دارد:
«گاهی حس میکنم یک افرا-وکیل از درونم بیرون میزند.»
شهرت، عکاسها و عصبی شدنهای ناگهانی
افرا صادقانه اعتراف کرد هنوز به عکسبرداری ناگهانی عادت نکرده است:
«مثلاً رفتهام میوهفروشی، در حال خودمبودنم، یکدفعه صدای شاتر میآید و میترسم. واقعاً هنوز عادت نکردهام.»
او گفت کاش حداقل قبلش سلامی داده شود:
«دوست دارم بگویند “میشود چند عکس بگیریم؟” نه اینکه ناگهانی.»
حتی در فرودگاهها هم مضطرب است:
«با خودم میگویم کاش نیامده باشند، کاش صورتم خوب باشد، چیز درستی بگویم!»
بازیگری برای او یک مدیتیشن است
افرا توضیح داد که در زندگی واقعی بهراحتی احساساتش را بروز نمیدهد، اما جلوی دوربین این کار برایش خیلی طبیعی است:
«بازیگری برای من یک جور مدیتیشن است. جایی است که میتوانم خودم را بیان کنم.»
او گفت اگر به هفتسالگی برگردد، باز هم دوست دارد روی صحنه باشد:
«یا بازیگر، یا خواننده، یا هر کاری که با بدن و احساساتم اجرا شود. پشت میز نشستن اصلاً برای من نیست.»
خط قرمز در روابط: دروغ و بیوجدانی
وقتی از او درباره بزرگترین «پرچ قرمز» در روابط پرسیده شد، بدون تردید گفت:
«دروغ. اگر به کسی نتوانی اعتماد کنی، آن رابطه دیگر معنی ندارد. دروغ و بیوجدانی بدترین چیزها هستند.»
چالشهای عجیب غذایی و معدهای قوی
بخش بامزه برنامه جایی بود که افرا مجبور شد ترکیبهای عجیب غذایی را امتحان کند؛ از بوظه با کچاپ گرفته تا مربا و نمک! با خنده گفت:
«معدهام قوی است، ولی اینها واقعاً عجیباند!»
جالب اینکه بعضی ترکیبها را واقعاً دوست داشت و حتی گفت:
«یکی بیاید از اینها منو درست کنه!»
عشق قدیمی: فنرباغچه
افرا خودش را یک فنرباغچهای قدیمی و متعصب معرفی کرد، هرچند گفت امیدش مثل قبل نیست:
«همیشه میگوییم این سال، همان سال است… ولی هیچوقت آن سال نمیآید.»
او اعتراف کرد آنقدر شکستها اذیتش کرده که حالا توتِم اش این است که بازیها را تماشا نکند!
اعترافهای بامزه
در بخش پایانی و اعترافات کوتاه، افرا گفت:
- در جلساتی کاملاً جدی «تظاهر کرده حواسش هست» در حالی که هیچچیز نفهمیده
- به شوخیهای بینمک خیلی اغراقآمیز خندیده
- برای جواب دادن به پیام یک عاطفی غیرجدی، ساعتها فکر کرده
- اسم آدمها را خیلی زود فراموش میکند و بهجایش میگوید «رفیق»، «عزیزم»!
حضور افرا ساراچاوغلو در «Plan B» نشان داد او دقیقاً همان چیزی است که خودش میگوید: بیتکلف، صریح، احساسی و رهای جریان زندگی. نه دنبال برنامههای از پیشچیدهشده است، نه ادعای بیعیببودن دارد؛ شاید همین صداقت است که او را اینقدر برای مخاطبان دوستداشتنی کرده.





