دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

کنجکاویِ هوشیارانه؛ چگونه جنبش پرهیز از الکلِ فرانسس ویلارد، فمینیسم را شکل داد

از سلامت فردی تا عدالت اجتماعی؛ پیوند تاریخی پرهیز از الکل، حقوق زنان و اصلاحات سیاسی

امروزه با گرایش نسل‌های جوان‌تر به محصولات سلامت‌محور، بسیاری به پرهیز از الکل روی آورده‌اند؛ رویکردی که گاه با عنوان «کنجکاویِ هوشیارانه» (Sober Curious) شناخته می‌شود. این جریان، گفت‌وگوهای عمومی تازه‌ای درباره فواید سلامتِ پرهیز از الکل برانگیخته است. اما کمتر کسی به ریشه‌های تاریخی این گرایش می‌اندیشد؛ ریشه‌هایی که به جنبش پرهیز از الکل (Temperance Movement) بازمی‌گردد؛ یکی از مهم‌ترین جنبش‌های اجتماعی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم.

رهبران این جنبش نه‌تنها باور داشتند که ترک الکل به سلامت بهتر می‌انجامد، بلکه آن را ابزاری برای ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر می‌دانستند. این حرکت، بسترِ موفقیت کارزار تصویب یک اصلاحیه در قانون اساسی ایالات متحده را فراهم کرد. اصلاحیه هجدهم (۱۸th Amendment) که در ۱۹۲۰ به اجرا درآمد، فروش و توزیع نوشیدنی‌های الکلی را ممنوع کرد.

با این حال، به‌دلیل دشواری‌های اجرای قانونی و پس از یک کارزار ملی علیه منع الکل (Prohibition)، این اصلاحیه در ۱۹۳۳ لغو شد. همین لغو، سایه‌ای منفی بر حافظه تاریخی جنبش پرهیز از الکل انداخت؛ تا جایی که بسیاری از آمریکایی‌ها آن را جنبشی اخلاق‌گرایانه و باورمندانه‌یِ افراطی می‌دانند. اما واقعیت این است که پرهیز از الکل، جنبشی بین‌المللی بود و بسیاری از رهبرانش زن بودند.

یکی از چهره‌های کلیدی برای فهم این تاریخ، فرانسس ویلارد (Frances Willard) است. در زندگی‌نامه‌ای تازه، مسیر رهبری او در این جنبش و پیوندش با فمینیسم بررسی شده است.

گستره جهانی جنبش پرهیز از الکل

فرانسس ویلارد در ۱۸۳۹ به دنیا آمد. او آرزو داشت کشیش متدیست (Methodist Minister) شود، اما در آن زمان زنان به‌ندرت ماذون به روحانیت می‌شدند. بنابراین، به معلمی روی آورد و سرانجام به‌عنوان نخستین رئیس دانشکده زنان در دانشگاه نورث‌وسترن (Northwestern University) منصوب شد.

در ۱۸۷۴، ویلارد به بنیان‌گذاری اتحادیه مسیحی زنان برای پرهیز از الکل (Woman’s Christian Temperance Union – WCTU) کمک کرد؛ سازمانی متعهد به کارزار برای قوانین منع الکل. او در ۱۸۷۹ به ریاست این اتحادیه برگزیده شد و تا زمان مرگش در ۱۸۹۸ در این سمت باقی ماند. در دوران ریاست او، WCTU فقط قانون‌گذاری نمی‌کرد؛ بلکه پناهگاه‌ها، درمانگاه‌های پزشکی و کودکستان‌های رایگان اداره می‌کرد و به خانواده‌های بی‌بضاعت خدمات می‌داد.

تمرکز ویلارد بر تأثیر الکل بر زنان و کودکان بود. در زمانی که زنان در مقایسه با مردان حمایت‌های حقوقی اندکی داشتند، او نشان داد آنچه امروز اختلال مصرف الکل (Alcohol Use Disorder) نامیده می‌شود چگونه منابع اقتصادی خانواده‌ها را می‌بلعد، در حالی که تولیدکنندگان مشروبات از فقر سودهای کلان می‌برند. به‌گفته او، پولی که صرف الکل می‌شد نه‌تنها از خانواده‌ها گرفته می‌شد، بلکه خشونت خانگی مردان مست علیه زنان و کودکان را تشدید می‌کرد.

ویلارد با تکیه بر مفهوم «عشق مادریِ سازمان‌یافته» (Organized Mother Love)—این باور که زنان می‌توانند ارزش‌های مادری را به مسائل اجتماعی تعمیم دهند—WCTU را به یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های زنان جهان تبدیل کرد. تا اواخر قرن نوزدهم، این اتحادیه بیش از ۱۵۰ هزار عضو داشت.

جنبش پرهیز از الکل به آمریکا محدود نماند. در ۱۸۸۴، ویلارد WCTU جهانی (World’s WCTU) را پایه‌گذاری کرد که در بیش از ۴۰ کشور از جمله سوئد (Sweden)، ژاپن (Japan) و استرالیا (Australia) شعبه زد.

در ۱۹۰۵، با رونمایی از تندیس ویلارد در تالار مجسمه‌های ملی (National Statuary Hall) در کنگره آمریکا (U.S. Capitol)، او به نخستین زنی بدل شد که به این افتخار رسید. همچنین در ۲۰۰۰ به تالار افتخار ملی زنان (National Women’s Hall of Fame) در سنکا فالز، نیویورک (Seneca Falls, New York) راه یافت.

ارتقای صدای زنان

برای ویلارد، منع الکل تنها یکی از دغدغه‌ها بود. شعار او «همه‌چیز را انجام بده»، زنان را به کنشگری سیاسی فرامی‌خواند تا هر مسئله‌ای را که مهم می‌دانند در آغوش بگیرند.

زیر رهبری او، WCTU از حق رأی زنان دفاع کرد، برای اصلاح نظام زندان‌ها لابی کرد و برای قوانین سن رضایت کارزار به راه انداخت؛ قوانینی که هدفشان افزایش سن قانونی ازدواج زنان از ۱۰ به ۱۸ سال بود.

ویلارد باور داشت بهترین راه تضمین قوانین منع الکل، دادن حق رأی به زنان است. او زنان WCTU را که بعدها رهبران حق رأی شدند، پرورش و هدایت کرد؛ از جمله آنا هاوارد شاو (Anna Howard Shaw) و کری چپمن کَت (Carrie Chapman Catt) که نقش محوری در تصویب اصلاحیه نوزدهم (۱۹th Amendment) و اعطای حق رأی به زنان داشتند.

او از احزاب سومی پشتیبانی می‌کرد که منع الکل، حق رأی همگانی و اصلاحات اقتصادی را پیش می‌بردند. در کانون پیامش این باور بود که بازسازی سیاست آمریکا بدون صدای زنان ممکن نیست. او در ۱۸۹۲ نوشت: «خوشحالم در روزگاری زندگی می‌کنم که درباره عدالت سخن می‌گوییم. آنچه ما زنان می‌خواهیم، تنها عدالت است.»

ویلارد منتقد سرسخت هر مانعی در برابر پیشرفت زنان بود. در برابر پزشکان مردی که ورزش را برای سلامت زنان زیان‌بار می‌دانستند، او دوچرخه‌سواری آموخت و تجربه تسلط بر آن را در کتابی محبوب در ۱۸۹۵ منتشر کرد.

کنشگری به مثابه باور

ایمان متدیستی ویلارد، تعهدات اصلاح‌طلبانه‌اش را شکل داد. او از جان وِسلی (John Wesley)، بنیان‌گذار قرن هجدهمی متدیسم که بر خدمت به فقرا از طریق اعمال نیک تأکید داشت، الهام گرفت؛ الگویی که بعدها جنبش‌های اصلاحی، از جمله پرهیز از الکل، را تغذیه کرد.

ویلارد این میراث را بسط داد و باور داشت اصلاح جامعه مستلزم به‌کار بستن ایمان در عمل است. با الهام از تعهد عیسی مسیح به خدمت به فقرا، زنان WCTU را به عدالت اقتصادی و برابری اجتماعی فراخواند.

او از جنبش نوپای کارگری حمایت کرد، خواستار دستمزد برابر زنان و مردان شد و از قوانین فدرال برای مهار انحصارهای تجاری پشتیبانی کرد. همچنین برای ماذون‌شدن زنان به روحانیت تلاش کرد و معتقد بود افزایش صدای زنان در کلیساها به ساخت جامعه‌ای عادلانه‌تر کمک می‌کند.

الگوی باورِ پیشروِ ویلارد را می‌توان امروز در چهره‌های امروزی سیاستمداران زن جهان دید.

میراثی پیچیده

ویلارد بی‌نقص نبود. میراث او با فقدان درک نظام‌مند از نژادپرستی مخدوش شده است. در دهه ۱۸۹۰، او با روزنامه‌نگار آفریقایی-آمریکایی آیدا بی. وِلز (Ida B. Wells) وارد مناقشه شد. ولز، ویلارد را به‌دلیل موضع نگرفتن علیه لینچ‌کردن سیاه‌پوستان در جنوب نقد کرد و نشان داد که تمایل ویلارد به راضی‌کردن سفیدپوستان جنوبی، او را نسبت به جنایات نژادپرستیِ جیم کرو (Jim Crow Racism) نابینا کرده است.

امتناع ویلارد از پاسخ‌گویی قاطع به این انتقادها، نمونه‌ای از کاستی‌های رایج اصلاح‌گران سفیدپوست آن عصر بود و بازتاب شکست تاریخی بسیاری از سفیدپوستان در اولویت‌دادن به عدالت نژادی.

با وجود این کاستی‌ها، رهبری ویلارد نه‌تنها برای جنبش پرهیز از الکل حیاتی بود، بلکه به شکل‌گیری فمینیسم قرن بیست‌ویکم و جنبش‌های پیشروِ مرتبط با چپ باورمندِ امروز کمک کرد.

در اوج شهرتش، بسیاری می‌پنداشتند اگر زنان به حق رأی برسند، فرانسس ویلارد نخستین رئیس‌جمهور زن آمریکا خواهد بود. او بارها ابراز امید کرد که زنده بماند و انتخاب یک زن به این مقام را ببیند.

با این حال، ویلارد خوش‌بین ماند. او در ۱۸۸۹ نوشت: «در زندگی، صادقانه کوشیده‌ام در کنار آرمان بزرگِ انسانِ فقیر و ستمدیده بایستم. باید در همه راه‌ها کاوشگران وجود داشته باشند… این از آغاز، «ندای» من بوده است.»

ویلارد پیش از تصویب اصلاحیه‌های هجدهم و نوزدهم درگذشت؛ اما نقشی حیاتی در شکل‌دادن به جنبش‌هایی داشت که به اجرای آن‌ها انجامید. سهم او یادآور این است که باید از کارِ زنانِ آینده‌نگر بسیاری—مانند ویلارد—قدردانی کنیم؛ زنانی که پیش از دیدن تحقق رویاهایشان چشم از جهان فروبستند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا