دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

قسمت ۴۷ سریال Sahipsizler بی صاحبان (بی‌کسان)

قسمت ۴۷ سریال Sahipsizler بی صاحبان (بی‌کسان) که با نام‌های بی‌خانمان‌ها و یتیم‌ها نیز معرفی شده، ستارگانی چون هازال سوباشی و رها اوزجان را در درامی متفاوت گردهم می‌آورد …

قسمت ۴۷ سریال بی‌کسان (بی صاحبان) Sahipsizler که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت محلی از استار پخش خواهد شد … ؛ سایه سنگین اعضای خانواده بر زندگی صمیمی سه نفره عزیز، دوران و فرزندشان حس می‌شود و هر سه نفر از این وضعیت خسته‌اند، اما ناچارند با قدرت از این آزمون عبور کنند. هشمت نیز با پشیمانی، در جمع مردم و حتی کوچه و خیابان، از یوسف و زلیها معذرت می‌خواهد. همزمان، در جریان جدال خونین با هیدر، شرطی مهم و حساس درباره فرزند دوران از سوی پدر و مادرش پذیرفته می‌شود. با این حال، عزیزه محکم در مقابل مادرشوهرش می‌ایستد و قاطعانه اعلام می‌کند که زندگی، فرزند و حتی خود دوران متعلق به اوست و کسی حق دخالت ندارد. دوران نیز با فهمیدن نقشه خطرناک پدرش، با او مخالفت می‌کند و تأکید دارد که به هیچ قیمتی فرزندش را رها نخواهد کرد، حتی اگر مجبور شود تاوان سنگینی بدهد.

می توانید تیزر اول قسمت ۴۷ را از این لینک تماشا کنید

بی صاحبان در جایگاه نهم قرار گرفت ( بررسی ریتینگ روزانه )


اما آنچه در قسمت قبلی ( چهل و ششم ) شاهدش بودیم …

عزیزه که در جنگل حالش وخیم می‌شود، با عجله توسط دِوران به بیمارستان منتقل می‌گردد. ترس از دست دادن کودک، او را به شدت می‌لرزاند اما شنیدن صدای ضربان قلب جنین، سرآغاز فصل تازه‌ای برای خانواده آلاز می‌شود. پزشک خبر می‌دهد که عزیزه شش هفته باردار است و این خبر موجی از شادی را در خانواده به راه می‌اندازد. با این حال، همین خوشحالی برای هازار و باده—که قصد خلاص شدن از بچه و حتی دِوران را دارند—به یک بحران بزرگ تبدیل می‌شود.

دوران، حمیت و یاووز همگی برای سلامت عزیزه نذر کرده‌اند؛ اما زمانی که او را با ساز و دهل و یک قوچ نذری به خانه می‌آورند، عزیزه با قربانی‌کردن حیوان مخالفت می‌کند و برای نذر خود برنامه‌ای متفاوت در سر دارد.

از سوی دیگر پروین می‌خواهد هرچه زودتر پسرش هازار را داماد کند و به همین دلیل پیشنهادی برای تبدیل شدن مِلیس به «عروس خاندان» مطرح می‌کند. به مناسبت بهبود حال عزیزه و خبر بارداری‌اش، ضیافت بزرگی برگزار می‌شود و همه اعضای خانواده گرد هم می‌آیند.

اما درست در اوج این شادی، توفان و افرادش که قسم به انتقام خورده‌اند، آنجا را محاصره می‌کنند. اکنون دوران میان دو راهی سختی گرفتار شده است: از یک سو قولی که به همسرش داده تا دستانش را به خون آلوده نکند، و از سوی دیگر عطش انتقام برای حفاظت از خانواده و نام آلازها. او باید تصمیمی بگیرد که آینده همه را تغییر خواهد داد—تصمیمی که بازگشتی برایش وجود ندارد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا