قسمت ۴۹ سریال Sahipsizler بی صاحبان (بیکسان)

قسمت ۴۹ سریال Sahipsizler بی صاحبان (بیکسان) که با نامهای بیخانمانها و یتیمها نیز معرفی شده، ستارگانی چون هازال سوباشی و رها اوزجان را در درامی متفاوت گردهم میآورد …
قسمت ۴۹ سریال بیکسان (بی صاحبان) Sahipsizler که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت محلی از استار پخش خواهد شد … ؛ عزیزه در برابر چشمانش انفجار ماشین دوران را میبیند و با وجود آن صحنه هولناک، هنوز مرگ او را باور ندارد؛ اما هیچکس اجازه نمیدهد به دوران نزدیک شود. همه در غم و شوک فرو رفتهاند و فضای خانواده سنگینتر از همیشه است. عزیزه در حالیکه خودش در وضعیت روحی نابسامانی قرار دارد، زیر فشارهای تازهای هم قرار میگیرد—طبق رسم عشیره، حالا باید با برادر شوهرش ازدواج کند. هازار پیشقدم میشود و به مادرش میگوید حاضر است همسر عزیزه شود و فرزند برادرش را بزرگ کند. یاووز با این تصمیم به شدت مخالفت میکند. اما مهمترین سؤال این است: عزیزه در این دوراهی تلخ چه تصمیمی خواهد گرفت؟ و آیا دوران واقعاً در آن انفجار جان داده است؟
می توانید تیزر اول قسمت ۴۹ را از این لینک تماشا کنید
بی صاحبان در جایگاه نهم قرار گرفت ( بررسی ریتینگ روزانه )
اما آنچه در قسمت قبلی ( چهل و هشتم ) شاهدش بودیم …
عزیزه وقتی میفهمد روی بچه بهدنیا نیامدهاش معاملهای برای پایان دادن به خونبس انجام شده و خانواده آلاز وارد یک دادوستد کثیف شدهاند، دنیایش فرو میریزد. اعتمادش به دوران بهکلی از بین میرود و با این جمله که: «نمیگذارم بچهام را خرج معاملهتان کنید»، خانوادهاش را برمیدارد و عمارت آلاز را ترک میکند.
رفتن عزیزه، دوران را از پا درمیآورد. او از یکسو تلاش میکند همسرش را راضی به بازگشت کند و از سوی دیگر، زیر فشار سنگین پدرش وهاب و مادرش پروین قرار میگیرد. وقتی تلاشهای پروین برای بازگرداندن اجباری عزیزه بینتیجه میماند، مسیرش را عوض میکند؛ او برای انتقام گرفتن از عزیزه و ضربه زدن به حساسترین نقطه زندگیاش، تصمیم میگیرد ملیس را برای هازار خواستگاری کند. این پیشنهاد برای خانواده هشمت که در تنگنای مالی هستند، به فرصتی طلایی تبدیل میشود.
در این میان، دوران که میخواهد خونخواهی را برای همیشه پایان دهد، همهچیز را به خطر میاندازد و تصمیم میگیرد برای رسیدن به راهحلی مشترک، رو در روی حیدر بایستد. اما با دسیسهها و بازیهای حازار، حیدر متقاعد میشود که دوران نه برای صلح، بلکه برای کشتن او آمده است. بیخبر از این سوءتفاهم مرگبار، دوران با شتاب بهسوی تلهای کشنده قدم برمیدارد.









