فیلم «Rosebush Pruning»؛ یک کمدی سیاه دیوانهوار با بازیگرانی درخشان در جشنواره برلین

این فیلم از همان نخستین لحظه با بیپروایی و جسارتی رنگارنگ به تماشاگر هجوم میآورد؛ تجربهای که مرز میان شوک، طنز و انحراف را تعمداً در هم میریزد. «Rosebush Pruning» نهفقط قوانین روایت را دور میزند، بلکه تماشاگر را وادار میکند برای مواجهه با جهانی دیوانهوار، قواعد تازهای اختراع کند.
«شور، عشق، اروتیک، پول…» ترانه «Paninaro» از گروه پت شاپ بویز (Pet Shop Boys) که در سال ۱۹۸۶ به یک هیت تبدیل شد، گویی مانیفست غیررسمی فیلم «Rosebush Pruning» است؛ اثری عجیب و غریب و بیپروا که عبارت «اصلاً این دیگر چیست؟» حتی نزدیک به توصیف آن نیست.
فیلمنامه این اثر را افتیمیس فیلیپو — پیشگام موج عجیب سینمای یونان و همکار همیشگی یورگوس لانتیموس — بهصورت مشترک نوشته است. آخرین ساخته کریم آینوز، کارگردان برزیلی-ایرانیتبار، چیزی شبیه یک همراه هرزهنگارانه و اروپایی برای فیلم «Dogtooth» از آب درآمده؛ داستانی آنقدر چندوجهی در انحرافهایش، حتی واژهها گاه بیمعنا هستند. مقایسه بصری با آثار اولیه پدرو آلمودوار سادهترین تشبیه ممکن است، اما شرارت شادمانهای در این فیلم وجود دارد که هرگز بخشی از دایره واژگان استاد اسپانیایی نبوده است. البته اگر مقدار قابلتوجهی از روحیه جو اورتون، نمایشنامهنویس بریتانیایی را هم به آن اضافه کنید، تازه نزدیک به درک این فیلم خواهید شد.
داستان در ساحلی در اسپانیا آغاز میشود؛ جایی که ادوارد (کالوم ترنر) دارد به جورج ــ دوستی که تنها ده روز است او را میشناسد ــ مد و فشن یاد میدهد. جورج که برای تعطیلات از آتن آمده، مردی میانسال و کاملاً بیسلیقه است، اما ادوارد به او علاقه پیدا کرده. او در روایت صوتی فیلم میگوید: «از آن آدمهایی است که دوست دارم همهجوره ببینمش.» اگر همین جمله برایتان جسورانه است، آماده باشید؛ چون از اینجا به بعد همهچیز با سرعتی سرسامآور جنسیسازی میشود و وضعیت فقط شدیدتر میگردد — و دقیقاً همین اتفاق هم میافتد. بخش زیادی از اثرگذاری فیلم، مدیون بازیگران نسل زد و هزارهای آن است که با جسارتشان، تصور رایج درباره محافظهکاری همنسلانشان را زیر سوال میبرند.
با راهنمایی ادوارد، با بقیه اعضای خانوادهاش آشنا میشویم. مادرشان (با بازی پاملا اندرسون) شش ماه پیش آنها را از نیویورک به کاتالونیا منتقل کرده بود. اما مادر مرده است — و بله، درست خواندید — توسط گرگها تکهتکه شده! حالا پدر نابینا (با بازی تریسی لتس) تنها با فرزندانش مانده: ادوارد، برادرانش جک (با بازی جیمی بل) و رابرت (با بازی لوکاس گیج) و خواهرشان آنا (با بازی رایلی کیو). همه آنها عاشق جک هستند، آن هم به سخیفترین شکل ممکن. بنابراین وقتی جک دوستدختر جدیدش مارتا (با بازی ال فنینگ) را به خانه میآورد، اوضاع اصلاً خوب پیش نمیرود.
ادوارد از همان ابتدا سطحیبودنش را تبلیغ میکند: «نه مینویسم، نه میخوانم.» و خانوادهاش هم از همان جنس هستند — او آنها را «تنبل» و «سطحی» مینامد، آن هم با لحنی تقریباً ستایشآمیز. تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد موسیقی و مد است. و مد در اینجا دستکمگویی است؛ هر تغییر لباس خودش یک زیرداستان جداگانه است، از جورابهای جدید رابرت گرفته تا چکمههای گوگو آبی آسمانی آنا که لایق یک فیلم مستقل هستند. طبیعتاً وقتی مارتا ظاهر میشود — یک گیتاریست آماتور با تحصیلات کلاسیک که لباسهایش را از زارا میخرد و ساعت سواچ خراب دستش است — وحشتزده میشوند. آنا نالهکنان به پدرش میگوید: «فقط تصور کن چقدر بد لباس میپوشد، بابا!» و مصمم است به هر قیمتی این دو را از هم جدا کند، و البته از حمایت بقیه اعضای خانواده هم بیبهره نیست.
در هر فیلم دیگری، آنا احتمالاً شخصیت اصلی بود و رایلی کیو هم با بازی جسورانهاش ــ شاید پرهوسترین نقشآفرینی بعد از سلما بلر در «A Dirty Shame» جان واترز ــ بهخوبی از عهده آن برمیآمد. اما در این فیلم، باقی بازیگران هم با همان شدت ظاهر شدهاند و نتیجه، اثری کاملاً گروهی و دیوانهوار است؛ جایی که هر شخصیت لحظهای برای درخشیدن دارد — از پدر با مراسم عجیب و آزاردهنده مسواکزدنش گرفته تا رابرت و رفتارهای عجیبش. وسط همه این صحنهها، نگاهتان را از چهره مبهوت و وحشتزده ال فنینگ برندارید؛ چون همه این اتفاقهای عجیب درست جلوی او رخ میدهد.
فیلم «Fists in the Pocket» ساخته مارکو بلوکیو در سال ۱۹۶۵ که الهامبخش «Rosebush Pruning» بوده، داستان منسجمی داشت، اما آینوز و فیلیپو واقعاً به آن پایبند نماندهاند. در عوض، داستان بیشتر بر جک و تلاشهایش برای فرار از خانواده تقریباً بهمعنای واقعی کلمه خونآشامش متمرکز است — هرچند خود او هم بههیچوجه عادیتر از بقیه نیست، با توجه به شیفتگیاش به خون، چه حیوانی و چه قاعدگی.
اگر بعد از خواندن همه اینها هنوز اینجا هستید، این کمدی سیاه دیوانهوار ممکن است ارزش وقتتان را داشته باشد؛ یک شورش بدسلیقگی که از آخرین فیلم آینوز یعنی «Motel Destino» (۲۰۲۴) در تمام ابهت رنگارنگ و افراطیاش فراتر میرود. این اعلیحضرتهای اهریمنگون افتخار حضور شما را طلب میکنند. جرئت قبول کردن دارید؟
فیلم «Rosebush Pruning» در سومین روز هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین (برلیناله) در تاریخ ۱۴ فوریه اکران شد.





