وقتی افسانه فرو میریزد؛ گفتوگو با «جوآن کالینز» و «ایزابلا روسلینی» درباره «My Duchess» و پایان باشکوه یک اسطوره

«جوآن کالینز» و «ایزابلا روسلینی» در جشنواره کن خیرهکنندهاند؛ نه فقط بهخاطر ظاهر، بلکه بهدلیل تاریخ زندهای که با خود به این رویداد آوردهاند. کالینز ۹۲ ساله، تنها یک شب پیش از این گفتوگو، روی فرش قرمز کن ظاهر شد و با شکوهی کلاسیک، درخشش هالیوود قدیم را به جشنی بازگرداند که امسال، بهگفته بسیاری، از آن جادو و زرقوبرق فاصله گرفته بود.
لباس سفید ارکیدهای او، طراحی اختصاصی «استفان رولان» از مجموعه اوت کوتور، با دنبالهای بلند، دستکشهای اپرایی مشکی، جواهرات الماسنشان و کفشهای نوکتیز، بیدرنگ یادآور «الکسیس کرینگتون»؛ شخصیت افسانهای او در سریال «Dynasty» بود؛ زنی که در دهه ۱۹۸۰، واژگان مد آن دوران را عملاً تعریف کرد.
کالینز با لبخند میگوید: «خیلی هیجانانگیز بود. تیم گریم و استایلم حسابی زحمت کشیدند؛ مو، آرایش… خب، نمیگویم چطور به نظر میرسیدم، اما واکنشها را خودتان دیدید.»
این گفتوگو در ساحل «کارلتون» کن انجام میشود. کالینز با لباسی تابستانی و عینک آفتابی بزرگ، همچنان وقار همیشگیاش را حفظ کرده است. کنار او، «ایزابلا روسلینی» با استایلی آزاد و هنری، لباس سیاهوسفید با جزئیات نارنجی و مدل موی پیکسی معروفش نشسته؛ بدون آنکه اسیر تشریفات کن شده باشد.
روسلینی که برای این مصاحبه به کن آمده، اعتراف میکند که اصلاً روی فرش قرمز نرفته است: «راستش برایم ترسناک است. حالا دیگر یک نمایش عظیم شده. مثل زمان مادرم، «اینگرید برگمن»، نیست که با جواهرات خودش میرفت اسکار؛ شاید چیزی که پدرم برایش خریده بود.»
کالینز سریع پاسخ میدهد: «اتفاقاً من هم دیشب جواهرات خودم را پوشیدم. نمیخواستم یک محافظ امنیتی دنبالم باشد!»
این دو بازیگر بزرگ برای نخستین بار در فیلم «My Duchess» همبازی شدهاند؛ فیلمی به کارگردانی «مایک نیول» (سازنده «Four Weddings and a Funeral») و نویسندگی «لوئیز فنل». فیلم داستان سالهای پایانی زندگی «والیس سیمپسون»، دوشس ویندزور را روایت میکند؛ زنی که «ادوارد هشتم» پادشاه بریتانیا برای ازدواج با او از تاجوتخت کنارهگیری کرد.
داستان از سال ۱۹۷۲ و پس از مرگ «دوک ویندزور» آغاز میشود؛ زمانی که والیس در فرانسه، تحت سلطه و کنترل وکیل سوءاستفادهگرش «سوزان بلوم» با بازی روسلینی، بهتدریج از نظر جسمی و روانی فرو میپاشد.
کالینز که نقش والیس سیمپسون را بازی میکند، میگوید: «همه فکر میکردند او مرده، اما زنده بود. این وکیل وارد زندگیاش شد و او را نابود کرد. هشت یا نه سال آخر عمرش را کور، ناشنوا و در حال مرگ گذراند و تقریباً هیچکس از این ماجرا خبر ندارد.»
ساخت «My Duchess» دههها زمان برد. این فیلم نخستین تولید بلند استودیوی تازهتأسیس «جان گور استودیوز» است؛ شرکتی که توسط تهیهکننده بزرگ برادوی و خالق نمایشهایی مانند «Hamilton» و «The Book of Mormon» راهاندازی شده است. «امبانکمنت فیلمز» (Embankment Films) نیز پخش بینالمللی فیلم را در کن بر عهده دارد.
کالینز میگوید: «حدود ۳۰ سال است که تلاش میکنم این فیلم را بسازم.» او در اوایل دهه ۱۹۹۰ با «محمد الفاید» آشنا شد؛ مالک وقت فروشگاه «هارودز» لندن. «به او گفتم شیفته داستان والیس سیمپسون هستم. گفت خانهاش در فرانسه مال من است. رفتم آنجا… همهچیز دستنخورده بود؛ مانکنهایی از دوک و دوشس، او با کیلت، او با لباس شانل.»
کالینز اعتراف میکند که با والیس سیمپسون احساس نزدیکی میکند؛ زنی که قربانی قضاوت رسانهها شد: «این فیلم برای من نوعی تسویهحساب با مطبوعات است. سالها بهخاطر نقشهایی که بازی میکردم، مرا “دختر بد” میدانستند. در «Dynasty» میگفتند خودِ واقعیاش همین است، درحالیکه نبود.»
برای مخاطبان، دیدن کالینز در «My Duchess» شوکآور است؛ او ضعیف، فرسوده و بدون زرقوبرق ظاهر میشود. روسلینی درباره همبازیاش میگوید: «جوآن ترکیبی دارد که هرگز ندیدهام؛ زیبایی و شکوه خیرهکننده، اما بدون ذرهای خودشیفتگی.»
کالینز تأیید میکند: «من اصلاً آدم خودشیفتهای نیستم. با شلوارک و بدون آرایش هم در را باز میکنم. اهمیتی نمیدهم.»
در میان فضای تاریک فیلم، یک «لحظه جوآن کالینز» وجود دارد؛ صحنهای که والیس بالاخره در برابر بلوم میشکند. کالینز با خنده میگوید: «فقط یک بار در فیلم از کلمه F استفاده میکنم. همان لحظه با خودم گفتم: من به دختر اینگرید برگمن گفتم… گمشو!»
هر دو بازیگر، دههها میان شهرت و هنر تعادل برقرار کردهاند. کالینز میگوید: «وقتی ۱۷ سالم بود، پدرم گفت اگر خوششانس باشی، تا ۲۷ سالگی کار میکنی. حالا ۷۵ سال گذشته و احتمالاً طولانیترین کارنامه را دارم.»
او راز ماندگاری خود و روسلینی را ساده میداند: «خانوادههای خوبی داشتیم، سراغ الکل و مواد نرفتیم و همیشه میخواستیم کار کنیم.»
در «My Duchess»، زنی که سالها نماد زرقوبرق و قدرت بوده، به قربانی فراموششدهای تبدیل میشود. در پایان فیلم، با حذف آرایش، جواهرات و تصویر، تقریباً چیزی از افسانه باقی نمیماند. شاید «جوآن کالینز» در ۹۲ سالگی و پس از بیش از هفت دهه فعالیت، بالاخره نقشی را پیدا کرده که اسطورهای را که یک عمر ساخته بود، ویران میکند؛ و دقیقاً به همین دلیل، ماندگارتر از همیشه میشود.





