دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیگزارش خبری

فینال فصل سوم «Tracker» چه رازهایی را درباره پدر کولتر شاو فاش کرد؟

هشدارِ؛ این مطلب داستان فصل را فاش می‌کند

فینال فصل سوم سریال «Tracker» از شبکه سی‌بی‌اس (CBS) نه‌تنها بخشی از معمای قدیمی زندگی کولتر شاو را روشن می‌کند، بلکه در عین حال با طرح پرسش‌های تازه، زمینه را برای ادامه‌ای پرتنش‌تر در فصل بعدی فراهم می‌سازد. در این قسمت، کولتر شاو با بازی جاستین هارتلی، در ادامه مسیر کشف حقیقت درباره گذشته پیچیده پدرش، به اطلاعاتی دست پیدا می‌کند که سال‌ها دنبالش بوده؛ اطلاعاتی که به گفته خود هارتلی، شاید به معنای «حل کامل» همه‌چیز نباشد، اما دست‌کم به کولتر این امکان را می‌دهد که با بخشی از گذشته‌اش کنار بیاید و با آگاهی بیشتری به زندگی‌اش ادامه دهد.

جاستین هارتلی، بازیگر نقش اصلی و تهیه‌کننده اجرایی سریال، پیش‌تر درباره این پایان گفته بود: «نمی‌دانم می‌شود اسمش را یک جمع‌بندی کامل گذاشت یا نه؛ چیزی شبیه به این‌که همه‌چیز خوب شد و حالا احساس بهتری دارم. اما این همان اطلاعاتی بود که او برای ادامه دادن به زندگی‌اش به آن نیاز داشت؛ برای این‌که بتواند این پرونده را ببندد، یا دست‌کم با جزئیات آن به صلح برسد. چون او برای مدت خیلی طولانی اصلاً این جزئیات را در اختیار نداشت.» همین اظهارنظر، به‌خوبی لحن کلی فینال را توضیح می‌دهد: پاسخی نسبی به پرسش‌های قدیمی، اما بدون پایان قطعی بحران خانوادگی کولتر.

فینال فصل سوم در واقع نیمه دوم یک داستان دو قسمتی است؛ روایتی که در آن کولتر و برادرش راسل شاو با بازی جنسن اکلس، تلاش می‌کنند حقیقت بیشتری را درباره پروژه مرموزی به نام «chrono stasis» کشف کنند؛ پروژه‌ای که پدرشان پیش از مرگش روی آن کار می‌کرد. در قسمت ماقبل پایانی، این دو برادر موفق شده بودند سرنخ‌هایی از افرادی پیدا کنند که از این پروژه اطلاعاتی داشتند. نتیجه این جست‌وجو تکان‌دهنده بود: پروژه مورد نظر شامل آزمایش روی کودکانی با توانایی‌های ویژه بوده تا از قابلیت‌های آن‌ها در عملیات نظامی استفاده شود.

در پایان قسمت قبلی، کولتر و راسل بیش از هر زمان دیگری به حقیقت نزدیک شده بودند، اما هنوز راه دشواری تا رسیدن به پاسخ نهایی در پیش داشتند. کولتر در شرایطی بسیار پرتنش گرفتار شده بود؛ چرا که دنی، پسربچه‌ای با استعداد ویژه که خودش یکی از سوژه‌های آزمایشی این برنامه است و دکتر یوکیچ رابطه نزدیکی با او دارد، ناخواسته نگهبان‌های بیشتری را به محل کشانده بود.

قسمت پایانی با عنوان «The Best Ones» بار دیگر به همان آزمایشگاهی بازمی‌گردد که در آن کودکان تحت آزمایش‌های غیرانسانی قرار گرفته‌اند. در این بخش، مخاطب با شخصیت جدیدی به نام لولا آشنا می‌شود؛ دختری که ارتباط نزدیکی با دنی دارد. دنی به کولتر می‌گوید که بدون لولا حاضر به فرار نیست. او همچنین توضیح می‌دهد که لولا توانایی پیش‌آگاهی دارد؛ یعنی می‌تواند اتفاقات را پیش از وقوع ببیند. اینجاست که راسل توضیح می‌دهد دولت سال‌هاست در تلاش برای رمزگشایی و مهار چنین قابلیتی است و همین موضوع، منطق بی‌رحمانه پشت این آزمایش‌ها را روشن می‌کند.

دنی می‌گوید لولا برای تنبیه به جایی موسوم به «مکان ساکت» منتقل شده است. در ادامه، کولتر و راسل دنی را نزد دکتر یوکیچ می‌برند تا با کمک او یک جلسه مشاهده از راه دور انجام دهد و مکان لولا را پیدا کند. نتیجه این تلاش آن‌ها را به یک نیروگاه در حدود ۱۰۰ مایلی محل فعلی‌شان می‌رساند و مأموریت تازه‌ای آغاز می‌شود.

در میانه این عملیات، راسل رفتاری مبهم و مشکوک دارد و مشخص است که همه چیز را با کولتر در میان نگذاشته است. پس از جدا شدن مسیر این دو برادر، راسل بار دیگر با منبع نظامی خود ملاقات می‌کند؛ اما این‌بار او اعتراف می‌کند که مجبور شده راسل را لو بدهد. همین دیدار به کمینی مرگبار ختم می‌شود و چندین فرد مسلح تلاش می‌کنند راسل را بکشند.

راسل از این حمله جان سالم به در می‌برد، اما بی‌هزینه هم نیست؛ او با زخمی شدید ناشی از گلوله صحنه را ترک می‌کند. در ادامه، با رینی تماس می‌گیرد تا از او بخواهد از طریق تلفنی که از یکی از نگهبان‌ها پیدا کرده، فرد دیگری را ردیابی کند. نکته مهم اینجاست که او نمی‌خواهد کولتر از این ماجرا باخبر شود؛ موضوعی که بار دیگر بر شک و تردیدها درباره مأموریت پنهانی راسل می‌افزاید.

در سوی دیگر ماجرا، کولتر به نیروگاه می‌رود تا لولا را پیدا کند. او موفق می‌شود این دختر نوجوان را نجات دهد، اما پیش از آن ناچار می‌شود با تهدید جدیدی مقابله کند: ویکرز، یک عضو سابق دلتا فورس که حالا به‌عنوان آدمکش فعالیت می‌کند. حضور این شخصیت تازه، سطح خطر را در قسمت پایانی به‌طور محسوسی افزایش می‌دهد و فینال را از یک درام خانوادگی صرف، به یک اکشن نفس‌گیر نیز تبدیل می‌کند.

بعد از خروج کولتر و لولا از نیروگاه، آن‌ها برای کمک به راسل به راه می‌افتند. توانایی پیش‌آگاهی لولا در این بخش نقش کلیدی پیدا می‌کند؛ به کمک این قابلیت، آن‌ها می‌توانند راسل را مداوا کرده و پیش از رسیدن ویکرز و افرادش، مخفی شوند. با وقوع یک درگیری مسلحانه دیگر، در نهایت کولتر و راسل بر دشمنانشان غلبه می‌کنند و موقتاً از مهلکه می‌گریزند.

در پایان این مأموریت، کولتر برای حفاظت از لولا، دنی و دکتر یوکیچ، آن‌ها را تحت برنامه حفاظت از شاهدان قرار می‌دهد. این تصمیم نشان می‌دهد که تهدید علیه آن‌ها هنوز پایان نیافته و نیروهای پشت پرده این پروژه همچنان فعال‌اند. پس از آن، کولتر برای نخستین بار نشانه‌هایی از آرامش را تجربه می‌کند و به دیدار دوستش جان کیتون می‌رود. او در این دیدار اعتراف می‌کند که حالا واقعاً آماده است اضطراب‌ها و آشفتگی‌های مربوط به گذشته‌اش را کنار بگذارد.

این اعتراف از منظر شخصیت‌پردازی اهمیت زیادی دارد. کولتر در طول فصل سوم، همواره میان وظیفه حرفه‌ای‌اش و زخم‌های حل‌نشده شخصی‌اش گرفتار بود. اکنون او تصور می‌کند بالاخره به مرحله‌ای رسیده که می‌تواند از بار گذشته رها شود. اما سریال خیلی زود نشان می‌دهد که این آرامش قرار نیست ماندگار باشد.

در یکی از مهم‌ترین و شوکه‌کننده‌ترین لحظات فینال، مشخص می‌شود که راسل دوباره با «گروه هورایزن» وارد همکاری شده است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که رئیس سابق او، با استفاده از یک پرونده محرمانه درباره پدر کولتر، او را تحت فشار قرار می‌دهد. این فرد به راسل می‌گوید: «هرچه داخل آن پرونده است، کاری که او با کولتر کرد، همه‌اش حقیقت دارد.»

راسل با دیدن محتوای این پرونده، به‌شدت شوکه و وحشت‌زده می‌شود. همین واکنش کوتاه اما پرمعنا، یکی از بزرگ‌ترین قلاب‌های داستانی برای فصل آینده را می‌سازد. مخاطب هنوز دقیقاً نمی‌داند در این پرونده چه نوشته شده، اما سریال به‌وضوح القا می‌کند که حقیقت درباره پدر کولتر از آن‌چه تاکنون تصور می‌شد، بسیار تاریک‌تر و نگران‌کننده‌تر است.

در ادامه، به راسل پیشنهاد می‌شود که در ازای دریافت این پرونده، فقط «یک مشکل نهایی» را برای آن‌ها حل کند. به این ترتیب، قسمت پایانی با آغاز یک مأموریت پرخطر دیگر برای راسل به پایان می‌رسد؛ مأموریتی که بدون تردید در فصل بعد، کولتر را نیز وارد چرخه تازه‌ای از پرسش، تردید و رویارویی خواهد کرد.

اگرچه این قسمت برخی پاسخ‌ها را درباره گذشته کولتر و پروژه پدرش ارائه می‌دهد، اما در عمل بیشتر نقش یک سکوی پرتاب برای فصل چهارم را بازی می‌کند. حالا چند پرسش اصلی پیش روی داستان قرار دارد: محتوای واقعی پرونده پدر کولتر چیست؟ او دقیقاً چه نقشی در پروژه آزمایش روی کودکان داشته؟ آیا راسل بار دیگر میان وفاداری به برادرش و مأموریت‌های مخفی‌اش گرفتار خواهد شد؟ و آیا کولتر می‌تواند پس از این افشاگری‌ها واقعاً به آرامش برسد؟

از منظر روایی، فینال فصل سوم موفق می‌شود چند کارکرد مهم را هم‌زمان انجام دهد: نخست، خط داستانی اصلی فصل را به نقطه‌ای نسبتاً رضایت‌بخش برساند؛ دوم، با افزودن شخصیت‌هایی مانند لولا و ویکرز، جهان سریال را گسترش دهد؛ و سوم، با پرونده پنهانی مربوط به پدر کولتر، زمینه تعلیق و کنجکاوی برای فصل آینده را تقویت کند. به همین دلیل، این پایان بیش از آن‌که یک نقطه پایان باشد، یک پایان باز حساب‌شده است.

در شرایطی که فینال فصل سوم با چنین تعلیقی به پایان می‌رسد، خبر مهم دیگر برای طرفداران این است که سریال «Tracker» برای فصل چهارم توسط شبکه سی‌بی‌اس (CBS) تمدید شده است. همچنین گزارش شده که تولید فصل تازه به لس‌آنجلس منتقل خواهد شد و این پروژه از اعتبار مالیاتی ۴۸ میلیون دلاری ایالت کالیفرنیا بهره‌مند می‌شود. این جابه‌جایی می‌تواند از نظر تولیدی، ساختاری تازه به فصل آینده بدهد و شاید حتی بر فضای بصری و جغرافیای داستان نیز اثر بگذارد.

در مجموع، فینال فصل سوم «Tracker» توانست هم در سطح اکشن و تعلیق موفق ظاهر شود و هم در لایه‌های احساسی و خانوادگی، مخاطب را درگیر نگه دارد. جاستین هارتلی در نقش کولتر شاو بار دیگر نشان داد که هسته اصلی جذابیت سریال، فقط پرونده‌های هفتگی نیست، بلکه زخم‌های شخصی و رازهای خانوادگی شخصیت اصلی نیز سهم بزرگی در کشش دراماتیک داستان دارند. حالا با ورود دوباره راسل به مأموریتی مرموز و افشای وجود پرونده‌ای تکان‌دهنده درباره پدرشان، به نظر می‌رسد فصل چهارم قرار است از همین ابتدا با تنشی حتی بیشتر آغاز شود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا