دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دیالوگ ماندگار

نقل‌قول‌های ماندگار از سریال دختران گیلمور؛ دیالوگ‌هایی بامزه، تیز و فراموش‌نشدنی

دختران گیلمور برای خیلی از ما جای خیلی خاصی توی قلب‌مان دارد. سریالی است که خیلی‌ها بارها و بارها به آن برمی‌گردند؛ چون شخصیت‌های دوست‌داشتنی‌اش، درس‌های تلخ‌وشیرین زندگی، و دیالوگ‌های بامزه و تند و تیزش همیشه حس آرامش می‌دهند.
بخشی از این حسِ گرم و آشنا، دقیقاً از دلِ همان جمله‌ها و دیالوگ‌هایی می‌آید که گاهی بامزه‌اند، گاهی طعنه‌دار، و گاهی خیلی عمیق‌تر از چیزی که در نگاه اول به نظر می‌رسند.

از متلک‌های شیک و بی‌نقص امیلی گیلمور گرفته تا طعنه‌های خشک و خونسرد لوک، و تا نقدهای بی‌رحمانه و بی‌فیلتر پاریس، برای تقریباً هر موقعیت و هر حال‌وهوایی در زندگی، یک نقل‌قول ماندگار از Gilmore Girls پیدا می‌شود — مخصوصاً وقتی با یک آدم اعصاب‌خردکن طرفی!

یکی از دلایلی که این سریال تا این حد دوست‌داشتنی مانده، همین نوشتار سریع، باهوش و حاضر جوابش است. پس بیایید با هم سراغ بعضی از آیکونیک‌ترین دیالوگ‌های تاریخ دختران گیلمور برویم. البته یادتان باشد به حدی دیالوگ‌های جذاب، طنز، نیش‌دار، مفهومی و … سریال زیاد است که درج همه آنها دقت و حافظه و وقت زیادی میطلب و ما فقط تعدادی از آنها را گردهم آوردیم.

اول از همه، شوخی‌ها و دیالوگ‌های افسانه‌ای لورلای درباره قهوه

۱. «این از اون صبح‌های قهوه‌سایزِ خیلی بزرگه. من قهوه رو باید مستقیم از سرم بزنم.» — لورلای گیلمور

۲. «همه‌چی توی زندگی من یه ربطی به قهوه داره. من باور دارم توی یه زندگی قبلی، خودِ قهوه بودم.» — لورلای گیلمور

۳. «قهوه دوست داری؟»
«فقط همراه با اکسیژنم.»
— لورلای گیلمور

۴. «قهوه لطفاً، با یه شات بدبینی هم کنارش.» — لورلای گیلمور

۵. «نمی‌تونم قهوه خوردن رو قطع کنم. اگه قهوه خوردن رو قطع کنم، دیگه نمی‌تونم بایستم، راه برم، و کلمه‌ها رو بذارم کنار هم و جمله درست کنم.» — لورلای گیلمور

۶. «من کافئین می‌خوام. هر شکلی که داری. امروز اصلاً به من نرسیده. می‌خورمش، تزریقش می‌کنم، می‌جومش، حتی می‌کشمش بالا…» — لورلای گیلمور

۷. «اگه از نظر فیزیکی ممکن بود با یه نوشیدنی داغ عشق‌بازی کرد، این همون یکی بود.» — لورلای گیلمور

۸. «قهوه، قهوه، قهوه.» — لورلای گیلمور

همان «قهوه، قهوه، قهوه» معروفی که یعنی لورلای واقعاً به قهوه، قهوه، قهوه نیاز دارد.

معروف‌ترین دیالوگ‌ها؟ معلوم است که بخشی از بگومگوی مادر و دختری‌اند

۹. «اوی با اون پودل‌ها دیگه!» — لورلای و روری گیلمور

۱۰. «این یه نمایشه؟»
«نه، یه سبک زندگیه. یه دینه.»
— لورلای و روری گیلمور

واقعاً هم این یکی شد شعار خیلی از طرفدارهای دختران گیلمور.

خرد، شوخی و نگاه خاص لورلای به زندگی

۱۱. «من بوی برف رو حس می‌کنم.» — لورلای گیلمور

۱۲. «من دوشنبه‌ها رو دوست ندارم، ولی متأسفانه بالاخره از راه می‌رسن.» — لورلای گیلمور

۱۳. «اگه قراره زندگیت رو به باد بدی، حداقل طرف باید موتور داشته باشه!» — لورلای گیلمور

۱۴. «من می‌ترسم وقتی پای قلبت وسط بیاد، همه‌چی از دهنت به شکل حماقت بیرون بیاد.» — لورلای گیلمور

۱۵. «من به پای جذب می‌شم. این معنی‌ش این نیست که باید با پای قرار بذارم.» — لورلای گیلمور

۱۶. «امشب کلی کار هست که فردا بابتشون از خجالت آب بشیم.» — لورلای گیلمور

۱۷. «تهِ تهِ خواسته‌ی همه‌مون همینه: یه آدم خوب پیدا کنیم که تا وقتی می‌افتیم و می‌میریم، باهاش وقت بگذرونیم.» — لورلای گیلمور

۱۸. «اگه کیک خوردن اشتباهه، من نمی‌خوام آدمِ درستی باشم.» — لورلای گیلمور

۱۹. «من شکسته نیستم. شاید فقط یه کم لب‌پَر شدم.» — لورلای گیلمور

۲۰. «من یه چیزبرگر می‌خوام، با یه دورچینِ چیزبرگر، و ببینن می‌تونن برام اسموتیِ چیزبرگر هم درست کنن یا نه.» — لورلای گیلمور

۲۱. «یه برگر بده، با حلقه پیاز، و یه لیست از آدم‌هایی که پدر و مادرشون رو کشتن و گیر نیفتادن. من یه چندتا قهرمان لازم دارم.» — لورلای گیلمور

۲۲. «تو گیلمور شدی.» — لورلای گیلمور

روری‌وارها؛ نقل‌قول‌های ماندگار روری گیلمور

۲۳. «اگه امتحان‌هام رو خراب کنم، خوشگل بودنم به چه درد می‌خوره؟» — روری گیلمور

۲۴. «یه فروپاشی عصبی کوچولو می‌تونه برای یه دختر معجزه کنه.» — روری گیلمور

۲۵. «من توی دو تا دنیا زندگی می‌کنم. یکی‌شون دنیای کتاب‌هاست.» — روری گیلمور

۲۶. «قبل از ساعت ۱۱ هیچ‌چیز هیجان‌زده‌م نمی‌کنه.» — روری گیلمور

۲۷. «به سلامتیِ این، من می‌خورم.» — روری گیلمور

۲۸. «دو ساعت و نیم آینده‌م برنامه‌ریزی شده، بعدش فقط تاریکیه و احتمالاً چندتا اژدها.» — روری گیلمور

۲۹. «دوستت دارم، احمق!» — روری گیلمور

۳۰. «این دنیای آوریل لوینه، ما فقط داریم توش زندگی می‌کنیم.» — روری گیلمور

۳۱. «تو بپری، منم می‌پرم، جک.» — روری گیلمور

۳۲. «عوضی، نفهم، مغرور، بی‌ملاحظه، پوچ، پسرِ انجمنی، آشغال، خلافکارِ صورت‌کَپل!» — روری گیلمور

«ببخشید، “خلافکارِ صورت‌کَپل”؟» — لوگان هانتزبرگر

روری به ادبش شهرت داشت و وقتی میخاست فحش بد بده ترکیب صورت‌کَپل رو به کار برد، کَپل در واقع همان نشیمنگاه منظورشه.

و البته، کرک‌وارها!

۳۳. «من می‌خوام اون برقِ سلامتیِ کسی رو داشته باشم که منظم می‌ره باشگاه، بدون این‌که واقعاً مجبور باشم برم، معلومه.» — کرک گلیسن

۳۴. «من این‌قدر لعنتی تنهام که دیگه حتی Animal Planet هم جوابم رو نمی‌ده.» — کرک گلیسن | اشاره به یه شبکه درباره حیوانات، حیات‌وحش و طبیعت؛ در ان دوران آمریکاف باب شده بود که این شبکه افراد تنها به این شبکه علاقه دارن.

۳۵. «وقتی بچه بودم یه مدت دوست‌دختر خیالی داشتم، ولی اونم ترکم کرد.» — کرک گلیسن

بقیه ساکن‌های استارز هالو هم کم‌حرف و کم‌نقل‌قول نیستند

۳۶. «امروز مردم به شکل خاصی احمقن. دیگه نمی‌تونم حرف بزنم.» — میشل ژرار

۳۷. «یه تلفن باهات کار داره، و اگه قراره مثل سگ برات دنبالش برم، من یه کوکی و یه اضافه‌حقوق می‌خوام.» — میشل ژرار

۳۸. «خیلی رضایت‌بخشه که آدم‌ها رو ببینی دارن ورزش می‌کنن، در حالی که خودت هله‌هوله می‌خوری.» — لین کیم

۳۹. «چیزی که من برای راک‌اند‌رولم دارم به خطر می‌ندازم، عذاب ابدیه.» — لین کیم

۴۰. «من فکر می‌کردم احتمال این‌که هر چهار تا بیتلز دوباره دور هم جمع بشن، بیشتر از اینه که شما دوتا اون‌قدر آروم بشین که نامزد کنید.» — تیلور دوسی

۴۱. «لگد زدن به کوتوله باغچه خیلی چیزها درباره شخصیت یه مرد می‌گه.» — بابت دل

۴۲. «خانم‌ها و آقایان، من توی صندوق امانی هستم!» — تی.جی.

۴۳. «اینجا کسی می‌فهمه که یه مرد حق داره زندگی شخصی‌ش توی یک محفل عمومی به بحث گذاشته نشه؟ من که وینونا رایدر نیستم.» — جکسون بلوویل

۴۴. «این هم خیلی عصبیم می‌کنه، هم خیلی ناراحتم. من “عصباناحتم”! » — سوکی سنت جیمز

۴۵. «کوکی‌ها برای لاو و دین، و کوکی‌ها برای لاو و دین!» — سوکی سنت جیمز

این یکی واقعاً در حد همان آهنگ معروف سوکی درباره «روری داره می‌ره چیلتون!» هست.

دیالوگ‌های ماندگار عشق‌های زندگی دخترهای گیلمور

۴۶. «نمی‌تونم بزنمت. مثل اینه که با یه حسابدار دعوا کنم.» — دین فارستر

۴۷. «اینجا داره یه کم West Side Story می‌شه، دین، و باید بهت هشدار بدم که مهارت‌های رقص من اصلاً در اون حد نیست.» — جس ماریانو

۴۸. «من نمی‌تونم با شعر ارتباط بگیرم. یه جورایی حس می‌کنم: ای بابا، خب بگو دیگه چی می‌خوای بگی. ما اینجا داریم می‌میریم.» — جس ماریانو

۴۹. «آدما می‌تونن صد سال زندگی کنن، بدون این‌که حتی یک دقیقه واقعاً زندگی کرده باشن.» — لوگان هانتزبرگر

۵۰. «روری، الان من لازم نیست هیچ کاری بکنم جز این‌که همین‌جا پیش تو باشم.» — لوگان هانتزبرگر

۵۱. «این مکس مدیناست. ماااااکس مدینا.» — مکس مدینا

فقط از بامزه‌ترین ویس‌میل تاریخ برمی‌اومد. اگه می‌فهمی، یعنی می‌فهمی!

۵۲. «برای من، امروز یه روزِ آفتابیِ بزرگِ چاقِ خوشحال‌کننده‌ست.» — لوک دینز

۵۳. «فقط می‌خوام بدونی که من هستم… من کاملاً هستم.» — لوک دینز

۵۴. «سنت یه تله‌ست که به آدما اجازه می‌ده سرشون رو بکنن توی برف. “همه‌چی توی گذشته چه‌قدر قشنگ بود، چه‌قدر دلنشین بود. زمان‌ها ساده‌تر بودن. بچه‌ها سکس نداشتن. همسایه‌ها همدیگه رو می‌شناختن.” همه‌اش یه قصه‌ی مزخرفه. اون موقع هم اوضاع افتضاح بود. فقط بدون لوله‌کشیِ داخلی افتضاح بود.» — لوک دینز

۵۵. «پشت پیشخوان، فضای مقدسِ منه! روی زیرانداز دالایی‌لاما یوگا انجام نمی‌دن، و پشت پیشخوانِ من هم نمیان، تمام!» — لوک دینز

پاریس گلر؛ یک دسته‌بندی کاملاً جداگانه برای خودش

۵۶. «می‌خوام جوری زندگی کنم که سال‌های بعد بتونم یه زندگی‌نامه مفصل درباره خودم بخونم و بالا نیارم.» — پاریس گلر

۵۷. «هیچ مردی نه. فقط مقدار خیلی خیلی زیادی غذای چینی.» — پاریس گلر

۵۸. «بارونه؟»
«نه، روز ملی تعمیده؛ لوله‌هات رو ببند، احمق.»
— پاریس گلر

واقعاً هیچ‌کس برای این جواب حاضر نبود. بخش دوم یعنی طرف آن‌قدر احمق است که «بهتره اصلاً بچه‌دار نشه».

۵۹. «من می‌تونم آن‌قدر بترسونمت که حماقت از سرت بپره، ولی تنبلی‌ت خیلی ریشه‌دارتر از این حرفاست.» — پاریس گلر

۶۰. «تو هیچ چیزی برای زن‌ها یا کلاً برای دنیا نداری که ارائه بدی.» — پاریس گلر

۶۱. «هیچ‌وقت قدرتِ واج‌آرایی رو دست‌کم نگیر، دوست من.» — پاریس گلر

و در آخر، نیشِ تیز و بی‌رحمانه امیلی (و ریچارد) گیلمور

۶۲. «خب، اگه منتظری اون مافین خودش پرواز کنه برگرده آشپزخونه، بهتره براش یه شنل بگیری.» — امیلی گیلمور

۶۳. «هر روز پیش نمیاد که دخترهام توی روزی که بانک‌ها بازن، برای شام اینجا باشن.» — امیلی گیلمور

۶۴. بعد از این‌که ریچارد گیلمور می‌گوید: «فقط روسپی‌ها موقع ناهار دو لیوان شراب می‌خورن!»
«خب، پس برام یه شال پر بخر و منو برسون رینو، چون من آماده‌ی کارم!»
— امیلی گیلمور

۶۵. «می‌تونی از چوب‌های گلف قدیمی مادرت استفاده کنی. بالا دارن خاک می‌خورن، کنار بقیه استعدادهای به‌هدررفته‌ش.» — امیلی گیلمور

امیلی البته این را درباره لورلای می‌گوید. بی‌رحم. تمام‌عیار.

۶۶. «من باید دیکشنری انگلیسی به دمبلی‌ام رو همراهم بیارم.» — امیلی گیلمور | امیلی دارد با طعنه می‌گوید طرف مقابل آن‌قدر کله‌عضلانی / کم‌فهم / صرفاً اهل زور بازو است که باید حرف‌ها را به زبان قابل‌فهم برای او ترجمه کند.

۶۷. «صبر کن. دارم توی فرهنگ پزشکی‌مون “آنوریسم” رو نگاه می‌کنم ببینم الان دارم یکیش رو تجربه می‌کنم یا نه.» — امیلی گیلمور

۶۸. «می‌خواستم صبر کنم تو بهم زنگ بزنی، ولی عمر من به بلندی عمر تو نیست.» — امیلی گیلمور

۶۹. «جذابیت شهر کوچیک برای یه آخر هفته خوبه، لورلای، ولی من هیچ علاقه‌ای ندارم همسایه بغلی با یه پای بیاد تو خونه و بخواد گپ بزنه. من هم خودم رو می‌کشم هم همسایه‌هام رو.» — امیلی گیلمور

۷۰. «وقتی یه پسر بوق می‌زنه، تو از در نمی‌دوی بیرون. اینجا خدمات سواره نیست. اون هم مرغ سوخاری نیست.» — امیلی گیلمور

چرا نقل‌قول‌های دختران گیلمور هنوز این‌قدر ماندگارند؟

چیزی که دیالوگ‌های Gilmore Girls را خاص می‌کند فقط بامزه یا تند بودن‌شان نیست. این جمله‌ها هم‌زمان چند چیز را با هم دارند:
سرعت، هوش، طعنه، احساس، و یک جور صداقت عجیب که وسط شوخی خودش را نشان می‌دهد.

لورلای با شوخی از درد حرف می‌زند، روری با آرامش از اضطراب، لوک با غرغر از عشق، پاریس با خشونت از بلندپروازی، و امیلی با نیش و کنایه از کنترل، ترس و دلبستگی. برای همین است که این دیالوگ‌ها فقط «بامزه» نیستند؛ خیلی وقت‌ها آینه‌اند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا