نسل زد؛ نسلی که با اینترنت، موبایل و پاسخهای فوری بزرگ شد
نسل زد (Generation Z) متولد دنیایی است که در آن اینترنت، تلفن همراه و آیپاد همیشه وجود داشتهاند؛ نسلی فناوریمحور، اجتماعی، نگران آینده و در عین حال آماده برای بازتعریف کار، آموزش و ارتباطات

نسل زد (Generation Z) به گروهی گفته میشود که در جهانی متولد شدهاند که اینترنت (Internet)، تلفن همراه (Cell Phone) و آیپاد (iPod) از همان ابتدا بخشی عادی از زندگی بودهاند. برای آنها این فناوریها نوآوریهای شگفتانگیز نیستند، بلکه تار و پود زندگیای هستند که از سنین بسیار پایین شناختهاند.
اگر هنوز دقیق نمیدانید این نسل در خط زمانی نسلها کجا قرار میگیرد، باید به محدوده سنی آن و ویژگیهایی نگاه کرد که این نسل بسیار آشنا با فناوری را از نسلهای پیش از خود متمایز میکند.
محدوده سنی نسل زد بر اساس مرکز پژوهشی پیو
بسیاری از کارشناسان درباره زمان دقیق آغاز نسل زد اختلاف نظر دارند. برخی معتقدند نخستین اعضای این نسل در سال ۱۹۹۵ متولد شدهاند، در حالی که برخی دیگر سال ۱۹۹۶ را آغاز نسل زد میدانند.
اما مرکز پژوهشی پیو (Pew Research Center)، که یکی از مراجع شناختهشده در این زمینه است، تعریف دقیقتری ارائه کرده است. این مرکز برای حفظ معنای تحلیلی نسل هزاره (Millennial Generation) و بررسی ویژگیهای منحصربهفرد نسل بعدی، در سال ۲۰۱۸ تصمیم گرفت سال ۱۹۹۶ را آخرین سال تولد نسل هزاره در نظر بگیرد.
بر اساس گزارش این مرکز، افرادی که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ متولد شدهاند، عضو نسل زد به شمار میآیند. با این تعریف، محدوده سنی نسل زد تقریباً ۱۲ تا ۲۷ سال است.
البته آنچه محل بحث نیست، ویژگی اصلیای است که این نسل را از همه نسلهای پیش از خود جدا میکند: دوره تاریخی و فناوری خاصی که در آن پرورش یافتهاند.
فهم نسل زد؛ نسلی با دسترسی فوری به اطلاعات

اعضای نسل زد تمام عمر خود را با دسترسی فوری به کوهی از دادهها درباره هر موضوعی که به ذهنشان برسد، گذراندهاند. آنها هرگز ناامیدی و زحمت فیزیکی ورق زدن جلد یک دانشنامه را برای پیدا کردن مطلبی درباره منشور کبیر تجربه نکردهاند.
آنها از نظر فناوری بسیار ماهرند و همانقدر که ممکن است بازی ویدیویی انجام دهند، ممکن است وقت خود را صرف نوشتن و برنامهنویسی بازیهای ویدیویی کنند.
اما این نسل فقط با فناوری تعریف نمیشود. آنها در جهانی بزرگ شدهاند که با رویدادهایی مانند حملات ۱۱ سپتامبر (۹/۱۱)، کشتار مدرسه کلمباین (Columbine) و جنگ علیه ترور (War on Terror) شکل گرفته است. همین تجربهها باعث شده نسل زد نوعی حس عدالت اجتماعی، علاقه به کارهای خیرخواهانه و بلوغ زودهنگام داشته باشد؛ بلوغی که با بزرگ شدن در یکی از شدیدترین رکودهای اقتصادی تاریخ همراه بوده است.
پیامک؛ شکل محبوب ارتباط برای نسل زد

بسیاری از بچهها و نوجوانان امروز ترجیح میدهند بهجای گفتوگوی مستقیم با کسی، پیامک بدهند. اختراع خدمات پیام کوتاه (Short Message Service / SMS) حتی این پرسش را ایجاد میکند که اگر الکساندر گراهام بل (Alexander Graham Bell) اول به فکر پیامک افتاده بود، اصلاً تلفن تا چه حد ضروری به نظر میرسید.
نسل زد پیامک را ترجیح میدهد، چون ارتباطی فوری، کارآمد و هماهنگ با زندگی سریع و دیجیتالی آنها فراهم میکند. پیامک همچنین به آنها اجازه میدهد چند کار را همزمان انجام دهند و چند گفتوگو را به صورت موازی حفظ کنند، بدون آنکه زیر فشار پاسخگویی همزمان و زنده قرار بگیرند. به همین دلیل، پیامک برای آنها روشی راحت و از نظر نظری کماسترس برای ارتباط ماندن است.
به جای یک گفتوگوی حضوری یا تلفنی طولانی که طی چند دقیقه موضوعات متعددی را پوشش دهد، برخی از اعضای نسل زد، که گاهی زومرها (Zoomers) نامیده میشوند، ترجیح میدهند در قالب پیامهای کوتاهتر اما پرتعدادتر اطلاعات را ردوبدل کنند.
مطالعهای در سال ۲۰۲۳ از سوی کامن سنس مدیا (Common Sense Media) و بیمارستان کودکان سی. اس. مات دانشگاه میشیگان (University of Michigan’s C.S. Mott Children’s Hospital) نشان داد نوجوانان آمریکایی روزانه با حجم سنگینی از اعلانها روبهرو هستند و ۲۳۷ اعلان یا بیشتر از تلفنهای خود دریافت میکنند؛ از جمله پیامکها.
رضایت فوری؛ نیاز به پاسخ همین حالا
یکی از تفاوتهای کلیدی نسل زد همین است: آنها بازخورد مداوم و فوری میخواهند. این ویژگی نتیجه زندگی در جهانی است که تقریباً هر خواستهای با چند ضربه روی صفحهکلید پاسخ داده میشود.
میخواهید بدانید چه کسی در آلبوم جدید چپل رون (Chappell Roan) بیس زده است؟ آن را در گوگل (Google) جستوجو میکنید. فراموش کردهاید برای درس زیستشناسی کدام فصلها را باید بخوانید؟ به یکی از همکلاسیها پیام میدهید.
روزگار گذاشتن پیام صوتی یا فرستادن ایمیل و انتظار برای پاسخ، مدتهاست گذشته است؛ و شاید اصلاً هیچوقت بخشی جدی از زندگی روزمره این نسل نبوده باشد. آنها اطلاعات را همین حالا میخواهند و برای به دست آوردنش از اینترنت و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند.
اضطراب، آینده و میل به خدمت

اگر این ویژگیها باعث شود نسل زد نسلی بیشازحد تحریکشده و کمصبر به نظر برسد، باید لحظهای به چالشهایی فکر کرد که آنها در آینده خود میبینند.
آنها در تمام زندگیشان درباره خطرهای گرمایش جهانی شنیدهاند، با هشدارهای تروریستی در رنگها و سطوح مختلف روبهرو شدهاند و دیدهاند والدینشان از بحران اقتصادی اخیر عبور کردهاند.
این آگاهی رو به رشد از چالشهای مالی، بازتابدهنده اضطرابهای اقتصادی گستردهتری است که بسیاری از اعضای این نسل هنگام ورود به بزرگسالی با آن روبهرو هستند.
نسل زد خود را بخشی از راهحل این مشکلات میبیند. به همین دلیل، احتمال بیشتری دارد به سراغ مسیرهای شغلیای برود که فکر میکند به جامعه کمک میکنند. همچنین به دلیل استفاده فراگیر از شبکههای اجتماعی، وقتی حلقه ارتباطیشان آنها را از نیازی آگاه میکند، سریع وارد عمل میشوند و کمک میکنند.
استفاده از فناوری موبایل آنها را در دسترستر کرده است و وقتی دوستانشان از آنها درخواست کمک میکنند، احتمال بیشتری دارد که توجهشان جلب شود.
چهار لقب برای نسل زد
نسل زد با نامها و لقبهای مختلفی شناخته میشود. چند نمونه مهم عبارتاند از:
۱. نسل اکنون
نسل اکنون (Generation Now) به ترجیح این نسل برای رضایت فوری و ارتباط لحظهای اشاره دارد. این لقب بر انتظار آنها برای سرعت، کارآمدی و پاسخهای فوری تأکید میکند.
۲. نسل گوگل
نسل گوگل (The Google Generation) نشاندهنده وابستگی این نسل به گوگل و دیگر موتورهای جستوجو برای دسترسی فوری به اطلاعات است. این لقب همزمان مهارت آنها در حرکت در دنیای دیجیتال را نیز نشان میدهد.
۳. آینسل
آینسل (The iGeneration) رابطه نزدیک این نسل با دستگاههای شخصی مانند آیفون (iPhone) و آیپد (iPad) را برجسته میکند؛ دستگاههایی که فناوری دیجیتال را به بخشی جداییناپذیر از زندگی آنها تبدیل کردهاند.
۴. نسل اینترنت
نسل اینترنت (The Internet Generation) به این واقعیت اشاره دارد که آنها در جهانی بزرگ شدهاند که اینترنت همیشه در آن وجود داشته است؛ چیزی که تجربههای اجتماعی و آموزشی آنها را شکل داده است.
نسل زد و اقتدار؛ چالشهای مدرسه و آموزش

هر نسلی با نسل پس از خود مشکل دارد. لباسهایشان درست اندازه نیست، یا بیش از حد اندازه است؛ موسیقیشان خیلی بلند است و به نظر میرسد برای هیچچیز احترام قائل نیستند. چیزها سریعتر از آنچه مردم متوجه شوند تغییر میکنند و بهندرت به عقب برمیگردند.
آموزگاران در خط مقدم ورود نسل زد به نوجوانی و بزرگسالی بودهاند و دریافتهاند که این گروه واقعاً متفاوت است.
نسل زد از نسلهای پیشین متنوعتر است و همین تنوع، نگاهها و چالشهای تازهای را وارد کلاس درس میکند. این نسل شیوههای آموزشی و انتظارات مدرسه را تغییر میدهد.
یکی از چالشهایی که جریان دائمی اطلاعات ایجاد میکند این است که وقتی از دانشآموزان نسل زد خواسته میشود مسئلهای را حل کنند، معمولاً دنبال پاسخ سریع میگردند، نه اینکه خودشان مرحلهبهمرحله برای حل مسئله تلاش کنند. غریزه آنها اغلب سرعت را بر دقت مقدم میداند.
شاید بزرگترین مانع برای معلمان این باشد که در زمین خانگی خودشان نیستند. معلمان مجبور بودهاند فناوری را در طول توسعهاش یاد بگیرند و این پیشرفتها را مرحلهبهمرحله تجربه کنند. اما دانشآموزان آنها بومیان دیجیتال (Digital Natives) هستند؛ یعنی در محیطی بزرگ شدهاند که هر قطعه فناوری برایشان شهودی، منطقی و جاافتاده به نظر میرسد.
والدین نسل ایکس و تأثیر آنها بر نسل زد
در خانه، این نسل متنوع معمولاً توسط والدینی پرورش یافته که از نظر آماری سن بالاتری دارند. همچنین ممکن است نسل زد آخرین موج در یک چرخه چهارمرحلهای نسلی باشد که با عنوان چرخش چهارم (Fourth Turning) شناخته میشود.
اعضای نسل ایکس (Generation X)، که گاهی نسل امتیوی (MTV Generation) نامیده میشوند، اکنون والدین نسل زد هستند. آنها نسبت به برخی نسلهای پیشین احتمال بیشتری دارد که طلاق گرفته باشند و ترجیح دهند بیرون از خانه کار کنند.
برخی معتقدند غیبت والدین در خانه، مسئلهای را تشدید میکند که از قبل در سبک فرزندپروری نسل ایکس وجود داشته است: زیادهروی در حمایت و برآورده کردن خواستهها. خواسته غالب بسیاری از والدین امروز این است که فرزندانی با عزت نفس بالا تربیت کنند، حتی اگر این به معنای آن باشد که هرگز آنها را اصلاح نکنند یا برای رسیدن به چیزی فراتر از توان فعلیشان به چالش نکشند.
این رویکرد در فرزندپروری دلبستگیمحور (Attachment Parenting) شاید نوعی جبران از سوی نسل ایکس باشد؛ جبرانی برای بزرگ شدن زیر دست بیبیبومرها (Baby Boomers)، نسلی که نقشهای سنتی در ازدواج را به چالش کشید، نخستین جهش بزرگ در نرخ طلاق را تجربه کرد و تقریباً مفهوم کودک کلید به دست (Latchkey Kid) را پدید آورد؛ کودکانی که پس از مدرسه به خانه خالی برمیگشتند و با کلید خود وارد میشدند.
در نتیجه، نسل ایکس شاید در فرزندان خود حس قویتری از امنیت و وابستگی به خانه ایجاد کرده باشد؛ چیزی که در رفتار نسل زد نیز دیده میشود. اعضای نسل زد نسبت به نسلهای پیشین در همان سن، کمتر احتمال دارد از خانه والدین نقل مکان کنند.
در واقع، مطالعات نشان میدهد جوانان امروز، از جمله اعضای نسل زد، نسبت به نسلهای قبلی مانند نسل هزاره و نسل ایکس در همان مرحله زندگی، کمتر جابهجا میشوند. چند عامل در این روند نقش دارد:
- چالشهای اقتصادی
- بدهیهای بالای دانشجویی
- افزایش هزینه مسکن
- ترجیح ثبات
- تمایل به نزدیک ماندن به خانواده
همچنین همهگیری کووید-۱۹ (COVID-19 Pandemic) این جابهجایی را بیش از پیش کاهش داد؛ چون کار و آموزش از راه دور باعث شد ماندن در یک مکان آسانتر شود.
وقتی نسل زد در رأس امور باشد

بر اساس دادههای سال ۲۰۲۱، کمی بیش از یک نفر از هر پنج آمریکایی زیر ۱۸ سال بود؛ رقمی که به اداره سرشماری آمریکا (US Census Bureau) نسبت داده شده است. این امر در سایر کشورها نیز وضعیت تقریبا مشابهی دارد، حتی در ایران. بنابراین پرسش مهم این است: آیندهای که نسل زد آن را هدایت کند چگونه خواهد بود؟
خوشبختانه به نظر میرسد سیاره در دستان توانمندی قرار بگیرد. پیشتر درباره مهارت فناوری این نسل و دسترسی دائمی آنها به اطلاعات صحبت شد، اما این گروه ویژگی مهم دیگری نیز دارد: خودراهبرتر است.
این کودکان، نوجوانان و جوانان نیاز چندانی ندارند منتظر دستور بمانند. آنها میتوانند نسبتاً آزادانه به هر اطلاعاتی که لازم دارند دسترسی پیدا کنند و همان اطلاعات معمولاً برای تصمیمگیری کافی است؛ البته به شرط آنکه گرفتار اطلاعات نادرستی نشوند که رسانههای اجتماعی و بخشهای دیگر اینترنت را آلوده کرده است.
کار ۹ تا ۵ در برابر «فریلنسری دائمی»
در محیط کار، این جوانان انتظار انعطافپذیری دارند. وقتی بیبیبومرها وارد بازار کار شدند، کار کردن برای یک شرکت در تمام دوران شغلی معیار موفقیت بود. نسل زد علاقه چندانی ندارد که ۴۰ ساعت در هفته پشت میز بنشیند و کارمندی ثابت و اداری باشد.
در عوض، زومرها خود را نوعی فریلنسر دائمی حرفهای یا پرمالنسر (Permalancer) میبینند. آنها با تخصص خاص خود وارد یک پروژه میشوند، دستمزدشان را میگیرند و سپس به سراغ پروژه بعدی میروند. دستکم خودشان چنین تصویری از آینده کاریشان دارند.
در پایان، برخی استدلال میکنند که این نسل باهوش است؛ شاید حتی باهوشتر از نسلهای پیشین. توانایی آنها در پردازش سریع حجم عظیمی از اطلاعات در واقع آنها را برای انجام شغلهایی با فشار ذهنی بیشتر آماده میکند. به نوعی، یک نسل کامل در حال آموزش دادن به خود است تا وظایف پیچیدهتری را انجام دهد.
و همانطور که نسل زد جایگاههای خود را در جامعه پیدا میکند، باید چشم به نسل بعدی نیز داشت: نسل آلفا (Generation Alpha). این نسل با راحتی ذاتی در استفاده از فناوری و توانایی سازگاری با ابزارها و محیطهای تازه، ممکن است این روند را حتی جلوتر ببرد و معنای فریلنسری در عصر دیجیتال را دوباره تعریف کند.
در نهایت، نسل زد، بر اساس تعریف مرکز پژوهشی پیو، شامل متولدین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ است و حدود ۱۲ تا ۲۷ سال سن دارد. این نسل در جهانی رشد کرده که اینترنت، تلفن همراه، پیامک، گوگل، شبکههای اجتماعی و دستگاههای هوشمند از ابتدا بخشی طبیعی از زندگی بودهاند.
آنها بومیان دیجیتالاند؛ سریع اطلاعات میخواهند، با پیامک راحتترند، بازخورد فوری طلب میکنند و در عین حال با اضطرابهایی مانند تغییرات اقلیمی، تروریسم، بحران اقتصادی، بدهی دانشجویی و هزینه بالای مسکن روبهرو هستند. این نسل به عدالت اجتماعی، خدمت، کمکرسانی و انتخاب مسیرهای شغلی معنادار توجه دارد.
در آموزش، نسل زد معلمان را به چالش میکشد، چون به پاسخهای سریع و فناوری خو گرفته است. در خانواده، تأثیر والدین نسل ایکس و شرایط اقتصادی باعث شده وابستگی به خانه و تمایل کمتر به جابهجایی در میان آنها بیشتر دیده شود. در کار نیز انعطافپذیری، پروژهمحوری و هویت فریلنسری برایشان اهمیت دارد.
نسل زد نسلی است که با جهان دیجیتال نه به عنوان ابزار، بلکه به عنوان زیستبوم طبیعی خود زندگی میکند؛ و احتمالاً همین ویژگی، آینده آموزش، کار، ارتباطات و حتی تعریف موفقیت را تغییر خواهد داد.





