دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلبریتی ترکیهمصاحبه و گفتگو

مصاحبه با چاعان افه آک؛ از کودکی در صحنه تا نقش آراز در «هنوز ۱۷» (Daha 17)

بازیگر جوان سریال «هنوز ۱۷» (Daha 17) از شروع بازیگری در ۸ سالگی، شهرت نوجوانانه، فوتبال، عشق، زندگی تنها در بدروم و رویای بازی در نقشی شبیه جوکر می‌گوید.

چاعان افه آک (Çağan Efe Ak)، بازیگر جوان ترکیه‌ای، از آن چهره‌هایی است که خیلی زود وارد دنیای تصویر شد و بخشی از کودکی و نوجوانی‌اش را میان مدرسه، صحنه فیلم‌برداری، هواداران و تمرین‌های فوتبال گذراند. او در گفت‌وگویی صمیمی درباره مسیر حرفه‌ای‌اش، تجربه بازی در سریال «هنوز ۱۷» (Daha 17)، نقش آراز، زندگی مستقل در بدروم، رابطه‌اش با شبکه‌های اجتماعی و نگاهش به عشق و آینده بازیگری صحبت کرده است.

این مصاحبه فقط گفت‌وگویی درباره یک سریال تازه نیست؛ روایتی است از پسری که از ۸ سالگی فهمیده بازیگری برایش فقط یک سرگرمی نیست و حالا در آستانه ورود جدی‌تر به دوران بزرگسالی، هنوز با همان انرژی و جدیت از کارش حرف می‌زند.

شروع بازیگری در ۸ سالگی؛ «همان اول فهمیدم این کار را دوست دارم»

گفت‌وگو با حال‌وهوایی صمیمی آغاز می‌شود. مجری از چاعان می‌پرسد حالش چطور است و او از فضای شلوغ اما خوشایند صحنه می‌گوید: «خوبم، خیلی خوشحالم. فیلم‌برداری با وجود کمی شلوغی و فشار، خوش می‌گذرد.»

وقتی صحبت به شروع مسیر حرفه‌ای او می‌رسد، اولین نکته جالب، سن بسیار پایین ورودش به بازیگری است. چاعان از ۸ سالگی مقابل دوربین رفته؛ اما برخلاف تصور، خانواده‌اش بازیگر نبودند.

او توضیح می‌دهد که ماجرا از دوست نزدیک مادرش شروع شد؛ کسی که دستیار کارگردان بود و برای یک پروژه به کودکانی نیاز داشت: «نقش خیلی بزرگی نبود. یکی از هفت بچه‌ای را بازی می‌کردم که در یک خانه محبت زندگی می‌کردند. همان‌جا خیلی خوشم آمد. آدم در اولین پروژه یا عاشق این فضا می‌شود یا می‌گوید این کار برای من نیست. من در ۸ سالگی فهمیدم که این کار را دوست دارم.»

به گفته او، همان تجربه کوتاه باعث شد مسیرش ادامه پیدا کند؛ از تبلیغات گرفته تا سریال‌ها و پروژه‌های مختلف. نکته مهم در روایت چاعان این است که بازیگری برایش از ابتدا با لذت همراه بوده، نه با اجبار خانوادگی یا تصمیمی بیرونی.

خانواده، استانبول و برادری که او هم بازیگر است

چاعان افه آک خودش را متولد و بزرگ‌شده استانبول معرفی می‌کند. خانواده‌اش اصالتا اهل ادیرنه هستند، اما او می‌گوید تقریبا تمام زندگی‌اش در استانبول گذشته است.

درباره خانواده‌اش توضیح می‌دهد: «مادرم خانه‌دار است، اما خیلی با این صنعت آشناست. خودش فارغ‌التحصیل سینما و تلویزیون است و تقریبا همه‌چیز را درباره این فضا می‌داند. پدرم هم در سالن‌های ورزشی کار می‌کند؛ چیزی شبیه مدیر عمومی.»

در خانواده او، اگرچه سابقه جدی بازیگری وجود نداشته، اما حالا برادر کوچک‌ترش هم وارد این دنیا شده است. چاعان می‌گوید برادرش ۱۲ ساله است و در فیلم نتفلیکسی «به زندگی نگاه کن» (Sen Yaşamaya Bak) با آسلی انور (Aslı Enver) و کان اورگانجی‌اعلو (Kaan Urgancıoğlu) حضور داشته است.

این بخش از مصاحبه نشان می‌دهد که علاقه به تصویر، کم‌کم در خانواده چاعان شکل جدی‌تری پیدا کرده؛ هرچند خود او تاکید دارد که شروعش بیشتر یک اتفاق خوشایند بوده تا برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده.

بازیگری در کودکی؛ «کار کردن و انضباط را یاد گرفتم»

مجری از چاعان می‌پرسد ۱۰ سال حضور در بازیگری، آن هم از کودکی تا نوجوانی، چه چیزی به او یاد داده است. پاسخ او کوتاه اما مهم است: «فکر می‌کنم این کار مرا خیلی پخته‌تر کرده. هرچقدر هم عاشقانه انجامش بدهی، در نهایت یک شغل است. من زود وارد این صنعت شدم و کار کردن را یاد گرفتم. انضباط را یاد گرفتم.»

او برخلاف بسیاری از روایت‌های تلخ درباره بازیگران کودک، می‌گوید سختی‌های کودک‌بودن در صحنه را خیلی تجربه نکرده است. دلیلش هم این بوده که مادرش همیشه همراهش بوده و هیچ‌وقت او را تنها به صحنه نفرستاده است.

چاعان می‌گوید: «من با خوشحالی به صحنه می‌رفتم. آن فضا برایم متفاوت و سرگرم‌کننده بود. در کارهایی مثل «توزکوپاران» (Tozkoparan) هم هم‌سن‌وسال زیاد داشتم و همین باعث می‌شد خوش بگذرد.»

البته یک سختی کوچک را می‌پذیرد: وقتی دوستانش تابستان‌ها به سفر و تعطیلات می‌رفتند، او سر کار بود. با این حال، تاکید می‌کند که این موضوع ناراحتش نمی‌کرد، چون کاری را انجام می‌داد که دوست داشت.

سال‌های طولانی با «توزکوپاران» (Tozkoparan)

یکی از پروژه‌های مهم کارنامه چاعان، «توزکوپاران» (Tozkoparan) است؛ مجموعه‌ای که بخش زیادی از نوجوانی او با آن گذشت. خودش توضیح می‌دهد که این پروژه دو فصل از تلویزیون ملی، سه فصل در پلتفرم، دو فیلم و حتی یک موزیکال داشته است.

او هنگام ورود به «توزکوپاران» (Tozkoparan) حدود ۱۳ سال داشت و وقتی پروژه تمام شد، ۱۶ یا ۱۷ ساله بود. به همین دلیل، مجری با شوخی می‌گوید انگار بخش مهمی از زندگی‌اش را در این پروژه گذرانده است.

باید همنیجا ذکر کنیم این نکته مهم است که در ترکیه بسیاری از بازیگران نوجوان از طریق چنین مجموعه‌های خانوادگی و جوان‌پسند شناخته می‌شوند و بعد آرام‌آرام وارد نقش‌های جدی‌تر می‌شوند. چاعان هم نمونه‌ای از همین مسیر است.

شهرت در نوجوانی؛ «غریب است، اما ارزشمند»

چاعان در سن کم هواداران زیادی پیدا کرده و در شبکه‌های اجتماعی هم دنبال‌کنندگان پرشماری دارد. وقتی مجری از او می‌پرسد مشهور بودن در این سن چه حسی دارد، صادقانه می‌گوید: «عجیب است. آدم کم‌کم عادت می‌کند، اما باز هم عجیب است که در خیابان کسی تو را بشناسد.»

با این حال، او این توجه را ارزشمند می‌داند: «کسی که تو را تا به حال از نزدیک ندیده، با علاقه و احساس خوب جلو می‌آید و با تو عکس می‌گیرد. این برای من خیلی باارزش است.»

او درباره مدرسه هم می‌گوید برخلاف تصور رایج، شرایطش مثل سریال‌های آمریکایی نبوده که یک دانش‌آموز ناگهان محبوب‌ترین فرد مدرسه شود. به گفته چاعان، معلم‌ها با او مثل بقیه دانش‌آموزان رفتار می‌کردند و خودش هم جایگاه ویژه‌ای برای خود قایل نبود.

«هیچ‌وقت خودم را بالاتر از دیگران ندیدم»

یکی از بخش‌های مهم مصاحبه، بحث غرور و شهرت است. چاعان در یوتیوب ۳۸ ویدیو منتشر کرده و کانالش صدها هزار مشترک دارد. مجری با صراحت از او می‌پرسد آیا هیچ‌وقت به خاطر شهرت و سن کم، دچار خودبزرگ‌بینی نشده است؟

پاسخش روشن است: «نمی‌دانم چرا، شاید از خانواده‌ام آمده باشد، اما هیچ‌وقت خودم را به خاطر کاری که می‌کنم بالاتر از آدم‌های دیگر ندیده‌ام. بازیگری هم یک شغل است. هر شغلی سختی خودش را دارد. تنها فرق من این است که بیرون از خانه مردم مرا می‌شناسند؛ غیر از این هیچ فرقی ندارم.»

این نگاه، در ادامه مصاحبه هم چندبار تکرار می‌شود؛ چاعان تلاش می‌کند تصویر یک بازیگر جوان اما جدی، متعادل و اهل کار را از خودش نشان دهد.

الگوهای بازیگری؛ از چاعاتای اولوسوی تا جوکر

چاعان در پاسخ به سوالی درباره بازیگران مورد علاقه‌اش، چند نام را مطرح می‌کند. او می‌گوید این روزها خیلی‌ها او را به چاعاتای اولوسوی (Çağatay Ulusoy) شبیه می‌دانند و خودش هم تا حدی این شباهت را حس می‌کند. از آراس بولوت اینملی (Aras Bulut İynemli) هم با احترام یاد می‌کند.

در میان بازیگران خارجی، نام واکین فینیکس (Joaquin Phoenix) را می‌آورد و اشاره می‌کند که بازیگرانی که نقش جوکر را بازی کرده‌اند، از واکین فینیکس تا هیث لجر (Heath Ledger)، روی او اثر گذاشته‌اند.

وقتی مجری می‌پرسد آیا دوست دارد نقش منفی بازی کند، چاعان توضیح می‌دهد که منظورش صرفا نقش شرور نیست: «بیشتر دوست دارم نقشی شبیه جوکر بازی کنم. اگر چنین نقشی را بازی نکنم، در دلم می‌ماند.»

این بخش از گفت‌وگو نشان می‌دهد چاعان به دنبال نقش‌هایی پیچیده‌تر از کاراکترهای معمولی جوانانه است؛ نقش‌هایی که هم از نظر روانی چندلایه باشند و هم میدان بازیگری بیشتری به او بدهند.

فوتبال، بشیکتاش و دروازه‌بانی که نیمه‌کاره ماند

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های مصاحبه، علاقه جدی چاعان به فوتبال است. او طرفدار دوآتشه بشیکتاش است و سال‌ها در رده‌های پایه همین باشگاه دروازه‌بانی کرده است.

چاعان می‌گوید از حدود ۹ یا ۱۰ سالگی فوتبال را شروع کرده و حدود چهار، پنج سال ادامه داده است. اما در دوران همه‌گیری کرونا، ناچار شد فوتبال را کنار بگذارد: «مدرسه، صحنه و فوتبال، هر سه با هم دیگر ممکن نبود.»

او با خنده می‌گوید مدتی نگران قدش بوده و فکر می‌کرد شاید برای دروازه‌بانی کوتاه بماند: «خودم را وارد یک حالت عجیب کرده بودم. درحالی‌که پدرم ۱.۹۰ متر است و بالاخره قد می‌کشیدم.»

با این حال، چاعان تاکید می‌کند که از انتخاب بازیگری پشیمان نیست. وقتی از مقابل زمین تمرین سابقش رد می‌شود، کمی احساساتی می‌شود، اما می‌گوید حالا مشغول کاری است که دوستش دارد.

رقابت در بازیگری و رویای رسیدن به بالاترین نقطه

مجری به فضای رقابتی بازیگری اشاره می‌کند؛ جایی که نسل جوان قوی و پرتعدادی در حال ورود است و همه‌چیز فقط به استعداد بستگی ندارد. چاعان اما می‌گوید تا امروز از آینده نترسیده است.

او توضیح می‌دهد: «چون از کودکی این کار را کرده‌ام، همیشه در ذهنم این بوده که بالاخره یک‌جوری ادامه پیدا می‌کند. من هر کاری از دستم بربیاید انجام می‌دهم، بقیه‌اش قسمت است.»

درباره آرزوهای آینده هم پاسخ مشخصی دارد: «می‌خواهم در همین مسیر ادامه بدهم و تا جایی که می‌توانم، به بالاترین نقطه برسم.»

بازیگری برای جوان‌ها؛ «همه‌چیز آن‌قدرها صورتی نیست»

یکی از بخش‌های کاربردی مصاحبه برای مخاطبان جوان، جایی است که مجری از او می‌پرسد آیا بازیگر شدن همان‌قدر ساده و رویاگونه است که از بیرون دیده می‌شود؟

چاعان پاسخ می‌دهد: «نه، اصلا این‌طور نیست. من آزمون بازیگری زیاد داده‌ام. این‌طور نیست که یک بار تست بدهی، انتخاب شوی و همه‌چیز پشت سر هم درست پیش برود.»

او می‌گوید بسیاری از افراد بعد از چند بار رد شدن ناامید می‌شوند، اما خودش ادامه داده است: «من تسلیم نشدم. الان هم روزبه‌روز خودم را بهتر می‌کنم و برای بهتر شدن تلاش می‌کنم.»

وقتی از سخت‌ترین بخش بازیگری می‌پرسند، با شوخی جواب می‌دهد: «شاید انتظار کشیدن سر صحنه!» همین پاسخ کوتاه، فضای رسمی مصاحبه را می‌شکند و به آن حال‌وهوایی طبیعی‌تر می‌دهد.

داستان «هنوز ۱۷» (Daha 17)؛ جست‌وجوی یک برادر گمشده

در بخش اصلی گفت‌وگو، صحبت به سریال «هنوز ۱۷» (Daha 17) می‌رسد. چاعان داستان سریال را این‌طور توضیح می‌دهد: «داستان برادری است که در کودکی، پدر و مادرش را در تصادف از دست داده و برادرش هم گم شده است. او برای پیدا کردنش فداکاری‌های خیلی بزرگی می‌کند.»

به گفته او، شخصیت اصلی برای یافتن برادر گمشده‌اش از شهری به شهر دیگر می‌رود و در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا موفق می‌شود او را پیدا کند یا نه و اصلا آن فرد کیست.

این خط داستانی، «هنوز ۱۷» (Daha 17) را در محدوده درام‌های خانوادگی و رازآلود قرار می‌دهد؛ جایی که فقدان، جست‌وجو و فداکاری موتور اصلی روایت هستند.

آراز کیست؟ «آدمی که برای هدفش همه‌چیز را کنار می‌گذارد»

چاعان در «هنوز ۱۷» (Daha 17) نقش آراز را بازی می‌کند؛ شخصیتی آرام، هدفمند و اهل مبارزه. خودش آراز را این‌طور توصیف می‌کند: «آدمی است که تمام زندگی‌اش را در مسیر یک هدف مشخص می‌گذراند. یک هدف دارد و برای آن زندگی می‌کند.»

او می‌گوید از یک جهت خودش را شبیه آراز می‌بیند: «آراز هم مبارز است. برای پیدا کردن برادرش همه‌چیز را کنار می‌گذارد و همه‌چیز را به جان می‌خرد.»

آراز در مدرسه هم با دنیایی از روابط، دوستی‌ها و تنش‌ها روبه‌روست. چاعان می‌گوید در زندگی واقعی‌اش معمولا با بیشتر آدم‌ها خوب کنار آمده و دشمنی جدی با کسی نداشته، اما تجربه‌هایی از قضاوت و زورگویی هم داشته است: «قبلا چیزهایی پیش می‌آمد. آدم‌ها گاهی کسی را که متفاوت می‌بینند، هدف می‌گیرند. اما مدت‌هاست چنین چیزی ندارم.»

عشق در زندگی آراز و نگاه چاعان به عشق

در «هنوز ۱۷» (Daha 17)، آراز در بدروم با لیلا روبه‌رو می‌شود و همین، مسیر احساسی داستان را پیچیده‌تر می‌کند. چاعان توضیح می‌دهد: «آراز برای پیدا کردن برادرش به بدروم می‌آید، اما کم‌کم تحت تاثیر لیلا قرار می‌گیرد. از طرفی نباید هدفش را فراموش کند؛ او برای عشق نیامده، برای پیدا کردن برادرش آمده است.»

اما لیلا آن‌قدر روی آراز اثر می‌گذارد که او را به فکر فرو می‌برد. به تعبیر چاعان، آراز وارد یک عشق بزرگ می‌شود، اما باید مراقب باشد از مسیر اصلی‌اش منحرف نشود.

وقتی مجری از جایگاه عشق در زندگی خود چاعان می‌پرسد، او بی‌پرده جواب می‌دهد: «عشق در زندگی من پشت بعضی چیزها قرار دارد؛ پشت خانواده و کارم. فعلا کاملا روی خودم تمرکز کرده‌ام.»

او می‌گوید در حال حاضر کسی در زندگی‌اش نیست و فکر می‌کند هنوز عشق واقعی را تجربه نکرده است: «فکر می‌کردم عاشق شده‌ام، اما وقتی نگاه می‌کنم، می‌بینم در نهایت آن چیزی که باید باشد، نبوده.»

این بخش با شوخی تمام می‌شود. مجری می‌گوید: «خب، عشق را تمام کنیم.» چاعان هم با خنده پاسخ می‌دهد: «به نظرم هم بهتر است تمامش کنیم.»

تصویر در آینه؛ «یک آدم مصمم می‌بینم»

یکی از سوال‌های کوتاه اما معنادار مصاحبه این است: وقتی در آینه نگاه می‌کنی چه می‌بینی؟

چاعان جواب می‌دهد: «یک آدم مصمم می‌بینم. کسی را می‌بینم که در مسیر هدفش حرکت می‌کند.»

بعد گفت‌وگو به ظاهر، جذابیت و تصویر بدنی می‌رسد. مجری از او می‌پرسد آیا همیشه پسر خوش‌قیافه‌ای بوده یا مثل بعضی‌ها دوره «جوجه اردک زشت» داشته است. چاعان با خنده می‌گوید در کودکی بچه بامزه‌ای بوده، هرچند مثل همه، در دوران بلوغ یک دوره گذار را تجربه کرده است.

درباره تعریف زیبایی هم نگاهش را این‌طور توضیح می‌دهد: «زیبایی برای من این است که بدون توجه به فکر دیگران، خودت را همان‌طور که حس خوبی داری بسازی. من خودم را بر اساس نظر دیگران شکل نمی‌دهم.»

نسل ۱۷ تا ۱۹ ساله‌ها؛ «خیلی پیچیده و متنوع‌اند»

عنوان سریال «هنوز ۱۷» (Daha 17) بهانه‌ای می‌شود تا مجری از چاعان درباره نسل خودش بپرسد؛ نسلی که او فقط کمی از ۱۷ سالگی فاصله گرفته و در آستانه ۱۹ سالگی است.

چاعان می‌گوید این گروه سنی را بسیار پیچیده می‌بیند: «هم آدم‌های خیلی پخته در این سن هستند، هم کسانی که اصلا سن‌شان را نشان نمی‌دهند و کودکانه‌تر رفتار می‌کنند. واقعا هر جور تیپی در این سن پیدا می‌شود.»

وقتی از چیزی می‌پرسند که در نسل خودش اذیتش می‌کند، به «لوس بودن» و رفتارهای ناپخته اشاره می‌کند. بعد هم صحبت به شبکه‌های اجتماعی و نظرهای تند می‌رسد.

شبکه‌های اجتماعی، نقد و فرهنگ حمله جمعی

چاعان می‌گوید با انتقاد مشکلی ندارد، به شرطی که نیت آن سازنده باشد: «من واقعا به انتقاد باز هستم. اگر نیت طرف مقابل خوب باشد و بخواهد کمک کند بهتر شوم، اصلا ناراحت نمی‌شوم.»

اما به گفته او، بعضی نظرها فقط با هدف بدحال کردن افراد نوشته می‌شوند: «بعضی‌ها کامنت‌هایی می‌نویسند که معلوم است با نیت بد نوشته شده؛ فقط برای اینکه ما احساس بدی پیدا کنیم.»

در ادامه، مجری به موضوع «فرهنگ لینچ» اشاره می‌کند؛ یعنی حمله جمعی و شدید کاربران به یک فرد در فضای مجازی. چاعان می‌گوید او هرگز با حمله بسیار بزرگ و گسترده روبه‌رو نشده، اما کامنت‌های منفی کوچک را تجربه کرده است: «اوایل خیلی به دلم می‌گرفتم. می‌گفتم ما این‌همه زحمت می‌کشیم، چرا آدم‌ها این‌طور فکر می‌کنند؟ اما بعد آدم عادت می‌کند. اگر مدام به آن فکر کنی، واقعا بد می‌شود.»

او رابطه‌اش با شبکه‌های اجتماعی را خوب می‌داند، اما می‌گوید خیلی فعال نیست و گاهی حتی استوری گذاشتن را فراموش می‌کند. بیشتر در اینستاگرام می‌چرخد و چندان اهل تیک‌تاک نیست.

درباره رابطه عاطفی از طریق پیام‌های اینستاگرام هم نظر مشخصی دارد: «من از آن آدم‌ها نیستم که این چیزها را با پیام پیش ببرم. به نظرم این کارها باید رو در رو باشد. ارتباط از طریق دایرکت برایم خیلی مصنوعی است.»

او همچنین می‌گوید چندان اهل فیلتر نیست و حتی انتخاب زاویه‌های مختلف عکس هم برایش خیلی اهمیت ندارد.

اگر بازیگر نمی‌شد؛ «احتمالا فوتبالیست بودم»

وقتی از چاعان می‌پرسند اگر امروز بازیگر نبود چه می‌کرد، بدون تردید جواب می‌دهد: «احتمالا فوتبال بازی می‌کردم.»

اما آیا از انتخاب بازیگری به جای فوتبال پشیمان است؟ پاسخ او قاطع است: «اصلا. من کاری را که دوست نداشتم، جایگزین کاری که دوست داشتم نکردم. هر دو را خیلی دوست داشتم و یکی از آن دو کاری را که دوست داشتم انتخاب کردم.»

این پاسخ، یکی از کلیدهای شخصیت چاعان در مصاحبه است؛ او انتخابش را نه قربانی کردن یک رویا، بلکه انتخاب میان دو علاقه جدی می‌بیند.

زندگی تنها در بدروم؛ خانه نامرتب و دلتنگی برای غذای مادر

چاعان که معمولا در استانبول با خانواده‌اش زندگی می‌کند، برای فیلم‌برداری «هنوز ۱۷» (Daha 17) به بدروم آمده و زندگی مستقل را تجربه می‌کند. همین موضوع فضای مصاحبه را کمی شوخ‌تر می‌کند.

او با خنده می‌گوید هنوز در حال عادت کردن است: «در خانه، مادرم غر می‌زد، اما آخرش کمی کمک می‌کرد و همه‌چیز راحت‌تر بود. اینجا کسی نیست.»

وقتی مجری از وضعیت خانه‌اش می‌پرسد، چاعان صادقانه می‌گوید: «اگر الان بیایید خانه‌ام، مرا نمی‌شناسید. خیلی به‌هم‌ریخته است. همه‌چیز پخش می‌شود، پخش می‌شود، بعد یک‌دفعه باید همه را جمع کنم.»

با این حال، زندگی تنها را دوست دارد و آن را راحت می‌داند؛ هرچند یک کمبود مهم دارد: غذای خانگی. «من ۱۸ سال به غذای مادرم عادت کرده‌ام. غذا نخوردن از دست مادر، گاهی آدم را بدحال می‌کند.»

پشت صحنه «هنوز ۱۷» (Daha 17)؛ صمیمیت سریع گروه بازیگران

چاعان از فضای پشت صحنه سریال هم با انرژی مثبت حرف می‌زند. او می‌گوید گروه بازیگران و عوامل خیلی زود با هم صمیمی شده‌اند: «فکر می‌کنم ما کمی بیشتر و سریع‌تر از حالت معمول صمیمی شدیم. همه را در صحنه خیلی دوست دارم. آدم‌های خیلی درست و خوبی هستند.»

او از بازیگران جوان و همکاران بزرگ‌تر با احترام یاد می‌کند و نام‌هایی مثل آرماعان آبی را به زبان می‌آورد. در فرهنگ ترکی، «آبلا» برای خطاب محترمانه و صمیمی به خواهر بزرگ‌تر و «آبی» برای برادر بزرگ‌تر به کار می‌رود. همین شیوه خطاب نشان می‌دهد رابطه در گروه، فقط کاری و رسمی نیست.

علاقه‌ها؛ فیلم، گفت‌وگو، بازی‌های کامپیوتری و فوتبال

وقتی صحبت از علاقه‌های شخصی می‌شود، چاعان می‌گوید فوتبال و بازیگری بخش بزرگی از زندگی‌اش را گرفته‌اند و برای چیزهای دیگر زمان زیادی باقی نمی‌ماند. با این حال، فیلم دیدن، بیرون رفتن، معاشرت و گفت‌وگو را دوست دارد.

او اهل بازی‌های کامپیوتری هم هست و حتی کامپیوترش را با خود به بدروم آورده است. بیشتر بازی‌های فوتبالی انجام می‌دهد، اما ترجیح می‌دهد نام مشخصی از بازی‌ها نیاورد.

درباره یوتیوب هم می‌گوید با وجود داشتن کانال و ویدیوهای قدیمی، ادامه آن را چندان مناسب خودش ندیده است: «یوتیوب خیلی برای من نیست. البته برای کسانی که ویدیو می‌سازند احترام زیادی قائلم. ساختن ویدیو اصلا کار ساده‌ای نیست و زمان و انرژی زیادی می‌خواهد. من بیشتر سمت بازیگری هستم.»

ویژگی‌هایی که دوست دارد تغییر دهد؛ نوسان احساسی و دودلی

در بخش پایانی مصاحبه، مجری از چاعان می‌پرسد دوستانش بیشتر دوست دارند چه چیزی را در او تغییر دهند. او بدون مکث به دو ویژگی اشاره می‌کند: تغییرات احساسی و دودلی.

خودش هم همین دو ویژگی را در فهرست تغییرات دلخواهش قرار می‌دهد: «گاهی یک‌دفعه از حالت شاد به سکوت می‌روم. خودم متوجه می‌شوم، اما نمی‌توانم درستش کنم.»

وقتی صحبت به طالع‌بینی می‌رسد، می‌گوید چندان به برج‌ها اعتقاد ندارد، اما گاهی ویژگی‌های برج دوقلوها آن‌قدر با خودش جور درمی‌آید که دلش می‌خواهد باور کند. چاعان متولد برج دوقلوهاست.

مجری با خنده می‌گوید این برج می‌تواند کمی خطرناک باشد و بعد از او می‌پرسد آراز از نظرش چه برجی است. چاعان پاسخ می‌دهد چون آراز شخصیت رهبری دارد، احتمالا می‌تواند شیر باشد.

در نهایت، وقتی از او می‌پرسند اگر آراز روبه‌رویش بود به او چه می‌گفت، جواب می‌دهد: «می‌گفتم دمت گرم. واقعا کاری که کردی، دمت گرم.»

چهره‌ای جوان، هدفمند و در حال ساختن مسیر خودش

مصاحبه چاعان افه آک نشان می‌دهد او در عین سن کم، تجربه‌ای طولانی در بازیگری دارد؛ تجربه‌ای که از ۸ سالگی شروع شده و حالا با نقش آراز در «هنوز ۱۷» (Daha 17) وارد مرحله تازه‌ای شده است.

او از شهرت، هواداران و شبکه‌های اجتماعی تصویری اغراق‌آمیز نمی‌سازد. از سختی‌های بازیگری می‌گوید، از آزمون‌هایی که داده، از فوتبال رهاشده اما فراموش‌نشده، از خانه نامرتب در بدروم، از دلتنگی برای غذای مادر و از رویایی که هنوز در ذهنش زنده است: بازی در نقشی پیچیده، تاریک و ماندگار شبیه جوکر.

در پایان گفت‌وگو، مجری یادآوری می‌کند که هنگام ضبط این مصاحبه، سریال هنوز پخش نشده بود و برای چاعان و گروه «هنوز ۱۷» (Daha 17) آرزوی موفقیت می‌کند. چاعان هم با همان لحن آرام و صمیمی‌اش گفت‌وگو را به پایان می‌رساند؛ تصویری از بازیگری که به نظر می‌رسد بیش از هر چیز، به مسیر، تلاش و هدفش فکر می‌کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا