گریسی آبرامز از رابطه با پل مسکال و تأثیر عشق بر ترانههایش گفت: «بزرگترین هدیه است»

گریسی آبرامز، خواننده و ترانهسرای ۲۶ ساله، در گفتوگویی تازه از رابطهاش با پل مسکال، تأثیر این رابطه بر موسیقی و ترانهنویسیاش، فشار شهرت و نخستین تجربه بازیگری خود گفت. او رابطه با بازیگر ایرلندی را یکی از مهمترین منابع رشد و خودشناسی در زندگیاش توصیف کرد.
آبرامز در واکنش به تیترها و گمانهزنیهایی که رابطهاش با پل مسکال را به مسیر حرفهای او گره زدهاند، با لحنی صریح گفت: «با خودم میگویم: «مگر چیزی مصرف کردهایم؟ این دیگر چه حرفی است؟» همان لحظهای بود که یادم آمد چرا شبکههای اجتماعی را نگاه نمیکنم. بگذارید این سیرک کار خودش را بکند.»
او اما تأکید کرد که این رابطه، برخلاف برداشتهای بیرونی، تأثیری عمیق و مثبت بر نگاهش به نوشتن داشته است. گریسی آبرامز گفت: «این رابطه شگفتانگیزترین تأثیر را بر ترانهنویسی من داشته است. بیشترین فضا را برای فکر کردن به همهچیز در زندگیام به من داده است. مثل آینهای مقابلم قرار گرفته؛ به شکلهایی که نمیدانستم رابطه با یک انسان دیگر، از هر نوعی، میتواند چنین کاری بکند.»
این خواننده ادامه داد که رابطهاش با مسکال باعث شده با دیدی تازه به روابط گذشته، خانواده و دوستیهایش نگاه کند: «تمام چشماندازی را که میتوانستم آرزویش را داشته باشم، درباره روابط قبلی، رابطهام با خانواده و دوستیهایم به من داده است. این بزرگترین هدیه است، تمام.»
گریسی آبرامز، دختر جی. جی. آبرامز، فیلمساز شناختهشده، و کیتی مکگراث، درباره بزرگ شدن در خانوادهای فعال در صنعت سرگرمی نیز توضیح داد که تجربهاش با تصور رایج تفاوت داشته است. او گفت حضور خانوادهاش در فضای عمومی «بسیار محدود» بوده و رفتن به پشت صحنه آثار پدرش تنها در مواردی معدود برایش سرگرمکننده بوده است. آبرامز افزود: «فارغ از اینکه پدر و مادرتان چه کاری انجام میدهند، وقتی بزرگ میشوید هیچکس از پدر و مادرتان خنکتر نیست؛ پس واکنش طبیعی، پس زدن آن دنیاست.»
او همچنین گفت برخلاف بعضی خانوادههای هالیوودی که والدینشان با جاهطلبی و فشار زیادی مسیر فرزندان را دنبال میکنند، چنین فضایی در خانواده او وجود نداشته است.
آبرامز در بخش دیگری از گفتوگو، از دشوارترین حمله پانیکی زندگیاش گفت؛ اتفاقی که در اتاق هتلی در نیویورک و درست پیش از آغاز تبلیغات آلبومش رخ داد. او توضیح داد که با نگاه کردن به برنامههای فشرده کاری، بیش از حد تحت فشار قرار گرفته بود: «فقط نمیتوانستم روزبهروز پیش بروم و دیدن برنامهها من را کاملاً درگیر کرده بود. میدانید چطور هیجان و اضطراب در یک بخش از مغز زندگی میکنند؟ فکر میکنم هیجان و اضطرابِ پیش از یک اتفاق، گاهی برای من با هم اشتباه گرفته میشوند. این همیشه در همهچیز برایم صدق کرده است.»
این ترانهسرا درباره تأثیر شهرت بر سلامت روان نیز با صراحت حرف زد و گفت هرچند پذیرفته که مخاطبان موسیقی او را از زاویه تجربه شخصی خود تفسیر کنند، اما آنچه از بیرون دیده میشود همیشه با واقعیت درونیاش یکسان نیست. او گفت: «گاهی شکل ارائه شدن چیزها با احساسی که درون آدم وجود دارد، یکی نیست. از جهاتی، بخشهایی از این ماجرا با دستگاه عصبی من در تضاد است و قطعاً با آن احساس، سردرگمی، عذاب وجدان و شرم هم همراه میشود. اگر مراقب نباشید، خیلی زود ممکن است ارتباطتان با خودتان را از دست بدهید.»
گریسی آبرامز و پل مسکال در قطعه «Imaginary Friend» نیز با یکدیگر همکاری کردهاند. او این همکاری را اتفاقی غیرعادی یا برنامهریزیشده ندانست و گفت: «ما خانهای بسیار موسیقایی داریم و همیشه چیزی در حال شکل گرفتن است. من شروع کردم به نواختن یک بخش گیتار، اما این کاری است که همیشه انجام میدهیم. خوششانسم که بهطور کلی از خود او و از ذهنش الهام میگیرم. ساختن چیزی با هم آسانترین کار دنیاست.»
پل مسکال که قرار است نقش پل مککارتنی را در فیلمهای زندگینامهای «The Beatles» بازی کند، برای این نقش مشغول یادگیری گیتار باس به شکل چپدست است. آبرامز با تحسین از توانایی او گفت: «تماشای این روند فوقالعاده است. او مثل یک موجود فضایی است. واقعاً گیتار را برعکس بهتر از چیزی میزند که من در تمام عمرم گیتار زدهام.»
او درباره روند احساسی نوشتن قطعههای «Hit the Wall» و «Daughter From Hell» نیز گفت که هنگام ساخت هر دو اثر بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته است: «آن روز در استودیو، موقع نوشتن «Hit the Wall» گریه کردم. موقع نوشتن «Daughter From Hell» هم هقهق میکردم؛ با خودم میگفتم چطور قرار است این وکال لعنتی را ضبط کنم؟»
آبرامز در کنار موسیقی، بهتازگی نخستین تجربه سینماییاش را با فیلم «Please» به کارگردانی هالینا رین آغاز کرده است. او این تجربه را ترسناک اما ضروری میداند: «تجربهای بسیار فروتنکننده است و واقعاً من را میترساند؛ فکر میکنم همین ترس نشانه این است که در جای درستی قرار دارم.»
این خواننده درباره حالوهوای کنونی زندگیاش نیز گفت بیش از هر چیز، کیفیت «میانبودن» این دوره را دوست دارد؛ دورهای که هنوز آینده آن روشن نیست، اما امکان نگاه کردن مهربانانهتر به گذشته را فراهم میکند. گریسی آبرامز گفت: «حقیقت این است که الآن بیش از همه، همین حالت میانبودن را در این دوره از زندگیام دوست دارم. فکر نمیکنم هیچکدام از ما واقعاً بدانیم در نهایت همهچیز چطور پیش میرود، اما قدردانم که این دهه تا امروز به من اجازه داده با نرمی و مهربانی بیشتری به زندگیام فکر کنم.»





