کریستین واچون: خروج واکین فینیکس از «De Noche» در نهایت به سود فیلم تمام شد
تهیهکننده سرشناس سینمای مستقل در جشنواره ادینبرو از پیوستن پدرو پاسکال به پروژه تازه تاد هینز گفت و از سرنوشت عجیب «Safe»؛ فیلمی که دیر دیده شد اما به اثری ماندگار تبدیل شد.

کریستین واچون، تهیهکننده پرنفوذ سینمای مستقل آمریکا، در جشنواره بینالمللی فیلم ادینبرو ۲۰۲۶ از دو تجربه کاملاً متفاوت در همکاری با تاد هینز گفت: توقف ناگهانی پروژه «De Noche» پس از کنارهگیری واکین فینیکس و مسیر شگفتانگیز فیلم «Safe» که با وجود شکست اولیه در گیشه، سالها بعد به یکی از آثار مهم دهه ۹۰ میلادی بدل شد.
واچون درباره خروج فینیکس از «De Noche» توضیح داد که در ابتدا این اتفاق «ویرانکننده» بود؛ نه فقط به دلیل تغییر بازیگر، بلکه چون تاد هینز فرصت ساخت فیلمی در آن سال را از دست داد. با این حال، او اکنون به این وقفه اجباری نگاه مثبتتری دارد. به باور واچون، بازطراحی پروژه فرصتی فراهم کرد تا پدرو پاسکال به گروه بازیگران بپیوندد؛ انتخابی که او آن را کاملاً مناسب نقش میداند.
او از پاسکال با عنوان «یک کشف فوقالعاده» یاد کرد و در همراهی با شوخی مجری برنامه گفت: «پدرو پاسکال که به هر حال از واکین فینیکس بهتر است.» این اظهارنظر بیشتر در فضای صمیمی نشست مطرح شد، اما نشان میدهد واچون از مسیر تازه فیلم رضایت دارد.
وقفه تولید، مزیت عملی دیگری هم داشت: گروه سازنده توانستند لوکیشن مناسبتری برای فیلم پیدا کنند. از نگاه واچون، پروژهای که ابتدا قربانی یک بحران غیرمنتظره به نظر میرسید، با تغییر بازیگر و بازنگری در برنامه تولید، حالا در موقعیت بهتری قرار گرفته است.
«De Noche» یک نئونوآر کارآگاهی است که تاد هینز آن را همراه با جان ریموند نوشته است. داستان فیلم در لسآنجلس و مکزیک دهه ۱۹۳۰ میگذرد و هینز پیشتر آن را اثری «مرزآزما» توصیف کرده بود؛ فیلمی که حتی ممکن است به ردهبندی سنی NC-17 برسد. هنوز برنامه رسمی نمایش آن اعلام نشده، اما با توجه به جایگاه هینز و ماهیت پروژه، گمانهزنیهایی درباره احتمال رونمایی فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۷ مطرح است.
واچون در بخش دیگری از صحبتهایش به «Safe» محصول ۱۹۹۵ برگشت؛ فیلمی با بازی جولیان مور که امروز یکی از آثار کلیدی کارنامه هینز به شمار میرود. او یادآوری کرد که فیلم در زمان اکران با استقبال تجاری ضعیفی روبهرو شد و بخشی از منتقدان نیز در مواجهه نخست با آن سردرگم بودند. با این همه، چند سال بعد، نظرسنجی ۱۹۹۹ نشریه «Village Voice» از منتقدان آمریکایی، «Safe» را بهترین فیلم دهه ۹۰ معرفی کرد.
این چرخش، برای واچون یادآور یک واقعیت مهم در سینماست: بعضی فیلمها نه لزوماً بدفهمیده میشوند، بلکه شاید «خیلی زود یا خیلی دیر» به دست مخاطب میرسند. «Safe» با روایت استعاری خود از اضطراب، انزوا، بیماری و جامعهای که در برابر رنج فردی ناتوان است، در گذر زمان لایههای تازهای پیدا کرده است؛ اثری که اغلب آن را یکی از واکنشهای سینمایی مهم به بحران ایدز میدانند و پس از همهگیری کرونا نیز معنای تازهتری یافته است.
فهرست «Village Voice» در پایان دهه ۹۰، در کنار «Safe»، آثاری چون «Breaking the Waves» ساخته لارس فون تریر، «Flowers of Shanghai» از هو شیائو-شین، «Taste of Cherry» عباس کیارستمی، «GoodFellas» مارتین اسکورسیزی، «Naked» مایک لی، «Satantango» بلاتار و «Fallen Angels» وونگ کار-وای را در رتبههای برتر قرار داده بود.
در نظرسنجی گستردهتر نشریه «Film Comment» نیز «Safe» رتبه پانزدهم را به دست آورد؛ در حالی که «Breaking the Waves»، «Pulp Fiction»، «Flowers of Shanghai»، «Dead Man» و «GoodFellas» پنج جایگاه نخست را تصاحب کردند. تفاوت رتبه «Safe» در این دو فهرست، خود نشانهای از جایگاه ویژه و در عین حال پیچیده فیلم است؛ اثری که همواره تماشاگران و منتقدان را به واکنشی قطعی و یکدست دعوت نکرده است.
تاد هینز امروز با فیلمهایی چون «Carol»، «Far from Heaven»، «May December» و «Safe» یکی از فیلمسازان تعیینکننده سینمای معاصر آمریکا محسوب میشود. تجربه «Safe» و ماجرای پرنوسان «De Noche» نشان میدهد مسیر یک فیلم، از زمان تولید تا سالها پس از اکران، همیشه تابع پیشبینیهای اولیه نیست؛ گاهی یک شکست ظاهری به ماندگاری میرسد و گاهی یک بحران تولید، راه را برای انتخابی الهامبخشتر باز میکند.





