جوئل اجرتون و جنیفر کانلی از فصل دوم «Dark Matter» میگویند؛ چندجهانی برای آدمهای معمولی

فصل دوم «Dark Matter» در حالی به اپل تیوی پلاس (Apple TV+) میرسد که داستان خانواده دسن، پس از عبور از واقعیتهای بیشمار، تازه وارد مرحله دشوارتری شده است. جوئل اجرتون و جنیفر کانلی در گفتوگویی تازه از بحران اعتماد در زندگی مشترک جیسن و دنیلا، قدرت خطرناک فناوری «باکس» و احتمال ادامه پیدا کردن سریال پس از فصل دوم گفتند.
«Dark Matter» که بلیک کراوچ آن را براساس رمان پرفروش خودش ساخته، در فصل اول فیزیکدانی به نام جیسن دسن با بازی جوئل اجرتون را دنبال میکرد که نسخهای دیگر از خودش او را میرباید. جیسن ناچار میشود از واقعیتهای متعدد بگذرد تا به همسرش دنیلا، با بازی جنیفر کانلی، و پسرشان چارلی بازگردد. رمان اصلی کراوچ در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و فصل نخست سریال نیز در ظاهر، قصه بازگشت جیسن را کامل میکرد؛ اما سرنوشت چند شخصیت در جهانهای موازی و پیامدهای اتفاقهای رخداده برای خانواده دسن، راه را برای ادامه داستان باز گذاشت.
فصل دوم از محدوده رمان اصلی فراتر میرود. جیسن، دنیلا و چارلی بار دیگر کنار هم هستند، اما بازگشت به خانه به معنای بازگشت فوری آرامش نیست. دنیلا هنوز با تردید و بیاعتمادی به مردی روبهروست که به زندگیاش برگشته و فناوری باکس نیز دیگر فقط مسیر بازگشت یک مرد به خانوادهاش نیست؛ ابزاری است که در دست افراد مختلف میتواند مفهوم جهان ایدهآل را به شکلی خطرناک تغییر دهد.
جنیفر کانلی درباره جذابیت اصلی «Dark Matter» گفت آنچه از ابتدا او را به این پروژه کشاند، ترکیب مقیاس علمیتخیلی با مسئلههای بسیار شخصی و روزمره بود. او گفت: «یکی از چیزهایی که از همان ابتدا دوست داشتم، ترکیب همه این عناصر بود؛ نمایش و هیجان و سرگرمی. فکر میکردم ظرفیت تبدیل شدن به سریالی واقعاً جذاب برای تماشا را دارد، اما در عین حال ایدههای قابلتأملی هم مطرح میکند. در مرکز داستان، تصویری از یک زندگی مشترک وجود دارد و ما با موضوعهای خیلی خانگی و روزمره، اما به شکلی خارقالعاده روبهرو میشویم.»

جوئل اجرتون نیز «Dark Matter» را داستانی درباره چندجهانی از نگاه انسانهای معمولی توصیف کرد، نه صرفاً ماجرایی پر از قوانین پیچیده علمی یا قهرمانان بزرگ. او گفت: «اینکه چندجهانی برای یک آدم معمولی باشد، قطعاً یکی از دلایل علاقه من به آن بود. جیسن یک فیزیکدان است و معمایی را میسازد که موتور محرک فصل اول میشود، اما داستان سراغ پرسشهایی درباره مسیرهای نرفته، نگاه ما به قدردانی و جایگاهمان در جهان میرود. اینها پرسشهای انسانی و جهانشمولی هستند که همه از خودمان میپرسیم.»
به گفته اجرتون، سریال با استفاده از ایده علمیتخیلی، زندگی عادی انسانها را زیر ذرهبین میبرد: «این مجموعه نگرانیهای انسانی معمولی را دقیقتر بررسی میکند. برای من بهعنوان بازیگر، هم چالش بزرگی بود و هم راهی برای ورود به علمیتخیلی، بدون اینکه کاملاً در قالب یک اثر علمیتخیلی سنگین قرار بگیریم. داستان خیلی زمینی و ملموس بود.»
پایان فصل اول «Dark Matter» بهقدری کامل به نظر میرسید که میتوانست یک مینیسریال باقی بماند. اجرتون گفت وقتی بحث ساخت فصل دوم مطرح شد، نخستین واکنشش این بود که خوشحال است مسئول نوشتن آن نیست. او توضیح داد: «یادم هست با خودم فکر کردم: “خوشحالم که نوشتن فصل دوم وظیفه من نیست.” حتی اگر سریالی مثل «Picket Fences» بسازید که فقط درباره یک جامعه از شخصیتهاست، باز هم امکانات زیادی دارید. اما وقتی چندجهانی را اضافه میکنید، انتخاب اینکه باید کدام مسیر را دنبال کنید، نهفقط برای خانواده ما، بلکه برای تکتک شخصیتهای گروهی، به چالش بزرگی تبدیل میشود.»

او با اشاره به مسیر تازهای که بلیک کراوچ برای ادامه سریال انتخاب کرده، گفت: «فکر میکنم او تمرکز را بهخوبی به سمت فناوری و آشوب برده، اما در عین حال پرسشهایی درباره مسئولیت در برابر فناوری مطرح کرده است. اگر توانایی فرار کردن را داشته باشید، فرار میکنید یا میمانید؟ اگر فرصت داشته باشید، چطور اشتباههای گذشته را اصلاح میکنید؟ همه این مسائل در فصل دوم میچرخند و آشوب جذابی میسازند.»
جنیفر کانلی نیز معتقد است فصل دوم، فناوری باکس را به موضوعی نزدیکتر به دغدغههای امروز تبدیل میکند؛ فناوریای که میتواند فرهنگ و زندگی بشر را به شکلی برگشتناپذیر تغییر دهد. او گفت: «این فناوری انقلابی است و فرهنگ و انسانیت ما را بهطور جبرانناپذیری تغییر میدهد. قرار است چطور از آن استفاده کنیم؟ آیا میتوانیم بهصورت اخلاقی از آن استفاده کنیم؟ اصلاً نسخهای اخلاقی از آن وجود دارد؟ قرار است چطور بر زندگی همه ما اثر بگذارد و آن را تغییر دهد؟»
کانلی ادامه داد: «این موضوع بسیار روزآمد میشود. فکر کردم فرصت فوقالعادهای است تا زمان بیشتری را با شخصیتهایی که در فصل اول معرفی شدند بگذرانیم، ببینیم این فناوری چه تأثیری بر هر کدام گذاشته و آنها در مواجهه با آن چه مسیری را طی میکنند.»
در فصل اول، مأموریت جیسن بازگشت به همسر و پسرش بود؛ هدفی روشن که زندگی ازدسترفته او را در ذهن مخاطب تا حدی ایدهآل جلوه میداد. اما اجرتون میگوید فصل دوم لایههای پنهان خانواده دسن را بیرون میکشد و نشان میدهد که حتی پس از رسیدن به خانه، همهچیز حل نمیشود.
او گفت: «در فصل اول، برای جیسن نوعی هدف بزرگ وجود داشت؛ مأموریتی برای بازگشت به رابطهای که میتوانستیم تا حدی آن را ایدهآل ببینیم. او خانوادهای را از دست داده بود و باید به کسانی که دوستشان داشت برمیگشت. فصل دوم واقعاً وارد جزئیات آن خانواده و پویاییهای زندگی مشترک میشود؛ با بار گذشته، فریب، صداقت و نوجوانی که با وجود همه موانعی که به خانواده تحمیل شده، میخواهد زندگی خودش را داشته باشد.»
اجرتون این ترکیب از مقیاس بزرگ داستان و جزئیات عاطفی یک ازدواج را یکی از مهمترین چالشهای بازیگری خود در فصل تازه دانست: «سریال همچنان مقیاس و شتاب خودش را حفظ میکند، البته با ریتم و انرژی متفاوت نسبت به فصل اول، اما در عین حال عمیقتر وارد انسانیت و بافت یک زندگی مشترک میشود. جدا از صحنههایی که باید مقابل نسخههای دیگر خودت بازی کنی و همه موقعیتهای عجیب بازیگری در این سریال، من این وجه انسانی را خیلی دوست داشتم.»

دنیلا در فصل دوم باید با این واقعیت کنار بیاید که بیش از یک نسخه از جیسن وجود دارد و گذشته خودش نیز باعث شده اعتماد کردن برایش ساده نباشد. جنیفر کانلی گفت این بخش از داستان به او اجازه داد رابطه دنیلا و جیسن را از نزدیکتر بررسی کند: «این فصل فرصت داشتم زمان بیشتری را با نسخه جیسنِ او بگذرانم و دوست داشتم که به این شکل عمیقتر شدیم. توانستیم بیشتر کنار این زوج باشیم و وارد سازوکار رابطهشان شویم؛ اینکه تمام این تجربه چه تأثیری بر آنها گذاشته است.»
او درباره مسئله اعتماد در چنین موقعیت غیرعادیای گفت: «یکی از چیزهایی که در سریال دوست داشتم این بود که اتفاقی کاملاً خارقالعاده را میگیریم و میبینیم در سطحی کاملاً خانگی چه شکلی پیدا میکند. اینجا مردی وجود دارد که واقعاً نسخههای متعددی از او هست. بعد در یک زندگی مشترک، زنی را داریم که بهدلیل گذشتهاش بهسختی اعتماد میکند. چطور بدانم کدامیک از شما واقعی است؟ چطور بفهمم چه چیزی و چه کسی را باور کنم؟»
کانلی افزود که این موقعیت عجیب، در نهایت به تجربهای انسانی و قابل لمس تبدیل شده است: «فکر میکردم خیلی جالب است که بتوانیم این موضوع را به شکلی انسانی و زمینی بررسی کنیم. چالش جذابی بود و همکاری با جوئل هم عالی بود، چون بازیگر فوقالعادهای است. خیلی خوب بود که وقت داشتیم روی آن صحنهها کار کنیم. دوست داشتم که میان تمام اکشن، بازیگوشی، طوفانها و جهانهای تازه، برای این بخشها هم جا باز کرده بودند. عمیق شدن از آن مسیر، تعادل خوبی ایجاد میکند.»
پرسش درباره ادامه «Dark Matter» پس از فصل دوم، پاسخ محتاطانه اما امیدوارکنندهای از اجرتون گرفت. او بدون فاش کردن جزئیات داستان، فصل دوم را به قسمت پنجم «Star Wars»، یعنی «The Empire Strikes Back»، تشبیه کرد؛ فیلمی که همزمان حس پایان و ناتمامی را در خود دارد.
اجرتون گفت: «چیزی در فصل دوم هست که در نهایت حسوحالی شبیه قسمت پنجم «Star Wars» دارد. این یک تشبیه مبهم است، نه اسپویل. فصل دوم در عین حال که چیزهایی را حل میکند، چیزهایی را هم حلنشده باقی میگذارد و همین، امکان ادامه را طلب میکند.»
او ادامه داد: «البته فکر میکنم طرفداران تا حدی تعیین میکنند که چقدر برای ادامه یک اثر اشتیاق وجود دارد. همیشه این مسئله مطرح است که چهقدر کم، ناکافی است و چهقدر زیاد، بیش از اندازه. عمداً مبهم حرف میزنم، اما اگر طرفداران واقعاً خواهان ادامه باشند، دوست دارید آن را به آنها بدهید؛ چون وارد رابطهای محبتآمیز با مخاطبان میشوید. آنها کاری را که ما انجام میدهیم دوست دارند و ما هم میخواهیم بیشتر به آنها بدهیم.»
فصل دوم «Dark Matter» از ۲۸ اوت در اپل تیوی پلاس منتشر میشود و قسمتهای تازه آن تا ۳۰ اکتبر بهصورت هفتگی در دسترس قرار میگیرد.





