کیت هرینگتون از نقش پیچیده سیدنی کارتن در «A Tale of Two Cities» گفت؛ ضدقهرمانی عاشق، تلخ و خودویرانگر

کیت هرینگتون، ستاره «Game of Thrones» و «Industry»، در مینیسریال چهارقسمتی «A Tale of Two Cities» به سراغ یکی از ماندگارترین شخصیتهای آثار چارلز دیکنز رفته است؛ وکیلی بدبین و گرفتار خودویرانگری که در میانه انقلاب فرانسه، با عشق و فداکاری روبهرو میشود. پخش این اقتباس تازه از یکشنبه ۶ سپتامبر از امجیام پلاس (MGM+) آغاز میشود.
داستان «A Tale of Two Cities» میان پاریس و لندن در رفتوآمد است و در بستر انقلاب فرانسه، سرنوشت چند شخصیت را به هم گره میزند. هرینگتون در نقش سیدنی کارتن ظاهر شده؛ وکیلی باهوش اما تلخکام که بهخاطر لوسی مانت با بازی میرن مک، ناخواسته دفاع از شارل دارنه، مرد فرانسوی شبیه به خودش با بازی فرانسوا سیویل، را در پرونده اتهام خیانت بر عهده میگیرد.
هرینگتون درباره جذابیت ایفای نقش این شخصیت گفت: «خیلی لذتبخش بود. من شخصیتهایی مثل سیدنی را دوست دارم و فکر میکنم او یک ضدقهرمان رمانتیک کلاسیک است؛ شاید یکی از اولین نمونههای این نوع شخصیتها. فوقالعاده باهوش است، دو قدم از همه افراد حاضر در اتاق جلوتر است و حتی از تماشاگر هم جلوتر حرکت میکند. فکر میکنم همین موضوع، کنار آمدن با دنیا را برایش بسیار دشوار میکند.»
بازیگر نقش جان اسنو توضیح داد که سیدنی کارتن با هوش و بدبینیاش، راهی مخرب برای مواجهه با جهان پیدا کرده است: «او از راه سوءمصرف مواد، نوشیدن الکل و نوعی افسردگی نومیدانه و آنارشیگونه با این وضعیت کنار میآید. داستان، او را در لحظههایی نشان میدهد که حضوری شگفتانگیز وارد زندگیاش میشود و به او امید میدهد. برای یک بازیگر، این واقعاً بوم فوقالعادهای برای خلق کردن است.»
هرینگتون همچنین گفت میان خود و این شخصیت دیکنزی شباهتهایی میبیند، هرچند با شوخی تأکید کرد که به اندازه سیدنی باهوش نیست. او گفت: «نه هوشش؛ او خیلی از من باهوشتر است. اما نگاه بدبینانهاش به جهان را کاملاً درک میکنم، و آن شیطان کوچکی را که روی شانهاش نشسته دوست دارم. من آن بخش از وجودم را خوب میشناسم.»
او افزود از زمانی که در ۱۷ یا ۱۸سالگی رمان دیکنز را خوانده، به سیدنی کارتن علاقه داشته است: «همان زمان با خودم گفتم: “چه شخصیت شگفتانگیزی خلق شده است.”»
کیت هرینگتون در بخش دیگری از گفتوگو، برداشت شخصیاش از ارتباط احتمالی چارلز دیکنز با شخصیت سیدنی کارتن را مطرح کرد؛ برداشتی که آن را نظریه خود دانست. او با اشاره به پژوهشهایی که برای پروژه انجام شده، گفت: «خواندیم که دیکنز در زمان نوشتن این اثر، ظاهراً با زنی جوانتر رابطهای داشته است. باور شخصی من این است که داستان، دو سوی وجود او را بررسی میکند: نسخه آرمانیشدهای که فرانسوی، خوشقیافه، قدبلند، فوقالعاده و قهرمان است، و در مقابل، سوی شرمزده و گناهکار که به نظرم خود چارلز دیکنز در قالب سیدنی است.»
به گفته او، لوسی مانت نیز در این خوانش شخصی، به شخصیتی آرمانی تبدیل میشود که هر دو مرد عاشقش هستند: «انگار دیکنز تلاش میکند با رابطهای که در زندگیاش داشته کنار بیاید. به نظرم این نگاه واقعاً جالب است.»
مینیسریال «A Tale of Two Cities» با محوریت عشق، خیانت، طبقه اجتماعی و فداکاری، بازخوانی تازهای از رمان مشهور چارلز دیکنز ارائه میدهد؛ اثری که سیدنی کارتن را به یکی از تلخترین و در عین حال محبوبترین ضدقهرمانهای ادبیات کلاسیک بدل کرده است.





