کارلی ری جپسن: «به نقطهای رسیدهام که میتوانم زندگی کنم، خانواده داشته باشم و موسیقی محبوبم را بسازم»

کارلی ری جپسن، خواننده کاناداییِ قطعه جهانی «Call Me Maybe»، پس از نزدیک به ۱۵ سال فعالیت در پاپ، میگوید دیگر به دنبال تکرار فرمول موفقیت گذشته نیست. او که بهتازگی مادر شده، آلبوم دوگانه «Day and Night» را بازتابی از زندگی شخصی، عشق، خانواده و آزادی هنریاش میداند.
کارلی ری جپسن (Carly Rae Jepsen) در ۴۰سالگی و چند ماه پس از تولد نخستین فرزندش، از جایگاهی در حرفهاش حرف میزند که برای رسیدن به آن زمان زیادی صرف کرده است. او که در سال ۲۰۱۲ با «Call Me Maybe» به شهرتی جهانی رسید، میگوید مسیرش پس از آن موفقیت بزرگ، بیش از آنکه حسابشده و تجاری باشد، از غریزهاش پیروی کرده است.
جپسن درباره وضعیت امروز خود گفت: «جایی که حالا در حرفهام ایستادهام، نقطه شیرین ماجراست. میتوانم زندگی کنم، به فروشگاه بروم، خانواده داشته باشم، موسیقیای را که دوست دارم به تور ببرم و مخاطب هم داشته باشم. این تعادل خیلی سخت به دست آمده و برایش تلاش کردهایم.»
«Call Me Maybe» که ابتدا در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، در سال بعد به پدیدهای جهانی بدل شد، صدر جدول بیلبورد هات ۱۰۰ را گرفت و دو نامزدی گرمی برای جپسن به ارمغان آورد. اما این موفقیت ناگهانی برای خوانندهای که آن زمان ۲۶ سال داشت، دورهای دشوار از سازگاری و بازنگری شخصی بود. او گفت: «همهچیز آنقدر ناگهانی اتفاق افتاد که فکر میکنم میفهمم زندگی دائمی در آن فضا برای بعضیها چه حسی دارد و واقعاً دلم برایشان میسوزد. شاید بعضی از سلبریتیها در مدیریت این نوع شهرت بهتر باشند، اما من واقعاً در آن خوب نیستم.»

جپسن توضیح داد که پس از اوجگیری «Call Me Maybe»، درونش صدایی مدام او را به یاد دلیل شروع کارش میانداخت: «اگر صادق باشم، صدای کوچکی درونم فریاد میزد که به یاد داشته باش چرا از اول شروع کردی.»
تاویش کرو، دوست و همکار قدیمی جپسن که در نوشتن «Call Me Maybe» نیز مشارکت داشت، معتقد است این قطعه تنها یکی از وجوه تواناییهای او را نشان میدهد. کرو گفت: «همیشه از اینکه او تا چه اندازه میتواند در یک ترانه عمیق شود، شگفتزده بودهام. او مدام مرز انتظارات را جابهجا میکند یا سراغ کارهایی میرود که حس میکنید قبلاً انجام نشدهاند.»
جپسن همچنین از قطعهای آینده به نام «۱۶ and Rising» گفت؛ ترانهای که قرار است پس از انتشار «Day and Night» منتشر شود و به سالهای کار او در یک کافه و رابطه عاطفیاش در آن دوران میپردازد. او توضیح داد: «این ترانه درباره روزهای کارم در کافه، مردی که آن زمان با او در رابطه بودم و اتفاقاتی است که در آن مسیر برایم افتاد. درباره این است که چرا نمیتوانستم به آن زندگی زیبایی که پیش رویم بود رضایت بدهم، چون دلتنگ چیزی بودم که دقیقاً نمیدانستم چیست.»
آلبوم تازه جپسن، «Day and Night»، ساختاری دوگانه دارد؛ بخش «Day» با قطعات پاپ روانگردان و آفتابیتر شکل گرفته و «Night» به فضای الکتروپاپ با سینتیسایزرهای پررنگتر میرود. او میگوید از ابتدا قصد نداشت آلبومی دو بخشی بسازد. ایده در گفتوگوهایش با کرو شکل گرفت؛ زمانی که قصد داشت چند قطعه تازه را برای او در نیویورک پخش کند.
جپسن گفت: «من و او موسیقی را به شکلی عمیق، شبیه خواهر و برادر، با هم شریک میشویم.» او یک قطعه از بخش «Day» و یک قطعه از «Night» را برای کرو پخش کرد و همکارش پیشنهاد داد بهجای دو آلبوم جداگانه، آنها را دو روی یک پروژه ببینند. جپسن مدتی به این ایده فکر کرد تا سرانجام هنگام رانندگی در لسآنجلس، نام و مفهوم «Day and Night» به ذهنش رسید.
کرو نیز درباره روند شکلگیری آلبوم گفت: «وقتی به قطعهها گوش میدادیم، حس میکردیم هر آهنگ بهطور طبیعی جای خودش را در بخش شب یا روز پیدا میکند؛ حتی پیش از اینکه کاملاً تولید شده باشند، میشد تشخیص داد.» به گفته جپسن، در ابتدا پیشنهادهایی برای انتشار قطعات در قالب دو آلبوم مستقل مطرح شده بود، اما او مخالفت کرد: «با این ایده شدیداً مخالف بودم. میخواستم کنار هم باشند؛ برایم دو روی یک چیز بودند.»

این دوگانگی با تجربه کودکی جپسن نیز پیوند دارد. پدر و مادر او در سنین پایین از هم جدا شدند و هر دو با همسران تازهای ازدواج کردند. جپسن و برادرش هر دو روز یکبار میان دو خانه در شهر میشن، بریتیش کلمبیا، جابهجا میشدند؛ خانههایی که فاصله زیادی از هم نداشتند، اما حالوهوای متفاوتی داشتند.
او گفت: «مادرم کمی آزادتر و حالوهوای هیپیوار دارد و پدرم تا حدی نقطه مقابل اوست. از نظر موسیقایی همهشان جیمز تیلور و جونی میچل را دوست داشتند، اما سلیقههای موسیقایی ناپدری و نامادریام هم رنگوبوی متفاوتی به خانهها میداد.» والدین او نیز هر ماه برای هماهنگی قوانین مربوط به فرزندانشان جلسه میگذاشتند؛ تجربهای که جپسن آن را نوعی الگوی مدرن هموالدی توصیف میکند.
جپسن حالا با آرامش بیشتری به قطعهای نگاه میکند که نامش را به سراسر جهان رساند. «Call Me Maybe» دیگر پایانبندی ثابت اجراهای زنده او نیست و در میان قطعات قدیمی و تازه جای گرفته است. او میگوید از اینکه این ترانه دیگر مرکز ثقل کنسرتهایش نیست، خوشحال است، اما هیچ دلخوریای از اجرای آن ندارد: «فکر نمیکنم این موضوع جایی برای نشستن و نگه داشتن کینه باشد؛ چه اتلاف بیهودهای از انرژی. اگر این آهنگ نشانهای است که چند نفر را خوشحال میکند، دیگر فقط درباره من نیست.»
پس از انتشار پرسرعت «Call Me Maybe» و آلبوم «Kiss»، جپسن مدتی از فضای پاپ فاصله گرفت و به برادوی رفت. او شبها در نمایش موزیکال «Rodgers and Hammerstein’s Cinderella» روی صحنه میرفت و روزها روی آلبوم بعدیاش، «Emotion»، کار میکرد؛ اثری که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و تحسین گسترده منتقدان را به دست آورد. موزیکویدئوی قطعه «I Really Like You» از همین آلبوم نیز با حضور تام هنکس و حضور کوتاه جاستین بیبر، توجه زیادی جلب کرد.
جپسن میگوید هنگام ساخت «Emotion» مطمئن نبود طرفدارانش دقیقاً چه واکنشی نشان خواهند داد و تا حدی هم نمیخواست خود را اسیر این نگرانی کند. او امروز از ناآگاهی نسبیاش نسبت به سازوکار شهرت با قدردانی یاد میکند: «فکر میکنم بیخبریام از قواعد شهرت به نفعم شد.»
او در عین حال پذیرفت که در آغاز مسیر، برای حفظ استقلال خلاقهاش باید چیزهای زیادی یاد میگرفت: «آن زمان این تصور که یک خواننده پاپ خودش برای پروژهاش ترانه بنویسد، انگار چیزی بامزه تلقی میشد. باید یاد میگرفتم آدمهای خودم را بشناسم.»
جپسن از آغاز کارش با اینترسکوپ (Interscope) و تیم اصلی این شرکت همکاری داشته؛ اتفاقی نسبتاً نادر در صنعت موسیقی. او از روابطش با مدیران بخش هنرمندان و رپرتوار شرکت رضایت دارد، اما در بخش مدیریت حرفهای تغییراتی را تجربه کرده است. او گفت: «تجربههای خوب داشتهام و تجربههای سخت هم داشتهام. کمی طول کشید تا تیم مناسب را برای مدیریتم پیدا کنم، اما حالا از همیشه خوشحالترم.»
او بدون اشاره مستقیم به نام اسکوتر براون، مدیر پیشینش، گفت در نهایت احساس کرده مسیر هنریاش با مسیر مورد نظر او تفاوت دارد: «میدانستم در سفری متفاوت از چیزی هستم که او درکش میکرد. میخواستم کاری کمی کمتر جریان اصلی انجام دهم. پیشنهادهایی که او داده بود را دوست داشتم، اما دیگر فکر نمیکردم همان چیزی باشد که میخواهم. حس کردم بهتر است دست بدهیم، جدا شویم و به قول معروف، پرچم متفاوت بودنم را بالا ببرم.»
با این حال، جپسن با شوخی اضافه کرد که کاملاً تنها از آن همکاری خارج نشده است: «یکی از کارمندانش را با خودم بردم.»
آزادی بیشتر در همکاری با مدیران فعلی، به جپسن اجازه داده پروژه «Day and Night» را با گروهی از دوستان قدیمی و چهرههای تازه بسازد. جرمی او. هریس، نمایشنامهنویس و بازیگر، یکی از این همکاران جدید است که موزیکویدئوی تکآهنگ «Don’t Leave Me on the Dance Floor» را با بازی آلدن ارنرایش کارگردانی کرده است. هریس درباره جپسن گفت: «او واقعاً یک هنرمند است. مخاطب و کار خودش را فوقالعاده خوب میشناسد، اما در عین حال مشتاق است کسی لنز و زاویه دید دیگری به او نشان بدهد.»
جپسن همچنین گفت نوشتن قطعهای برای فصل دوم سریال عاشقانه هاکی «Heated Rivalry» برایش یک رؤیاست. او از علاقهاش به فصل نخست این سریال گفت و با اشاره به شخصیت ایلیا، نقشی که کانر استوری بازی کرده، افزود: «اسم پسر من ایلیا است؛ شاید، شاید هم نه، به خاطر آن سریال.»
اما مهمترین همکاری «Day and Night» برای جپسن صرفاً موسیقایی نبوده است. او این آلبوم را در دورهای ساخت که با کول ام.جی.ان، موزیسین و تهیهکنندهای که بعدها همسرش شد، عاشق شد. کول از همکاران جپسن و یکی از تهیهکنندگان آلبوم است. در مراحل پایانی میکس آلبوم نیز جپسن باردار شد و فرزندشان به دنیا آمد.
او این آلبوم را نوعی ثبت احساسی از یک دوره گذار بزرگ در زندگیاش میداند و وقتی از آن بهعنوان «کپسول زمان» یاد شد، با اشتیاق پرسید: «میتوانم این عبارت را از شما بردارم؟»
جپسن تأکید کرد که «Day and Night» فقط درباره شادیهای ساده و بیدغدغه نیست: «نمیخواهم بگویم آلبومم فقط آفتاب، رنگینکمان و خوشحالی است؛ اگر کارم را درست انجام داده باشم، باید عمق هم داشته باشد.» با این همه، او در توصیف حس این روزهایش تردیدی ندارد: «خوشحالترینِ تمام عمرم هستم.»





