«Musk» در ونیز؛ الکس گیبنی از ترس گسترده برای سخن گفتن درباره ایلان ماسک میگوید
مستند ۲۲۵ دقیقهای الکس گیبنی با نگاهی انتقادی به زندگی و نفوذ سیاسی ایلان ماسک در ونیز رونمایی شد؛ فیلمسازی که ماسک را برای آینده دموکراسی «بسیار خطرناک» توصیف میکند.
ایلان ماسک این بار نه بهعنوان مهمان، بلکه بهعنوان سوژه یکی از جنجالیترین فیلمهای جشنواره ونیز ۲۰۲۶ در مرکز توجه قرار گرفت. الکس گیبنی، مستندساز برنده اسکار، فیلم «Musk» را در بخش خارج از مسابقه ونیز به نمایش گذاشت؛ اثری ۲۲۵ دقیقهای که به زندگی، شرکتها، روایت عمومی و نفوذ سیاسی مالک ایکس و مدیرعامل تسلا و اسپیسایکس میپردازد.
گیبنی در نشست خبری فیلم گفت هنگام جستوجو برای یافتن مصاحبهشوندگان، با فضایی از هراس عمیق روبهرو شده است. به گفته او، این ترس فقط به منتقدان ماسک محدود نبود و همکاران تجاری و حتی دوستان او را نیز در بر میگرفت. گیبنی توضیح داد افراد بسیاری برای گفتوگو با گروه تولید تماس گرفتند، اما جز شماری معدود، از حضور مقابل دوربین خودداری کردند.
او تجربه ساخت «Musk» را به مستندهای پیشینش، از جمله «Enron: The Smartest Guys in the Room» و «The Inventor: Out for Blood in Silicon Valley» درباره الیزابت هولمز، نزدیک دانست. گیبنی معتقد است قصه ماسک، با وجود ظاهر فناورانه و آیندهنگرش، در بنیاد خود روایتی قدیمی از قدرت و ثروت است؛ داستان فردی که به تعبیر او، بر ارزشهای بادکرده و نفوذ فزاینده تکیه دارد.
این مستندساز گفت: «در نهایت دیدم با یک داستان کاملاً تازه در دنیای فناوری روبهرو نیستم؛ انگار همان شراب قدیمی را در بطری تازهای ریختهاند. این، داستان مردی است که اعتماد میفروشد و از بالا رفتن ارزش سهام قدرت میگیرد؛ روایتی که پیشتر در انران و پرونده الیزابت هولمز هم دیده بودم.»
در نشست خبری، اشلی سنت کلر، شریک پیشین ماسک و مادر یکی از فرزندان او، و زوئی شیفر، روزنامهنگار حوزه فناوری و نویسنده کتاب «Extremely Hardcore: Inside Elon Musk’s Twitter»، نیز حضور داشتند. سنت کلر درباره دلیل مشارکتش در فیلم، به ادعای پیشین خود درباره پیشنهاد ۴۰ میلیون دلاری برای امضای توافق محرمانگی پس از پایان رابطهاش با ماسک اشاره کرد.
او گفت چنین پیشنهادی، انسان را وادار میکند درباره ارزش سخن گفتن و دلیل سکوت خواستن از او فکر کند. سنت کلر تأکید کرد که نمیخواهد آسایش مالی را به گفتن حقیقت ترجیح دهد و ترجیح میدهد برای فرزندانش الگویی باشد که سکوت را در برابر پول انتخاب نمیکند. این ادعاها در چارچوب روایت او در فیلم مطرح شده و واکنش مستقیمی از سوی ماسک درباره آن در نشست خبری ارائه نشد.
زوئی شیفر نیز گفت در ساختار شرکتهای ماسک، وفاداری در سطوح بالای مدیریتی پررنگتر است، اما کارکنان سطوح پایینتر معمولاً احساس وابستگی مشابهی ندارند. او مدعی شد ماسک بهویژه هنگام ورود به مجموعههایی مانند توییتر سابق یا نهادهای تازه، رویکردی سختگیرانه دارد و همین مسئله باعث شده برخی کارکنان پیشین با آمادگی بیشتری درباره تجربههایشان صحبت کنند.
نخستین تریلر «Musk» نیز همزمان با آغاز نمایش فیلم منتشر شد؛ تریلری که در آن ماسک با توصیفهایی چون «آشفته»، «دمدمیمزاج»، «بیرحم»، «بمب هستهای» و «فاشیست» معرفی میشود. ماسک تا زمان برگزاری نشست خبری واکنشی به این تریلر نشان نداده بود، هرچند پیشتر در شبکه اجتماعی ایکس پستی درباره گیبنی و پروژه او منتشر کرده بود.
محور مهم دیگر بحث، حمایتهای سیاسی ماسک از جریانهای راستگرا در کشورهای مختلف بود. این موضوع پس از پیروزی حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات ایالت زاکسن-آنهالت و پیام تبریک ماسک در ایکس، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. گیبنی در پاسخ به پرسشی درباره نفوذ فرامرزی ماسک، مدعی شد فیلمش شواهدی از ارتباط یا حمایت او از احزاب راستگرا در آلمان، بریتانیا، برزیل و ترکیه ارائه میدهد.
او گفت: «به نظر میرسد این گرایش اکنون بخشی از ایدئولوژی اوست؛ اما از سوی دیگر، بسیاری از این دولتها انعطافپذیرترند و در ساختارهایی که فساد و روابط رفاقتی نقش پررنگی دارند، خریدن نفوذ آسانتر میشود.» گیبنی نتیجه گرفت که ماسک، از نگاه او، هم به دلایل ایدئولوژیک و هم به انگیزههای عملی و مالی، یک دستورکار جهانی راستگرا را دنبال میکند.
شیفر نیز درباره عملکرد ایکس ادعا کرد که ماسک در الگوریتم این پلتفرم دست برده تا از میزان دیدهشدن رسانههای جریان اصلی بکاهد و در عوض، به صداها و مواضع تحریکآمیزتر میدان بیشتری بدهد. سنت کلر هم در اظهاراتی تند گفت ماسک رابطه پیچیدهای با حقیقت دارد و با دامنزدن به شکافهایی که به باور او در جهان واقعی چنین ابعادی ندارند، میتواند پیامدهایی واقعی و خطرناک ایجاد کند.
گیبنی و سنت کلر همچنین به کودکی دشوار و آسیبزای ماسک بهعنوان عاملی احتمالی در شکلگیری شخصیت و رفتارهای او اشاره کردند؛ برداشتی که در فیلم نیز بهعنوان یکی از لایههای روانی روایت مطرح میشود، نه یک تشخیص قطعی.
سازندگان «Musk» میگویند برای ساخت فیلم با ماسک و تیم او تماس گرفتهاند، اما به نتیجه نرسیدهاند. گیبنی برای روایت فیلم از ایدههای خود ماسک درباره شبیهسازی، بازی و واقعیت مجازی الهام گرفته و شخصیتی آواتاری را با استفاده از گفتههای واقعی ماسک ساخته است؛ روشی که قرار است فاصله میان واقعیت عملکرد او و افسانهای را که پیرامونش ساخته شده، برجسته کند.
گیبنی در بیانیه کارگردانی فیلم، ماسک را تجسم قرن بیستویکمی «مرد حقهباز» توصیف کرده و گفته است «Musk» میکوشد پشت نمای باشکوه یک چهره اسطورهای، سازوکار قدرت و امکان سوءاستفاده از آن را نشان دهد. این مستند، بیش از آنکه پرترهای متعارف از یک میلیاردر فناوری باشد، هشداری درباره عصر شبکههای اجتماعی، سرمایهداری رفاقتی و قدرتی است که میتواند همزمان در اقتصاد، رسانه و سیاست نفوذ کند.





