پایان «The Shards» همه را مظنون کرد؛ کایا گربر از نظریهاش درباره قاتل سریالی میگوید

قسمت پایانی فصل اول «The Shards»، سریال افایکس (FX) ساخته رایان مورفی و اقتباسی از رمان برت ایستون الیس، با یک پایان پرتعلیق همراه شد؛ پایانی که تقریباً تمام شخصیتهای اصلی را در پرونده قتلهای زنجیرهای «ترولر» مظنون میکند. کایا گربر، بازیگر نقش سوزان رینولدز، میگوید خودش هم هنوز درباره هویت قاتل به جمعبندی نرسیده، اما یک مظنون غیرمنتظره در ذهن دارد.
هشدار: متن پیش رو جزئیات مهمی از پایان فصل اول «The Shards» با عنوان «Stairway to Heaven» را فاش میکند.
داستان «The Shards» در لسآنجلس سال ۱۹۸۱ جریان دارد؛ جایی که یک قاتل زنجیرهای با لقب «ترولر» شهر را به وحشت انداخته است. در پایان فصل اول، برت با بازی ایگبی ریگنی، رابرت با بازی هومر گیر، دبی با بازی هیز وارنر، مادر دبی با بازی ایوان ریچل وود، استیون با بازی جردن راث، تام با بازی گراهام کمپبل، رایان با بازی دنیل دیل و سوزان با بازی کایا گربر، همگی در یک اتاق برای بازجویی پلیس حضور دارند؛ چراکه پلیس آنها را مظنون میداند.
گربر درباره این پایان گفت: «میدانیم که یکی از خود ماست.» او با وجود اینکه سوزان در ظاهر شاید کماحتمالترین گزینه برای قاتل بودن به نظر برسد، احتمال دست داشتن او در قتلها یا حتی مرگ تری، پدر دبی با بازی وس بنتلی، را رد نمیکند. تری در قسمت پایانی از بالکن به پایین پرت میشود و مرگ او، معمای سریال را پیچیدهتر میکند.
رمان «The Shards» هرگز هویت «ترولر» را بهطور صریح فاش نمیکند، اما گربر مطمئن است نسخه تلویزیونی در نهایت به این پرسش پاسخ خواهد داد. رایان مورفی پیشتر از برنامهریزی برای ساخت سه یا چهار فصل از سریال خبر داده بود و فصل نخست تنها حدود یکسوم داستان کتاب را پوشش میدهد. گربر گفت: «فکر میکنم قطعاً در پایان، قاتل مشخص خواهد شد. بههرحال، دلیل ساختن یک معما و تریلر همین است.»
او درباره شخصیت سوزان، دختر محبوب و بهظاهر شکستناپذیر دبیرستان، توضیح داد که بازی کردن این نقش همیشه آسان نبوده است: «در بعضی لحظهها سخت است با سوزان همدلی کنم؛ اینکه او مدام برنده میشود واقعاً آزاردهنده است. اما دوست دارم که همه شخصیتها به شیوه خودشان پیچیده و چندلایهاند.»
کایا گربر پیش از حضور در «The Shards» با رایان مورفی در فصل دهم «American Horror Story» همکاری کرده بود و این پروژه را نخستین فرصت حرفهای مهم خود میداند. او میگوید پیش از آنکه اقتباس تلویزیونی کتاب به دست مورفی برسد، با برت ایستون الیس ملاقات کرده بود و از علاقهاش به آثار او گفته بود. به گفته گربر، الیس در همان دیدار به او گفته بود: «تو سوزانی.»
گربر در واکنش به این جمله گفته بود: «من اصلاً شبیه سوزان نیستم.» با این حال، چند سال بعد مورفی با او تماس گرفت و پیشنهاد نقش را مطرح کرد. گربر با خنده یادآوری کرد: «وقتی رایان مورفی تماس میگیرد، همهچیز را رها میکنی و میدوی. من وسط تمرین یک نمایش بودم و گفتم: “ببخشید، باید بروم بیرون.” او گفت میخواهد “The Shards” را بسازد و خودش و برت موافقاند که من نقش سوزان را بازی کنم. من هم گفتم: “هرچه تو بخواهی!”»
او میگوید در طول فیلمبرداری کمکم ویژگیهای مشترک خود و سوزان را بهتر فهمید: «رایان ویژگیهایی را در آدمها میبیند که خودمان همیشه در خودمان نمیبینیم و بعد آنها را در نوشتن پررنگ میکند. با پیش رفتن سریال و رسیدن فیلمنامههای تازه، احساس کردم به سوزان نزدیکتر میشوم. وقتی مدت زیادی نقش کسی را بازی میکنی، ناچار دوستش داری، از او محافظت میکنی و با او همدلی میکنی؛ حتی اگر کارهایی انجام دهد که در حالت عادی دوستشان نداری.»
یکی از بحثبرانگیزترین نکات انتخاب بازیگران، حضور کایا گربر و هومر گیر در نقش سوزان و رابرت بود؛ فرزندان سیندی کرافورد و ریچارد گیر که زمانی زوج مشهوری بودند. گربر میگوید رایان مورفی از ابتدا این موضوع و واکنش احتمالی مخاطبان را با آنها در میان گذاشته بود. او تأکید کرد که هومر گیر صرفنظر از پیشینه خانوادگیاش، انتخابی مناسب برای نقش رابرت بوده است: «از همان روزهای اول فیلمبرداری، حس کردم هومر دقیقاً همان آدم درست برای این نقش است. اینکه بهخاطر حاشیههای دیگر، نقش به شخص دیگری میرسید، منصفانه نبود. آن مسائل بیشتر سروصدا هستند و به اندازه خود کار اهمیت ندارند.»
بخش دیگری از فصل اول، تجربههای دبیرستانی سوزان را به نمایش میگذارد؛ تجربههایی که برای گربر بسیار متفاوت از دوران نوجوانی خودش بودهاند. او گفت: «من واقعاً دوست داشتم رئیس کلاس شوم و با بدشانسی انتخاباتی را باختم. بنابراین فیلمبرداری صحنههایی که سوزان سخنرانی میکند یا با دانشآموزان حرف میزند، برایم خیلی لذتبخش بود. البته کاملاً میدانستم بازیگران پسزمینه برای انجام وظیفهشان کف میزنند، اما لحظههایی بود که واقعاً باور میکردم برای من تشویق میکنند.»
گربر امیدوار است فصلهای آینده ساخته شوند، چون بخش بزرگی از رمان هنوز به تصویر کشیده نشده است. او به صحنه مشهور درگیری برت و رابرت در بالکن و بخشهای مربوط به پالم اسپرینگز اشاره کرد و گفت: «بهعنوان طرفدار کتاب، چیزهای زیادی در رمان هست که در فصل اول فرصت پرداختن به آنها را نداشتیم. واقعاً امیدوارم بتوانیم برگردیم و ادامه بدهیم.»
سریال مورفی در عین وفاداری به فضای رمان، مسیر مستقلتری هم دارد. کتاب کاملاً از زاویه دید برت روایت میشود و مخاطب تنها چیزهایی را میبیند که او دیده یا تصور کرده است؛ اما سریال به زندگی و ذهنیت شخصیتهای دیگر نیز وارد میشود. گربر این تغییر را برای نقش سوزان مهم میداند: «بهعنوان یکی از شخصیتهایی که برت نیست، برایم ارزشمند است که سوزان را بیرون از تصور برت از او و رابطهاش با او بشناسیم. ناگهان دنیاهای کاملاً تازهای شکل میگیرد.»
یکی از تغییرات مهم نسبت به کتاب، حملهای است که سوزان در پایان فصل تجربه میکند. در رمان، سوزان و تام با هم مورد حمله قرار میگیرند، اما در سریال سوزان بهتنهایی با مهاجم روبهرو میشود. گربر گفت هنگام فیلمبرداری مطمئن بوده که مهاجم تام نیست، بهخصوص چون گراهام کمپبل در صحنه حضور نداشته است. او صحنه را با تروی براون، بدلکار، فیلمبرداری کرده؛ کسی که از ۱۲سالگی او را میشناخته است.
گربر با لحنی شوخطبعانه گفت: «داشتن یک چهره آشنا که میخواهد با چاقو تو را بکشد، واقعاً دلگرمکننده است! اگر قرار باشد در چنین موقعیتی باشی، خوب است که آن شخص را بشناسی.» با این حال، بعد از دیدن قسمت نهایی، نظرش تغییر کرده است: «وقتی آن را تماشا کردم، با خودم گفتم شاید واقعاً تام باشد. وقتی از خانه بیرون میآییم و دنبال جسد میگردیم اما چیزی نمیبینیم، بیشتر به این فکر افتادم که شاید کار تام بوده باشد. هنوز تصمیم نهایی نگرفتهام، اما برای اینکه سوزان بتواند تام را متهم کند، خودم را قانع کرده بودم که او مهاجم است.»
این سکانس برای گربر یکی از جدیترین تجربههای ژانر وحشت در کارنامهاش بوده است. او گفت در متن فیلمنامه از آن بهعنوان «لحظه شلی دووال» یاد شده بود؛ اشارهای مستقیم به بازی فراموشنشدنی دووال در «The Shining». گربر که پوستری امضاشده از شلی دووال در خانه دارد، گفت: «این یکی از فیلمها و بازیهای محبوب من است. وقتی فهمیدم ارجاع به آن کاملاً آگاهانه است، هم بسیار هیجانزده شدم و هم ترسیدم. با خودم گفتم هرگز به سطح کاری که شلی انجام داد نمیرسم، اما دستکم میدانم هدف و میزان وحشتی که باید به آن برسیم چیست.»
او برای این صحنه میان ۲۰ تا ۳۰ برداشت انجام داده و توضیح داد سختترین بخش، کنترل دوباره بدنش پس از جیغ و گریههای طولانی بوده است: «از اول صحنه تا جایی که گراهام وارد میشد و من در حمام جیغ میزدم و نفسنفس میزدم، فیلمبرداری میکردیم. بعد باید صحنه را از نو تنظیم میکردند؛ جایی که من خوابیدهام و با صدای تلفن بیدار میشوم. در حدود ۲۰ ثانیه باید ضربان قلبم را پایین میآوردم، اشکها را پاک میکردم و دوباره به حالت یک خواب آرام و راحت برمیگشتم.»
گربر در مورد مرگ تری نیز گفت که نخستین بار خودش اجرای هل دادن او از بالکن را انجام داده است. او از وس بنتلی بهعنوان بازیگری مهربان و حمایتگر یاد کرد: «وس واقعاً آدم فوقالعاده و مهربانی است، و همین باعث میشد حس کردن خشم واقعی در برابر صورت او دشوار باشد. اما درست وقتی دوربین شروع به ضبط میکرد، به تریِ ترسناک تبدیل میشد و این کار را برایم آسانتر میکرد. بهمحض تمام شدن برداشت هم میگفت: “عزیزم، عالی بود!”»
گربر با وجود اینکه از هویت قاتل چیزی نمیگوید، تأکید دارد نظریهای مشخص در ذهنش دارد: «نمیدانم چه کسی این کار را کرده، اما قطعاً به یک نفر مشکوکم؛ و انتخابم هم گزینه بدیهی نیست.» او میگوید بحثهای طرفداران در ردیت را دنبال کرده و هر بار با نظریه تازهای روبهرو میشود.
از نگاه او، «ترولر» در «The Shards» تنها یک قاتل زنجیرهای نیست و میتواند لایه استعاری عمیقتری داشته باشد. رایان مورفی پیشتر از اپیدمی ایدز بهعنوان تهدید پنهان دهه ۱۹۸۰ و یکی از زمینههای مفهومی سریال صحبت کرده بود. گربر نیز معتقد است آثار مورفی در کنار سرگرمکنندگی، همواره معنایی فراتر دارند: «میتوانید سریال را همانطور که هست ببینید و از آن لذت ببرید، اما اگر عمیقتر نگاه کنید، همیشه دلیل یا استعاره دیگری هم وجود دارد.»
او افزود: «ایدز در دهه ۸۰ واقعاً چیزی بود که جوانهای زیبا، پرانرژی و کسانی را که احساس شکستناپذیری میکردند، میکشت. لازم نیست هنگام تماشای سریال این موضوع مدام در ذهن مخاطب باشد، اما فکر کردن به اینکه “ترولر” میتواند استعارهای از آن باشد، بسیار جالب است.»




