نگرانی از خطرات احتمالی برای صحرا کریمی ، کارگردان افغان

“صحرا کریمی” کارگردان افغان همزمان با سقوط دولت افغانستان با ورود مهاجمان طالبان، از جامعه سینما طلب یاری کرد.
طالبان از یکشنبه با ایجاد رعب و وحشت وارد کابل پایتخت افغانستان شده، “اشرف غنی” رئیس جمهور افغانستان پس از دیداری با فرستادگان طالبان در ارگ ، از افغانستان فرار کرد و مردم افغانستان در بهت و ناباوری در مقابل دیدگان جهان به دوران سیاهی سقوط کردند.
این کارگردان در صفحه توییتر خود خطاب به “همه جوامع سینمایی دنیا” مینویسد: “با قلبی شکسته و امیدی عمیق برای شما می نویسم تا در محافظت از مردم نازنینم، به ویژه فیلمسازان در مقابل طالبان به من بپیوندید. مردم ما را قتل عام کردهاند، کودکان بسیاری را ربودهاند، دختران را به عنوان همسر به مردانشان دادهاند.”
کریمی هشدار میدهد: “یک بحران حقوق بشری در جریان است با این حال، دنیا سکوت کرده… [طالبان] هنر را ممنوع خواهد کرد. من و دیگر فیلمسازان ممکن است هدف بعدی آن ها باشیم.”
او در توییتهایی به زبان فارسی نوشته است: “میخواهم هر روز فریاد زنم: های لعنت به روزگار که دنیا و خودی و بیگانه از هر طرف خنجر میزنند؛ که آواره گری، بیخانمانی و در به دری سرنوشت ماست. کشتند، بردند، خوردند و فروختند. ماندیم، تنها، بیپناه، بیامید، بینوید. کابل، تابستان ۱۴۰۰، فصل فروریختنها…”
این فیلمساز در توییتی دیگر میگوید: “تمام شعور مغزی و فکریام را یکجا میکنم که چرا به اینجا رسیدیم! فهم من در درک این وضعیت فلج شده . اینکه دنیا چه راحت پا پس کشید اندوهش نیش دار است؛ نیشاش به مغز چشم آدمی اصابت میکند و برای همیشه کور میکند هر دیده حقیقت طالب و جستجوگر را!” و در جایی دیگر: “تمام راههای رفتن به طرف دنیا و آمدن دنیا به طرف ما بسته است. دنیایی که هر روز پیشرفت و ترقی میکند؛ و مایی که هر ثانیه هر روز به عقب بر میگردیم تا ثابت کنیم هنوز مخلصانه وفاداریم به بربریت، عقبماندگی و در جا زدن و ملتی که قدر داشتن هایش را نداند؛ خداوند از او همه چیز را میگیرد.”
کریمی در سال ۲۰۱۹ بخاطر فیلم “حوا، مریم، عایشه” نامزد جایزه ” افق ها ” در جشنواره ونیز شد.
دل و جان و روح هر انسانی با ذره ای شرف و وجدان و فهم ، بی تاب میلیون ها انسان خواهد بود . انسان هایی که در وحشتِ جان و مال و حرمت انسانی به سر می برد و در آن سوتر کارداشیان ها و بیبر ها و حدید ها ژست بگیرند و پز دهند و هوا و آب و خاک رو به بازی گیرند ، ثروت اندوزی کنند ( از مردم ) و فخر آن را به همان مردمان بفروشند و عده زیادی در سراسر دنیا استارباکس های خود را بنوشند و بنازند که به به ما چقدر مهربانیم ، خیریم ، نگران محیط زیست هستیم و وا مصیبت از مرگ جرج فلوید و حقوق بشر ! اما به سادگی چشم خود را به روی همه آنچه بر یک ملت رنجیده میرود ببندند و لقمه سکوت گیرند ، غافل از اینکه به راحتی ممکن بود جای آن رنجیده از توحش ، خودِ او باشد و محتاج کمک. غافل از این که خطر توحش همه را در هر جای جهان تهدید خواهد کرد.





