
حدود ۱۵۰ سال پیش، جسد بیجان دختر جوان زیبایی از رود سن (Seine) در پاریس بیرون کشیده شد. این دختر ناشناس که گفته میشود با پریدن از پلی خودکشی کرده بود، به سردخانه عمومی پاریس منتقل شد؛ جایی که اجساد ناشناس برای بازدید عموم (و مکابر) به نمایش گذاشته میشدند.
یکی از دستیاران پزشکی که جسد را دید، تحت تأثیر آرامش چهره و زیبایی غمانگیز او قرار گرفت. او قالبساز را فراخواند تا از صورت دختر قالب گچی تهیه کند — شیئی که به «ماسک مرگ» معروف است. بدون توضیح خاصی، ماسک گچی این دختر با لبخندی کمرنگ در اروپا اوایل قرن بیستم بهطور گسترده تولید شد و محبوبیت یافت. هنرمندان، شاعران و اندیشمندان آن را بر دیوار آتلیههای خود آویختند و او را «L’Inconnue de la Seine» — «زن ناشناسِ سن» — نامیدند. این چهره الهامبخش نقاشیها، داستانهای تراژیک عاشقانه و حتی به تعبیر آلبر کامو (Albert Camus) «مونالیزای غرقشده» شد.
برخی تردید دارند که این ماسک واقعاً از صورت زنی غرقشده ساخته شده باشد، زیرا چهره بیش از حد صاف و بینقص است. با این حال، عجیبترین بخش این داستان هنوز در راه است: الهامبخش هنرمندان بوهمیایی بعدها برای جامعه پزشکی کاربردی کاملاً متفاوت پیدا کرد. در اواخر دهه ۱۹۵۰، «زن ناشناسِ سن» تبدیل به چهرهی «CPR Annie» — مشهورترین مانکن آموزش احیای قلبی ریوی (CPR) — شد.
آغاز روزهای CPR – دندههای شکسته و طحال آسیبدیده
در سال ۱۹۵۶، متخصصان بیهوشی پیتر سافار (Peter Safar) و جیمز ایلام (James Elam) در کنفرانسی در کانزاس سیتی (Kansas City, Missouri) با یکدیگر ملاقات کردند. ایلام، سافار را با تکنیک نوین «تهویه دهان به دهان» (Mouth-to-Mouth Ventilation) برای احیای بیماران بیتنفس آشنا کرد.
سافار علاقهمند شد و طی چند سال، این دو سیستم سه مرحلهای شامل خم کردن سر به عقب، ماساژ قلبی، و تنفس دهان به دهان را توسعه دادند که «احیای قلبی ریوی» یا CPR نام گرفت.
برای تمرین این تکنیک جدید، آنها از بیماران در کما (با رضایت خانواده) یا داوطلبان بیهوششده — حتی همکاران خود — استفاده کردند. اما CPR درست و کامل میتواند به اندازهای شدید باشد که استخوان بشکند.
سارا مککرنن (Sarah McKernon)، مدرس ارشد جراحی دهان در بیمارستان دندانپزشکی دانشگاه لیورپول، میگوید: «شما واقعاً زیر دستانتان احساس میکنید که دندهها میشکنند. اینکه آنها روی همدیگر تمرین میکردند و خطر آسیب به طحال و استخوانها را میپذیرفتند، شگفتآور است، اما در آن زمان این یک رویه پذیرفتهشده بود.»
ارتباط با یک سازنده اسباببازی نروژی

بیورن لیند (Bjørn Lind) یکی از تنها ۱۳ متخصص بیهوشی فعال در نروژ بود که در کنفرانسی پزشکی در سال ۱۹۵۸ ارائهی سافار درباره تهویه دهان به دهان را شنید. نروژیها با فرهنگ غنی دریانوردی، همواره به دنبال بهترین روش برای احیای قربانیان غرقشدگی بودند و CPR امیدبخش به نظر میرسید.
در بیمارستان شهر کوچک استاوانگر (Stavanger)، لیند و همکارانش با همان مشکل سافار و ایلام روبهرو شدند: یافتن داوطلبان مناسب برای تمرین و آموزش CPR. لیند حتی یکبار همسر خود را (خوشبختانه بیهوش) برای نمایش CPR انتخاب کرد.
در دهه ۱۹۵۰، یکی از بزرگترین سازندگان اسباببازی در اروپا، شرکت نروژی «لِردال» (Laerdal) بود که در همین شهر فعالیت میکرد. پرفروشترین محصولات لردال، خط کامیونها و ماشینهای پلاستیکی نرم «Tomte» و عروسک بچهای به نام «Anne» بود.
لردال پیشرو در استفاده از پلاستیک نرم بود و بهزودی سفارشهای دیگری یافت: دفاع مدنی نروژ از لردال خواست مدلهای پلاستیکی واقعی از زخمها برای آموزش امدادگران نظامی بسازد. نتیجه، «کیت پرکتوپلاست» (Practoplast) شامل ۳۳ زخم چسبدار همراه با پمپ پخش خون مصنوعی بود.
آزموند لِردال (Åsmund Laerdal)، بنیانگذار شرکت، از طریق صلیب سرخ از فعالیتهای لیند و آمریکاییها در CPR مطلع شد. تنها چند سال پیش، او توانسته بود پسر خردسالش را پس از نزدیک به غرق شدن، احیا کند. این تجربه او را برانگیخت تا به لیند کمک کند: لردال پیشنهاد ساخت یک «آنای» بزرگسال و تمامقد را برای تمرین CPR داد تا هنرجویان بتوانند با امنیت کامل تکنیک جدید را تمرین کنند.
لیند بعدها گفت: «این تماس مسیر حرفهام را تعیین کرد.»
لیند و لردال با همکاری یکدیگر نخستین مانکن آموزشی CPR جهان را ساختند: «رساسی آنه» (Resusci Anne) | Resusci کوتاهشده و شکل تغییر یافتهٔ فعل انگلیسی resuscitate است که ریشهٔ لاتینی به معنی «زنده کردن دوباره / احیا کردن» دارد |. در سال ۱۹۶۰، آنها نمونه اولیه را به آمریکا بردند تا به سافار و آرچر گوردون (Archer Gordon) نشان دهند. به پیشنهاد سافار، فنر فلزی در سینه مانکن تعبیه شد تا تمرین فشارهای قفسه سینه ممکن شود.
مککرنن از اینکه پیشگامان CPR از کشورهای مختلف با یک سازنده اسباببازی نروژی ارتباط برقرار کردند و ایدهی مانکن آموزشی شکل گرفت، شگفتزده است: «احتمال تحقق این دیدار و نتیجهی آن واقعاً خارقالعاده بود.»
«پُربوسهترین چهرهی جهان»
از ابتدا، لردال و لیند تصمیم داشتند مانکن CPR زنانه باشد — چرا که تقریباً همه پزشکان آن زمان مرد بودند و با «نمایش تنفس دهان به دهان» یک مانکن زن احساس راحتی بیشتری داشتند. اما این مانکن زن باید چه شکلی باشد؟
اینجا بخش عجیب داستان است: آزموند لردال زمانی که به خانه بستگانش رفته بود، ماسک مرگ «زن ناشناسِ سن» را دید که بر دیوار آویخته شده بود. او این چهره با لبخند آرام را برای مانکن CPR ایدهآل دانست. با کمی تغییر — از جمله باز کردن اندک لبها و افزودن موی مصنوعی — ماسک دختر فرانسوی قرن نوزدهم به چهرهی «رساسی آنه» تبدیل شد.
امروزه لردال بزرگترین تولیدکننده مانکنهای شبیهسازی پزشکی در جهان است — از مانکنهای CPR در اندازه نوزادان تا شبیهسازهای تعاملی بیمار و مانکنهایی که زایمان میکنند. میلیونها مانکن «Resusci Anne» یا «CPR Annie» در سراسر جهان فروخته و استفاده شده است.
اگر دوره آموزش CPR گذرانده باشید، احتمالاً کمی با «آنه» تماس پیدا کردهاید و شما هم سهمی در این لقب داشتهاید.
جالب است بدانید
مایکل جکسون پس از شرکت در دوره آموزش CPR — جایی که هنرجویان باید از مانکن بپرسند «Annie, are you OK?» (آنه، خوبی؟) — آهنگ «Smooth Criminal» را نوشت.





