دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«استیو»؛ معلمی در مرز فروپاشی و امید در آخرین پناهگاه نوجوانان طردشده

نقد و بررسی فیلم «استیو» (Steve)

فیلم «استیو» (Steve) به کارگردانی تیم میلانتس و با بازی درخشان کیلیان مورفی، روایتی است که در فضای یک مدرسه اصلاحی بریتانیایی در میانه دهه ۱۹۹۰ جریان دارد؛ جایی که «آخرین شانس» برای نوجوانان خشونت‌گرا و محروم، و «پر هزینه‌ترین شکست» برای بدبینان توصیف می‌شود. این اثر که بر اساس رمان Shy نوشته مکس پورتر (که خود فیلمنامه را نیز نوشته است) ساخته شده، میان واقع‌گرایی مستندنما و درامی احساسی حرکت می‌کند. اما نتیجه برای همه یکسان نخواهد بود: برخی آن را ستایشی تلخ‌وشیرین از مهارت «همراه بودن در تاریک‌ترین لحظه‌ها» خواهند دید، و برخی دیگر، یک شمایل‌سازی بیش از حد شیک اما توخالی.

سال ۱۹۹۶ است. مدرسه اصلاحی اِستنتون وود، واقع در عمارتی باشکوه اما رو به زوال، با منابع مالی محدود به کار ادامه می‌دهد. استیو (کیلیان مورفی)، معلم و مدیر این مرکز، سال‌ها از عمرش را صرف کار با پسران نوجوانی کرده که به دلیل خشونت، رفتارهای ضد اجتماعی یا مشکلات خانوادگی از مدارس عادی اخراج شده‌اند.
در این روز پرهرج‌ومرج، سه رویداد اصلی بر هم می‌افتند:

  1. حضور تیم تلویزیونی برای تهیه گزارش که مرز میان تحسین و تخریب را تهدید می‌کند.
  2. اعلام خبر تعطیلی مرکز در شش ماه آینده به دلیل کمبود بودجه.
  3. بحران شخصی دانش‌آموزان و کارکنان، از جمله تمایلات خودکشی یک دانش‌آموز و لغزش یکی از معلمان در مسیر اعتیاد.

استیو که در آغاز روز با آرامش ظاهری شاگردی به نام «شای» را از گوشه یک مزرعه به مدرسه باز می‌گرداند، به‌تدریج با بحرانی روبه‌رو می‌شود که هم کار و هم زندگی شخصی‌اش را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد.

مورفی در نقش استیو، تصویری دوگانه ارائه می‌دهد: از یک‌سو مدیری است که با صبوری و دغدغه واقعی برای نوجوانان، همان «مادر، پرستار، زندانبان، و معلم» در یک قالب، عمل می‌کند، و از سوی دیگر انسانی شکننده که گذشته‌ای تراژیک و زخمی پنهان، او را تا آستانه سقوط پیش می‌برد.

  • تریسی اولمن در نقش «آماندا»، معاون مدرسه، انرژی و شوخ‌طبعی بی‌رحمانه‌ای را ارائه می‌دهد که تلخی کار را کمی تعدیل می‌کند.
  • امیلی واتسون در قالب روانشناس مدرسه، شاهدی است بر تشدید رفتارهای خشونت‌آمیز و بحران‌های روحی بچه‌ها.
  • گروه نوجوانان، هرچند در لبه تیغ کلیشه و تیپ قرار می‌گیرند، گاهی لحظات بامزه و گاهی خشونت غیرقابل مهاری را به نمایش می‌گذارند.

با این حال، همان‌طور که برخی منتقدان اشاره کرده‌اند، فیلم کمتر به «کار واقعی آموزشی و ترمیمی» می‌پردازد و بیشتر روی شلوغی، هیاهو و تنش متمرکز می‌شود؛ گویی که پیوند عاطفی معلمان با بچه‌ها را صرفاً باید «باور کنیم»، نه «ببینیم».

میلانتس سبک مستندنما (وریته) را با دوربین روی‌دست و قاب‌های بسته به‌کار می‌برد تا بیننده را در میانه آشوب نگه دارد. گاهی از بافت تصویری وی‌اچ‌اس برای ترکیب تصاویر تیم تلویزیونی با روایت اصلی استفاده می‌کند.

این ریتم پرتنش، در لحظاتی به اوج می‌رسد، اما به دلیل نگه‌داشتن «ولوم» فیلم روی عدد ۱۱، فرصت برای نفس کشیدن و کشف ظرایف شخصیتی را از مخاطب می‌گیرد. در عین نمایش فضاهای پرجدل مدرسه، کمتر مکثی بر لحظات آرام، موفقیت‌های کوچک یا شکست‌های عمیق شخصیت‌ها دیده می‌شود.

صحنه‌هایی که با یک برداشت بلند، حرکت دوربین در فضای مدرسه را شبیه‌سازی می‌کنند، از نظر فنی چشمگیرند، هرچند برخی جلوه‌های دیجیتال آشکار، کمی از تاثیرشان می‌کاهد.

مضامین و نقاط قوت

فیلم به طور مستقیم به موضوعاتی چون:

  • بقا و تاب‌آوری در محیط‌های آموزشی پرچالش
  • بی‌عدالتی ساختاری در مراقبت از نوجوانان آسیب‌پذیر
  • تعهد فردی در برابر سیستم فرسوده
    اشاره می‌کند.

نقطه قوت «استیو» وقتی است که مارپیچ متقابل زندگی شخصی مربی و نوجوانان را به تصویر می‌کشد؛ جایی که پرسش «چه کسی ناجی است و چه کسی نیازمند نجات؟» رنگی تازه می‌گیرد.

نقاط ضعف

  • غیبت نمایش دقیق فرآیند آموزشی و ترمیمی؛ آموزش بیشتر به یک «مفهوم» تقلیل یافته است تا کنش واقعی.
  • حجم زیاد رویدادها در یک بازه زمانی کوتاه که منجر به شلوغی روایی و کم‌عمقی برخی خطوط داستانی می‌شود.
  • عدم پرداخت جدی به مسائل مهمی که اشاره می‌شوند، مثل طبقه اجتماعی یا نژاد، که می‌توانستند به فیلم بُعد تحلیلی بیشتری بدهند.
  • شخصیت‌پردازی برخی دانش‌آموزان به‌عنوان کلیشه‌های یک‌بُعدی، که پیچیدگی‌های انسانی‌شان را کمتر می‌بینیم.

اما بازی ستارگان:

  • کیلیان مورفی با بازی چندلایه، استیو را نه به‌عنوان یک قدیس بی‌نقص بلکه انسانی پر اشتباه و خسته، اما همچنان مصمم به نشان دادن راه، تصویر می‌کند.
  • اولمن و واتسون مکمل‌های قدرتمند این جهان هستند که نیروی انسانی تیم مدرسه را واقعی می‌سازند.
  • نوجوانان بازیگر، حس آنی و انرژی غیرقابل ‌پیش‌بینی‌ای را وارد صحنه می‌کنند که گاهی کمدی و گاهی تراژیک است.

«استیو» بازگشت نگاهی جدی به ژانر فیلم‌های مدارس اصلاحی بریتانیایی است که سال‌ها مهجور مانده بود. این فیلم، با تمام ضعف‌هایش در عمق‌بخشی به روند آموزش و شخصیت‌پردازی برخی نوجوانان، توانسته لحظاتی تاثیرگذار از تعهد و فرسودگی معلمان، و نبرد روزانه برای حفظ روحیه دانش‌آموزان طردشده را ثبت کند. سبک پرانرژی و اجرای قوی گروه بازیگری ــ به‌ویژه مورفی ــ کمک می‌کند تا مخاطب، حتی در دل هرج‌ومرج، جرقه‌های انسانیت و امید را ببیند.

در نهایت، «استیو» بیش از آن‌که روایتی کامل از موفقیت یک مرکز اصلاحی باشد، پرتره‌ای است از معلمی که در مرز فروپاشی ایستاده و با تمام ضعف‌ها و خشم سرکوب‌شده‌اش، هنوز باور دارد که ارزش دارد، حتی اگر فقط یک روز دیگر، کنار این بچه‌ها بماند.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۲

۶٫۲

متوسط

«استیو» به کارگردانی تیم میلانتس، با بازی کیلیان مورفی، نگاهی تلخ‌وشیرین به یک مدرسه اصلاحی بریتانیایی است؛ جایی که امید، فرسودگی و آشفتگی درهم می‌آمیزند و باقی ماندن، خود یک پیروزی است.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا