«بلندیهای بادگیر» از رویای نوجوانی تا پرده سینما؛ اقتباسی شخصی و جسورانه به کارگردانی امرالد فنل

فیلم سینمایی «Wuthering Heights» (بلندیهای بادگیر)، به کارگردانی و نویسندگی امرالد فنل، فیلمساز سرشناس بریتانیایی و خالق آثاری همچون «Promising Young Woman» و «Saltburn»، در سالنهای سینما به نمایش درآمده است. این اقتباس تازه از شاهکار ادبی امیلی برونته با بازی مارگو رابی در نقش کاترین ارنشاو و جیکوب الوردی در نقش هیثکلیف، محصول استودیو برادران وارنر (Warner Bros. Pictures) است و یکی از مورد انتظارترین فیلمهای سال به شمار میرود.
وسواسی عاشقانه که از نوجوانی آغاز شد
امرالد فنل میگوید رویای ساخت این فیلم از ۱۴ سالگی، یعنی از نخستین باری که رمان «Wuthering Heights» را خواند، در ذهنش شکل گرفته است. او خود را «یک شیفته تمامعیار برونته» توصیف میکند و تأکید دارد: «حتی در میان خواهران برونته، من عاشق امیلی هستم.»
فنل درباره تأثیر عمیق این رمان میگوید: «شگفتی این کتاب در این است که واقعاً به درون آدم نفوذ میکند. برای ما که عاشق این اثر هستیم، هیچچیز دیگری شبیه آن نیست. من هر اقتباسی از این کتاب را تماشا میکنم، چون راههای بیشماری برای بازآفرینیاش وجود دارد. این داستان چنان حماسی، بیزمان و عظیم است که هر چیزی مرتبط با آن، مرا به خود جذب میکند.»
فیلمی برای واکنش جسمی و عاطفی

فنل امیدوار است فیلم تازهاش، همان احساسی را به تماشاگر منتقل کند که خودش هنگام خواندن رمان برای نخستین بار تجربه کرده بود. او توضیح میدهد: «میدانستم میخواهم اثری بسازم که هم واکنش جسمی و هم واکنش عاطفی ایجاد کند.» حتی اگر مخاطب پایان داستان را بداند، تماشای حرکت اجتنابناپذیر کاترین و هیثکلیف به سوی فاجعه همچنان دلخراش است. فنل میگوید: «دانستن پایان، بخشی از وحشت داستان است. همه میدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد و دقیقاً به همین دلیل است که این داستان تا این حد زیبا و ویرانگر است.»
وفاداری به روح رمان و دیالوگهای برونته
یکی از دغدغههای اصلی فنل در فرآیند اقتباس، حفظ یگانگی و ساختارشکنی رمان بوده است. او «Wuthering Heights» را یک داستان عاشقانه میداند، اما عشقی بسیار پیچیده و چندلایه. فنل تلاش کرده فیلمش از نظر احساسی «خواهر» رمان باشد؛ اثری خام، حسی و گاه ناخوشایند.
او با تأکید ویژه بر دیالوگهای امیلی برونته میگوید: «اعترافات عاشقانه در این کتاب بهطرزی متعالی زیبا هستند. تا جایی که ممکن بود، نخواستم از آنچه برونته نوشته منحرف شوم. این فیلم اقتباسی از احساسی است که کتاب در من برانگیخت و به همین دلیل اثری بسیار شخصی است.»
درسهایی از فرآیند اقتباس
فنل اذعان میکند که بزرگترین درس فرآیند اقتباس این بود که یک فیلم هرگز نمیتواند دقیقاً تجربه خواندن کتاب را بازتولید کند. بنابراین بهجای تقلید موبهمو، تصمیم گرفت جهانی بسازد که تفسیر یک خواننده، یک دختر، از رمان باشد؛ تفسیری که در آن آرزوهای برآوردهنشده هم جایی دارند و لطفی که گاه بخشیده و گاه دریغ شده است.
او میگوید: «امیدوارم این فیلم هم در برابر مقام امیلی برونته سر تعظیم فرود آورد و هم اعترافی باشد به آنچه معنای حس کردن عمیق اثر دیگری است.»
جهانسازی گوتیک و زنانه؛ فراتر از کلیشههای درام تاریخی
«Wuthering Heights» نخستین فیلم تاریخیِ رسمی فنل محسوب میشود، هرچند او یادآوری میکند که «Saltburn» هم به نوعی درام تاریخی بود. فنل عمداً از کلیشههای رایج این ژانر فاصله گرفته و بهجای بازسازی دقیق تاریخی، جهانی اکسپرسیونیستی و احساسمحور خلق کرده است.
او توضیح میدهد: «خواستم به همان حسی برگردم که در ۱۴ سالگی داشتم؛ اینکه این جهان چه بویی میداد، چه مزهای داشت و چه احساسی منتقل میکرد. اگر همه قبول داریم که داریم فیلم میسازیم و مقداری تعلیق باور وجود دارد، پس این جهان گوتیک زنانه باید چه شکلی داشته باشد؟»
فنل از درامهای تاریخی «بازیگوش» و جسورانه دفاع میکند و به آثاری مانند اقتباس آندریا آرنولد از «Wuthering Heights»، فیلم «Marie Antoinette» ساخته سوفیا کاپولا و سریال «The Great» اشاره میکند: «دیگر قانون ثابتی برای ساخت اقتباس وجود ندارد. هرچه خلاقانهتر و آزادتر، بهتر.»
هدایت بازیگران؛ جذابیت در تاریکی

امرالد فنل در توضیح شیوه کارگردانیاش با مارگو رابی و جیکوب الوردی، به ویژگی بنیادین نگاه امیلی برونته اشاره میکند: «برونته بهطرز رادیکالی فرااخلاقی است. او از هرگونه موضعگیری اخلاقی سر باز زد و همین، کتابش را تا این حد ساختارشکن کرد.»
بر همین اساس، در هدایت بازیگران، هدف این بود که جنبههای منفی شخصیتها هیجانانگیز و جذاب به نظر برسند. دمدمیمزاجی کاترین باید فریبنده و بیرحمیاش باید وسوسهانگیز باشد. درباره هیثکلیف، فنل میگوید: «باید همیشه به یاد داشته باشیم که هیچکس جز کاترین او را دوست نداشته است. وقتی تنها نور زندگی کسی خاموش شود، هر کاری که انجام دهد، ریشه در همین حقیقت دردناک دارد.»
راز ماندگاری عشق کاترین و هیثکلیف
فنل معتقد است هر عشق بزرگی از دو نیروی برابر تشکیل شده؛ درست مانند رومئو و ژولیت. کاترین و هیثکلیف هر دو انفجاری و ویرانگرند و جذابیتشان در همین ترکیب مرگبار نهفته است. او از الگوی ریچارد برتون و الیزابت تیلور بهعنوان نمونهای از این نیروی دوگانه جذب و دفع یاد میکند.
فنل تأکید دارد: «هیچ بحثی درباره هیثکلیف بدون کاترین و هیچ بحثی درباره کاترین بدون هیثکلیف معنا ندارد. محور اصلی کتاب همین است: “من هیثکلیف هستم. او بیشتر از خودم، خودِ من است.” فکر میکنم آنچه مردم را مجذوب میکند، ایده یافتن کسی است که حتی زشتترین و نفرتانگیزترین بخشهای وجودت را دوست داشته باشد. این همان جستوجویی است که همه ما در آن هستیم.»
نلی دین؛ نه شرور، بلکه زنی زیر فشار

در رمان اصلی، نلی دین راوی داستان است، اما در فیلم فنل او به شخصیتی فعال و تأثیرگذار بدل شده است. این نقش را هونگ چاو با بازی درخشانش ایفا میکند.
فنل با اشاره به پژوهشی مشهور با عنوان «نلی دین شرور واقعی بلندیهای بادگیر است»، میگوید شخصاً با این دیدگاه موافق نیست: «در جهان گوتیک، قهرمان و شرور مطلق وجود ندارد. نلی زنی است با قدرت بسیار محدود که تحت فشار شدید، تلاش میکند مانند یک خواهر بزرگتر عاقل و دلسوز عمل کند و زندگی را برای همه قابلتحملتر سازد.»
او همچنین تأکید میکند که نشان دادن رابطه پیچیده عشق و نفرتی که میان «خواهران» وجود دارد، بخش مهمی از فیلم بوده است: «همه شخصیتهای این فیلم با دو نیروی متضاد دستوپنجه نرم میکنند؛ یکی خودخواهانه و دیگری انسانی. نبرد همیشگی میان این دو انگیزه، جوهره داستان است.»
پروژه رویایی بعدی؛ «The Tenant of Wildfell Hall»
امرالد فنل در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد اقتباس دیگری از آثار خواهران برونته بسازد کدام را انتخاب میکند، بدون لحظهای تردید پاسخ میدهد: «The Tenant of Wildfell Hall»؛ رمانی از آن برونته که به نظر میرسد رویای بعدی این فیلمساز جاهطلب و برونتهدوست باشد.
فیلم «Wuthering Heights» هماکنون در سالنهای سینما در حال اکران است و با توجه به نام امرالد فنل، حضور ستارههایی چون مارگو رابی، جیکوب الوردی و هونگ چاو و اعتبار ادبی رمان امیلی برونته، یکی از پربحثترین آثار سینمایی فصل به شمار میرود.





