راز طراحی خانه مرموز «The Housemaid»؛ وقتی لوکسِ آرام به کابوس بدل میشود

یکی از دلایل موفقیت چشمگیر فیلم «The Housemaid» در گیشه جهانی، ساختاری است که نهتنها تماشای دوباره را پاداش میدهد، بلکه عملاً آن را الزامی میکند. اقتباس پاول فیگ از رمان پرفروش فریدا مکفادن، با فیلمنامه پرپیچوخم ربکا ساننشاین، درست در میانه داستان مسیر خود را تغییر میدهد و فاش میکند مردی که تا آن لحظه «همسر ایدهآل» به نظر میرسید (با بازی برندن اسکلنر) در واقع جامعهستیزی خشن و آزارگر است؛ افشایی که باعث میشود تمام اتفاقات نیمه اول فیلم، در بازبینی دوم معنایی کاملاً متفاوت پیدا کنند.
همین چرخش روایی، چالشی غیرمعمول برای الیزابت جونز طراح صحنه و پیج میچل دکوراتور فیلم ایجاد کرد؛ آنها باید خانهای را طراحی میکردند — عمارت «وینچستر» که بخش عمده داستان در آن میگذرد — که در نگاه اول دعوتکننده و مجلل باشد، اما در بازنگری، تهدیدآمیز و شوم جلوه کند. جونز میگوید: «ایده کلی این بود: اگر نانسی مایرز یک فیلم ترسناک میساخت، نتیجه چه میشد؟ «لوکسِ آرام» نقطه شروع ما بود، اما میخواستیم آن را به سطحی نگرانکنندهتر ببریم.»
به گفته میچل، کلید کار کاشت سرنخهای ظریف در محیط بود؛ نشانههایی که تاریکی پنهان زیر سطح را لو میدهند: «وقتی برای اولین بار وارد خانه میشوید، فضاها سفید و مینیمالاند، اما هرچه جلوتر میرویم، اشیای عجیبتری وارد قاب میشوند.»

جونز اضافه میکند که رنگ بهطور هدفمند برای فضاهای خصوصیتر، مانند اتاق نمایش خانگی همسر آشفته، نگه داشته شده است: «در فضاهای عمومی رنگ را محدود کردیم، اما هرچه عمیقتر وارد خانه میشوید، قرمزهای تیره ظاهر میشوند.»
این دو از همان ابتدا درباره اینکه خانه چگونه شخصیت ساکنانش را افشا کند، گفتوگو داشتند. میچل با اشاره به چراغی از ماریا پرگای در اتاق خواب زوج اصلی میگوید: «در نگاه اول یک چراغ نقرهای زیباست، اما اگر دقیق شوید، از شاخ گوزن ساخته شده و کیفیتی شوم پیدا میکند.» بسیاری از وسایل طوری انتخاب شدهاند که «به نظر برسد فقط یک فرد ثروتمند میتواند مالکشان باشد — اما ثروتمندی که چیزی در او درست نیست.»
جونز میگوید: «در تماشای اول، همهچیز هماهنگ و شیک است؛ اما اگر نزدیک شوید، زشتی پنهانی در همهچیز وجود دارد.» این ایده حتی انتخاب آثار هنری خانه را شکل داد؛ آثاری که بهگفته جونز، نگاه واقعی شوهر به زنان را بازتاب میدهند: «پر از ایستراگ بود. هرجا میتوانستیم، خشونت علیه زنان را نشان میدادیم — درباره نگاه مردانه زیاد حرف زدیم.»
میچل توضیح میدهد: «میخواستیم نشان دهیم او زنان را انسان نمیبیند، بلکه ابژهای برای لذت و کنترل میداند.» برای صحنهای طولانی بین شخصیت اسکلنر و سیدنی سوئینی در اتاق نمایش، میچل اثری را برگزید که خرگوش پلیبوی را در قالب عروس نشان میدهد: «نشانهای از اینکه عروس برای او یک شیء قابل مالکیت است.»
از آنجا که بیشتر فیلم در خانه وینچستر میگذرد، یافتن لوکیشن مناسب حیاتی بود. جونز میگوید آنها ۷۵ تا ۱۰۰ خانه را بررسی کردند و به دنبال عمارتی بودند که مثل رمانهایی چون «Jane Eyre» و «Rebecca»، خودش یک شخصیت باشد. در نهایت به خانهای رسیدند که در یک آگهی قدیمی Zillow پیدا شد و حتی باعث تغییراتی در فیلمنامه شد.
جونز فاش میکند: «در نسخه اولیه، قرار بود اندرو از بالکن به پایین هل داده شود. اما وقتی راهپله مارپیچ را دیدیم، تهیهکننده گفت: ‹میشود از پلهها پرتاش کرد›.» پاول فیگ از ایده استقبال کرد و پس از تستهای بدلکاری، پایان فیلم بازنویسی شد تا به صحنه مرگ پرهیجان و رضایتبخش فعلی برسد.
رویکرد «هرچه بیشتر، بهتر» فیگ یکی از لذتبخشترین بخشهای همکاری برای تیم طراحی بود. جونز میگوید: «خیلی کم پیش میآمد بگوید: ‹خانمها، زیادهروی نکنید›.» میچل هم یادآور میشود وقتی پیشنهاد کاغذدیواری مار برای حمام را دادند، نگران واکنش فیگ بود، اما پاسخ همیشه این بود: «نه، نه، ادامه بدهید.»
او میافزاید: «این آزادی باعث شد از کلیشه اجاره وسایل تکراری فاصله بگیریم؛ وقتی فضا برای بازی هست، دنیای بصری فیلم جان میگیرد.»
با چنین دقتی در طراحی، «The Housemaid» نهتنها در روایت، که در جزئیات بصری هم تماشاگر را به بازبینی دعوت میکند؛ جایی که هر زیباییِ آرام، در بار دوم، نشانی از تهدید است.





