رستاخیزهای ماتریکس به فروش صد میلیون دلاری رسید

فیلم رستاخیزهای ماتریکس ( The Matrix Resurrections ) موفق شد تا در سطح جهانی به فروش ۱۰۰ میلیون دلاری برسد …
فیلم رستاخیزهای ماتریکس (The Matrix Resurrections) به صورت همزمان در سینما و سرویس اچبیاو مکس عرضه شده است. این فیلم توانسته تا در این آخر هفته، به فروش جهانی ۱۰۰ میلیون دلاری دست پیدا کند.
طبق گزارشات، بودجه فیلم رستاخیزهای ماتریکس حدود ۱۹۰ میلیون دلار است. این فیلم با نقدهای متفاوتی از سوی منتقدان روبهرو شده و نتوانسته تا عملکرد خوبی در گیشه داشته باشد. عرضه همزمان این فیلم روی سرویس آنلاین اچبیاو مکس احتمالا تاثیری منفی روی فروش آن در سینماها داشته است.
این تاثیر منفی در فیلم گودزیلا در برابر کونگ (Godzilla vs. Kong) و تلماسه (Dune) نیز دیده شده است. از همین رو، کمپانی برادران وارنر تصمیم گرفته تا استراتژی عرضه همزمان برای فیلمهای خود را در سال ۲۰۲۲ میلادی کنار بگذارد. در عوض، فیلمهای این کمپانی پس از بازه یک ماهه یا دو ماهه اکران در سینماها، به سرویس آنلاین خواهند آمد.
به عنوان مثال، فیلم بتمن (The Batman)، پس از اکران ۴۵ روزه در سینماها، روی سرویس آنلاین اچبیاو مکس عرضه خواهد شد. فیلم رستاخیزهای ماتریکس، با احتساب فروش این آخر هفته خود، به فروش جهانی ۱۰۶ میلیون دلاری دست یافته است. با این حال، به نظر میرسد که عملکرد این فیلم در گیشه بسیار ضعیف است.
البته، عرضه همزمان آن تاثیر قابل توجهی در فروش آن داشته است. با این حال، هنوز این فیلم در چین به اکران در نیامده است. چین، بزرگترین بازار برای آثار سینمایی به شمار میرود. آثاری که با سیاستها و قانونهای کشور چین تضادی نداشته باشند، میتوانند در این بازار بزرگ، فروش بسیار خوبی داشته باشند.
از همین رو، میتوان امید داشت که اکران فیلم رستاخیزهای ماتریکس در چین، فروش آن را بیشتر کند. سه فیلم قبلی مجموعه ماتریکس، به فروش جهانی ۱٫۵ میلیارد دلاری دست یافته بودند. فیلم رستاخیزهای ماتریکس را لانا واچوفسکی (Lana Wachowski) بدون خواهرش کارگردانی کرده است.
منبع: کولایدر / گیمفا






نظر شما راجب ماتریکس ها چیه، من هیچ کدوم رو ندیدم و تازه میخام ببینم
اولیش جالب بود
خصوصا همون سال ، اون موقع فیلم دیدن هم مثل الان ساده نبود و دیدن اون سطح جلوه ویژه و اون طرز روایت داستان واقعا عالی بود.
دومین فیلم هم بد نبود ، اما سومی فضای کسل کننده ای داشت.
چهارمی هم به سبب پیشرفت تلکنولوژی چشمگیر بود اما پس زمینه ( نه خود داستان – المان هایی که سعی ارن در بخش ضمیر ناخودگاه مخاطب ارائه بدن ) ، ملال اور شد برای همین نصفشو دیدم