سوفی تاچر از «Yellowjackets» تا «Her Private Hell»: «نمیخواهم در قالب هیچکس دیگری جا بگیرم»

سوفی تاچر، بازیگر ۲۵ ساله سریال «Yellowjackets»، پس از پایان فیلمبرداری فصل آخر این مجموعه، زندگیاش را میان موسیقی، نقشهای نامتعارف و خانهای روستایی در شمال ایالت نیویورک تقسیم کرده است. او میگوید از فضای همهجا حاضر صنعت سرگرمی در لسآنجلس خسته شده بود و حالا میخواهد مسیر حرفهایاش را با انتخابهایی شخصی و متفاوت پیش ببرد.
تاچر زمانی که در نیکولز کنیون لسآنجلس زندگی میکرد، هنگام جستوجوی خانه در اینترنت به یک خانه مزرعهای متعلق به دهه ۱۸۵۰ در شمال ایالت نیویورک برخورد. این خانه حدود ۴ هزار کیلومتر از لسآنجلس فاصله داشت، اما همان چیزی بود که او میخواست. بازیگر «Yellowjackets» با پرواز به نیویورک رفت، خانه را دید و همان لحظه تصمیم گرفت آن را بخرد. او حالا همراه خواهر دوقلویش، دوستپسر خواهرش و دوستپسر خودش در آنجا زندگی میکند؛ ترکیبی که خودش با خنده آن را «کمی عجیب» توصیف میکند.
او گفت: «گاهی تکانشی عمل میکنم، اما دیگر نمیتوانستم لسآنجلس را تحمل کنم. احساس میکردم هیچ راهی برای فرار از صنعت وجود ندارد؛ انگار با بیلبوردهای بازیگرانی که میشناختم احاطه شده بودم. اینجا حس میکنم نمیتواند از آن فضا دورتر باشد. انگار دنیای فانتزی خودم را ساختهام.»
تاچر پس از پایان کارش در فصل نهایی «Yellowjackets»، سه روز را در خانه تازهاش صرف ساخت موسیقی کرده است. او سال گذشته یک مینیآلبوم منتشر کرد و موسیقی را مهمترین علاقهاش میداند، اما در بازیگری نیز مسیر خاص خود را دنبال میکند؛ مسیری دور از انتخابهای معمول و قابل پیشبینی هالیوود.
او بهتازگی با فیلم «Her Private Hell» به کارگردانی نیکلاس ویندینگ رفن، فیلمساز دانمارکی، روی پرده رفته است. تاچر در این تریلر هنری و رازآلود نقش یک ستاره جوانِ پریشان را بازی میکند که در کلانشهری آیندهنگر و مهآلود، زیر سایه یک قاتل زنجیرهای مرموز به نام «لدرمن» گرفتار شده است. واکنش منتقدان به فیلم یکدست نبوده؛ برخی از تصاویر رؤیاگونه و بازی پرتنش تاچر تمجید کردهاند و برخی دیگر، روایت فیلم را مبهم و دشوار دانستهاند. اما خود تاچر هیچ تردیدی درباره تجربهاش ندارد.
او سه ماه حضور در کپنهاگ برای ساخت این فیلم را «رضایتبخشترین تجربه هنری» کارنامهاش توصیف کرد و گفت: «تقریباً حس میکردم این کار چیزی غیر از بازیگری است؛ مثل یک نسخه عجیب از پرفورمنسآرت.»
تاچر طی چند سال گذشته به جای طراحی حسابشده مسیر شهرت، از پروژهای نامتعارف به پروژهای دیگر رفته است؛ از «Heretic»، تریلر مذهبی سال ۲۰۲۴ که در آن مقابل هیو گرانت نقش یک مبلغ مورمون ربودهشده را ایفا کرد، تا «Companion»، تریلر علمیتخیلی سال ۲۰۲۵ که او را در نقش دوستدختر رباتیک و خطرناک شخصیت جک کواید قرار داد. «Her Private Hell» نیز در نخستین نمایش خود در جشنواره کن، برای تاچر تشویق ایستاده ۱۲ دقیقهای به همراه داشت.
او درباره نوع شخصیتهایی که دوست دارد روی پرده ببیند، گفت: «فقط میخواهم آدمهای عجیب بیشتری شبیه خودم را روی پرده ببینم. میخواهم صدایی برای آدمهای بیرون از جریان معمول باشم.» تاچر به جای تصویر کلیشهای دختر معصوم و بیدردسر، خود را بازیگری میبیند که به شخصیتهای ناآرام، غریب و خارج از عرف نزدیکتر است.
علاقه او به اجرا از کودکی آغاز شد. تاچر گمان میکند نخستین حضورش روی صحنه، در چهار سالگی و در نقش یکی از مانچکینها در اجرای محلی «The Wizard of Oz» بوده است. نخستین تجربه حرفهای او نیز در ۱۰ سالگی و با نمایش «The Secret Garden» در تئاتری در اوانستون رقم خورد. خودش میگوید در آن سن، «۱۰ ساله بودم، اما انگار ۳۰ سال داشتم.»
تاچر تا ۱۲ سالگی تقریباً به همان اندازه که در مدرسه حضور داشت، روی صحنه تئاتر هم کار میکرد و در اجراهای شیکاگو از جمله «Our Town»، «Oliver!»، «Seussical» و نقش اصلی «The Diary of Anne Frank» در تئاتر رایترز حضور یافت. او از آن دوران گفت: «با زنهای بزرگتر در اتاق گریم بزرگ شدم. به داستانهایشان و شنیدن حرفهایشان درباره ازدواج خیلی علاقه داشتم، اما نمیتوانستم با کسی در مدرسه ارتباط بگیرم. مدرسه خستهکننده بود و بچههای همسن من هم خستهکننده بودند.»
او در خانوادهای مورمون بزرگ شد، اما حدود ۱۲ سالگی از این آیین فاصله گرفت؛ همزمان با جدایی پدر و مادرش. تاچر که پدرش وکیل و مادرش معلم پیانو است، ترجیح میداد یکشنبهها به جای رفتن به کلیسا، در اجراهای بعدازظهر تئاتر روی صحنه باشد. او گفت: «کلیسا همیشه درباره پیدا کردن شوهر و رفتن به مأموریت بود. احساس محدودیت و فشار میکردم. حس میکردم درست نیست.»
نخستین فرصت مهم سینمایی تاچر در ۱۷ سالگی، با فیلم مستقل علمیتخیلی «Prospect» به دست آمد. او برای تست بازیگری به همراه مادرش به سیاتل رفت تا مقابل پدرو پاسکال، که آن زمان هنوز چهرهای شناختهشده نبود، تست شیمی بازیگری بدهد. تاچر پس از پایان تست تصور میکرد کارش خراب شده و حتی گریه کرده بود، اما یک ساعت بعد خبر رسید که نقش را گرفته است.
با این همه، نقش ناتالی در «Yellowjackets» بود که نام او را بیش از پیش مطرح کرد. تاچر در این سریال نقش نسخه نوجوان ناتالی را بازی کرد؛ دختری سرکش و سیگاری که پس از سقوط هواپیما، همراه اعضای تیم فوتبال دبیرستانش در طبیعت کانادا گرفتار میشود؛ گروهی که برای زنده ماندن به آدمخواری روی میآورند. این نقش شامل دویدن، درگیری، شکار، بالا رفتن و صحنههای دشوار فیزیکی بود، اما برای تاچر معنایی فراتر از یک تجربه کاری داشت.
او گفت: «ناتالی خود من است. او دهه ۲۰ زندگیام را شکل داد و کمکم کرد اعتمادبهنفس پیدا کنم. سختترین بخش خداحافظی با آن سریال این است که هیچوقت اینقدر به یک شخصیت عشق نورزیده بودم.»
تاچر پیش از انتخاب ژولیت لوئیس برای نقش ناتالی بزرگسال در خط زمانی معاصر سریال، به پروژه پیوسته بود؛ با این حال، برای ساختن صدای شخصیت از بازی لوئیس الهام گرفت. او گفت: «صدای من بمتر است و همینطور که الآن حرف میزنم صحبت میکنم، اما قطعاً صدای ژولیت را اجرا میکردم. البته من و ژولیت روحیههای مشابهی داریم؛ برای همین، بعد از رفتن او از سریال، ادامه دادن این شخصیت به تنهایی سخت بود.»
موفقیت «Yellowjackets» درهای زیادی را به روی تاچر باز کرد، اما او اغلب به سراغ مسیرهای ساده نرفت. او در سه قسمت از «The Book of Boba Fett» نقش رهبر یک گروه موتورسوار تقویتشده سایبرنتیکی را ایفا کرد و بعدها در فیلم «The Boogeyman» نیز نقش اصلی را بر عهده داشت. با این حال، انتخابهای جدید او بیشتر به پروژههای مستقل و جسورانه نزدیک بودهاند.
تاچر درباره نقش مبلغ مورمون در «Heretic» گفت: «خودم بودم با یک اسم دیگر؛ انگار نسخهای از من بود که اگر در کلیسا میماند.» اما بازی در «Companion» برایش چالش متفاوتی داشت. او ابتدا تصور میکرد شخصیت دوستدختر رباتیک، بیش از اندازه شبیه دختر همسایه و دور از شخصیت خودش است: «اول فکر میکردم نقش برای من زیادی معمولی است. با خودم میگفتم نمیتوانم خودم را در آن ببینم.» او زمانی نظرش تغییر کرد که شخصیت را با حالوهوای سینمای موج نوی فرانسه تصور کرد: «او بیزمان است و من این ویژگی را دوست دارم.»
فیلم «Her Private Hell» برای تاچر گام دیگری به سوی فضای سوررئال و تجربهگرا بود. نیکلاس ویندینگ رفن، که به نورپردازیهای اغراقشده، نماهای طولانی، فضای مهآلود و روایتهای کند و رمزآلود شهرت دارد، نخستین فیلم بلندش در ۱۰ سال گذشته را پس از «The Neon Demon» ساخته است. تاچر درباره این تجربه گفت: «سوررئالترین تجربه زندگیام بود. حس یک رؤیا را داشت؛ انگار در رؤیا زندگی میکردم و وارد حالتی شبیه خلسه شده بودم.»
رفن نیز تاچر را بازیگری «بسیار شهودی» و «از نظر احساسی پرانرژی» توصیف کرده و معتقد است او موهبتی دارد که دوربین را به سویش جذب میکند؛ ویژگیای که به گفته کارگردان، ماده اولیه ساخت ستارههای سینماست. با این حال، رفن اشاره کرده که تاچر گاهی برای ثابت ایستادن در برداشتهای متعدد، بهویژه تا ۱۵ برداشت پیاپی، با دشواری روبهرو میشد. او گفت این تمرین برای بازیگر تازه بود، اما در نهایت تاچر زیبایی این نگاه را دریافت؛ اینکه گاهی «کمتر، بیشتر است.»
تاچر در ادامه قرار است در اقتباس جنیفر کنت، کارگردان «The Babadook»، از «The Girl Who Was Plugged In» و همچنین فیلم مستقل «Peaches» بازی کند. او در کنار بازیگری، قصد دارد آلبوم دیگری بسازد و در آینده کارگردانی را هم تجربه کند.
خانه مزرعهای شمال ایالت نیویورک، در حال حاضر مرکز این زندگی تازه است؛ جایی که تاچر با خواهر دوقلویش، که انیماتور استاپموشن است، و شریکهای عاطفیشان زندگی میکند و میان گیتارها، کیبوردها و تجهیزات ضبط موسیقی پراکنده در خانه کار میکند. دوستپسر تاچر که در نیویورک با او آشنا شده، در صنعت سرگرمی فعالیتی ندارد و این دقیقاً همان چیزی است که او میخواهد. تاچر با لبخند گفت وقتی مشغول مرور فیلمنامه است، او گاهی از کنارش رد میشود و میپرسد: «داری اسلایدهایت را مرور میکنی؟»
تاچر در پنج سال گذشته از سقوط هواپیما در «Yellowjackets» جان به در برده، ذهن یک ربات قاتل را کاویده، در «Heretic» گرفتار شخصیت هیو گرانت شده و حالا از دل یک فیلم هنری دانمارکی نزدیک به دو ساعته بیرون آمده است. او میگوید شاید همین بیبرنامگی ظاهری، راز مسیر حرفهایاش باشد: «فکر میکنم تا اینجا رسیدهام چون کار خودم را انجام دادهام. به کاری که میکنم خیلی مطمئنم و تلاش نمیکنم در قالب هیچکس دیگری جا بگیرم.»





