قسمت ۱۲ سریال Yabani وحشی

قسمت ۱۲ سریال Yabani وحشی ، اثری درام،عاشقانه با داستانی از خیابان تا عمارت و هنرنمایی بازیگران محبوب سیمای بارلاس و خالد اوزور ساری …
قسمت ۱۲ سریال Yabani وحشی که تیزر آن را می توان به طور کامل از این لینک تماشا کرد ؛ تحولات به حدی چالش انگیز خواهند بود که اینبار یامان به شدت تحت الشعاع قرار میگیرد و البته حقایقی که افشا خواهند شد از مورد انتظارترین نکته قسمت جدید است ، سه شنبه ۷ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۲۰ به وقت محلی از فاکس ترکیه پخش خواهد شد .
تیزر قسمت ۱۲ را می توان از این لینک تماشا کرد
تیزر دوم قسمت ۱۲ را می توان از این لینک تماشا کرد
هفته ای که گذشته سریال تازه نهم شد. ( بررسی ریتینگ روزانه )
- اولین جزئیات از سریال «Ölene Kadar» با بازی «ابراهیم چلیککول»
- هانده آتازی از روند فعلی رابطه عاشقانه خود راضیست
- امیر بندرلی اوغلو به گروه بازیگران «Teşkilat» پیوست
اما آنچه در قسمت قبلی ( یازدهم ) دیدیم :
یامان و آلاز با عجله چاغلا را در آخرین لحظه به بیمارستان می برند. نسلیهان و سرهان وقتی دخترانشان را در آن حالت می بینند از درد می لرزند. گوون در آخرین لحظه نقشه سرهان را خنثی کرد و توانست اوموت را نجات دهد. اکنون وظیفه جدید او جمع آوری و حمایت از خانواده ای است که از درد چاغلا از هم پاشیده است.
در حالی که اشرف به خانه خانواده روزگار یورش می برد، سرهان به پلیس اطلاع می دهد. همه دنبال روزگار می گردند. نقشه فرار روزگار با تعقیب پلیس خنثی می شود. روزگار که نمی تواند از خانواده اش کمک بگیرد، تنها یک مکان برای رفتن دارد.
در حالی که رویا سعی می کند درد جدایی را به خاک بسپارد و از یامان حمایت کند، عاصی نیز از آلاز حمایت می کند. اما مهار دو جوان عصبانی سخت است. یامان و آلاز که به دوستان خود برای یافتن روزگار اطلاع می دهند، از طرف های مختلف وارد عمل می شوند. این بر عهده پدرشان خواهد بود که جلوی این دو فرزند را بگیرد. روزگار ابتدا از دست یامان و سپس آلاز نجات می یابد، در حالی که او ناامیدانه فکر می کند که آزادی خود را در مکانی که در آن پناه گرفته است خواهد یافت، تصمیمی که می گیرد او را به مشکل بزرگتری می اندازد.
نسلیهان دخترش را از بیمارستان بیرون آورد و به خانه برد. تمام خانواده برای حمایت از چاغلا گرد هم می آیند. در حالی که چاغلا تلاش می کند با توجه خانواده اش بهبود یابد، ذهن جسور نیز مشغول چاغلا است. او یک درخواست کوچک از رویا می کند. رویا با این فکر که خانواده در عمارت هستند، به دیدن چاغلا می رود. اما او با شگفتیای روبرو می شود که هرگز انتظارش را نداشت.
یامان و آلاز سرنخی از روزگار پیدا میکنند که به دنبال آن هستند… اما این سرنخ دو برادر را به داستانی تاریک هدایت میکند که باید با آن روبه رو شوند.










