قسمت ۱۲۰ سریال شربت زغال اخته Kizilcik Serbeti

قسمت ۱۲۰ سریال شربت زغال اخته Kızılcık Şerbeti ، چهارمین فصل درامی با هنرنمایی ستارگانی محبوبی چون سیلا ترکاوغلو ، باریش کیلیچ ، اِوریم آلاسیا …
قسمت ۱۲۰ سریال شربت زغال اخته Kızılcık Şerbeti که تیزر آن را می توانید از این لینک به طور کامل مشاهده نمایید ، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت محلی از شو تی وی پخش خواهد شد؛
در میانه جشن، دعوای شدید بین فاتح و دوستپسر قبلی باشاک اوضاع را متشنج میکند. کیویلجیم که از این رسوایی به شدت عصبانی است، خشمش را سر عمر خالی میکند، اما عمر این رفتارها را از روی حسادت میداند. در این میان، همه نگرانند که آیا باده فرزندش را به دنیا خواهد آورد یا نه، اما سونمز خانم با اطمینان میگوید که باده این کار را میکند. کنجکاوی درباره رابطه آسیل و نورسما نیز بالا گرفته است. از سوی دیگر، فشار خانواده روی باشاک بیشتر میشود تا بابت اتفاقات پیش آمده عذرخواهی کند و سالکیم خانم هم نقش مهمی در این بیقراریها دارد.
ربات دریافت از شبکههای اجتماعی
هفته ای که گذشت سریال ششم شد. ( بررسی ریتینگ روزانه )
اما آنچه در قسمت قبلی ( صد و نوزدهم ) شاهد آن بودیم …
باشاک در ابتدا روبهرو شدن با دوستپسر سابقش را چندان جدی نمیگیرد، اما تکرار این مواجههها او را بهتدریج مضطرب و نگران میکند. این موضوع آرامش روحی باشاک را بر هم میزند و به یکی از دغدغههای اصلی او تبدیل میشود. در همین حال، عبدالله با کنجکاوی درباره گذشته اصیل تحقیق میکند و به حقیقتی غیرمنتظره میرسد. او این کشف را ابتدا با فاتح در میان میگذارد و سپس از آسوده میپرسد که آیا از این موضوع خبر داشته یا نه؛ پرسشی که میتواند روابط میان آنها را وارد مرحلهای تازه کند.
از سوی دیگر، سالقیم کمکم در زندگی همه اعضای خانه دخالت میکند. این رفتار بیش از همه باشاک را آزار میدهد و او صریحاً نارضایتیاش را بیان میکند. کیولجیم اگرچه تمایلی به این کار ندارد، اما در نهایت زیر فشار اطرافیان میپذیرد برای پسرش مراسم جشن ختنهسوران برگزار کند. برنامهریزی این مراسم به عهده سالکیم و باده گذاشته میشود. همزمان، نیلای با اجازه عبدالله تصمیم میگیرد به همراه مادرش برای افتتاح یک فروشگاه هدیه اقدام کند.
در خط داستانی دیگر، رابطه چیمن و امیر بار دیگر به دلیل دخالتهای سالکیم دچار بحران میشود. آنها به این نتیجه میرسند که صرفِ عاشق بودن برای ادامه یک رابطه کافی نیست. در نهایت، جشن پسر عمر و کیولجیم همه شخصیتها را دور هم جمع میکند؛ شبی که قرار بود شاد باشد، اما با اعترافاتی تکاندهنده، ابتدا از سوی باده و سپس از جانب باشاک، به شبی پرتنش و فراموشنشدنی تبدیل میشود.








