قسمت ۲ سریال Aşk ve Taht (عشق و تخت)

قسمت ۲ سریال Aşk ve Taht (عشق و تخت)، سریالی مهیج، تاریخی و تاحدی حماسی که جایگیزینی برای قیام عثمان و اورهان آتیوی با بازی آکین آکینوزو و سیمای بارلاس است …
قسمت ۲ سریال Aşk ve Taht (عشق و تخت) که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از کانال استار پخش خواهد شد … ؛ علاءالدین که میخواهد بداند دستینا چرا به او حمله کرده، با پاسخی غیرمنتظره مواجه میشود؛ دستینا او را دشمن خود میپندارد. در حالی که دستینا به عنوان یک مجرم به قصر برده میشود، ملیک خاتون زودتر از همه خطر را در چشمان او میبیند. در حالی که همه فکر میکردند علاءالدین خیلی زود دشمنانش را میکشد، با واکنش غیرمنتظره او مواجه میشوند. علاءالدین میخواهد دستینا در کاخ سلجوقی زندگی کند. مواجهه دستینا با “اوموهان خاتون” نیز بسیار خشن و سرد خواهد بود. از طرف دیگر، ملیک خاتون میخواهد بداند دلیل زنده نگه داشته شدن دستینا توسط علاءالدین چیست؟ و وقتی همه متوجه جایگاه و اهمیت دستینا میشوند، علاءالدین برای گرهگشایی از این ماجرا، پیشنهاد ازدواج با دستینا را مطرح میکند.
سریال «عشق و تخت» در جایگاه سوم قرار گرفت ( بررسی ریتینگ روزانه )
- اوزان گوون شایعات قدیمی درباره مریم اوزرلی را به صحنه تئاتر برد
- تمرین فصل دوم سریال «زیرزمین» برگزار شد؛ اسماعیل حاجیاوعلو و شوکران اووالی به جمع بازیگران پیوستند
اما آنچه در قسمت قبلی ( ۱ ) شاهدش بودیم …
علاءالدین بهدلیل خیانت مادرش و همچنین اتابکی که او را همچون پدر میدانست، به زندان افکنده میشود و هشت سال تمام را در دل تاریکی و پشت دیوارهای سرد سیاهچال سپری میکند. در تمام این سالها، دو رویا او را زنده نگه میدارند: یکی دختر زیبایی با چشمان سبز و موهای طلایی که زمانی در آستانه مرگ دست او را گرفته و نجاتش داده بود، و دیگری تخت سلجوقی که میراث پدرش است.
پس از هشت سال، درِ زندان در لحظهای غیرمنتظره به روی او گشوده میشود. مردی که روبهرویش میایستد آیابا است؛ کسی که یکی از مهمترین حسابهای ناتمام گذشته علاءالدین به او مربوط میشود. در حالی که علاءالدین تصور میکند آیابا برای گرفتن جانش آمده، سرنوشت ورق میخورد و حقیقتی بزرگ آشکار میشود: صاحب جدید تخت سلجوقی، خود علاءالدین است.
خبر به تخت نشستن علاءالدین کیقباد، نهتنها قونیه بلکه کالونوروس (آلانیا) را نیز تکان میدهد. برای پرنسس دستینا، این خبر معنایی کاملاً متفاوت دارد. او سالهاست مرد مرموزی را که بیآنکه هویتش را بداند زمانی بر زندگیاش اثر گذاشته، از یاد نبرده است. دستینا که میخواهد سلطان جدید را با چشم خود ببیند، هویتش را پنهان میکند و راهی قونیه میشود.
در قونیه، با بازگشت علاءالدین، پرونده حسابهای قدیمی یکییکی دوباره باز میشود. ملک جلالالدین، برادر او که چشم به تخت دوخته، دست به کار میشود و برای رسیدن به قدرت نقشه میکشد. از سوی دیگر، برای اومموهان خاتون، مادر علاءالدین که در به زندان افتادن او نقش داشته، زمان پاسخگویی نزدیک شده است.
وقتی علاءالدین با شکوه و جلال وارد قونیه میشود، دستینا در میان جمعیت او را میبیند و دنیایش زیر و رو میشود. مردی که سالها در قلبش پنهان کرده و دشمنی که همیشه از او نفرت داشته، یک نفر هستند: سلطان علاءالدین کیقباد. رویای دستینا در یک لحظه به کابوس تبدیل میشود. در همین حال، علاءالدین هنوز در جستوجوی صاحب همان چشمان سبزی است که سالها تصویرش را در زندان با خود داشته است.
اما آزمون علاءالدین تنها به عشق ختم نمیشود. برای آنکه بتواند جایگاهش را روی تخت حفظ کند، شرطی غیرمنتظره پیش پایش گذاشته میشود: ازدواج با دخترعمویش، ملیکه هوما خاتون. حالا او باید میان احساسات درونیاش و ضرورتهای قدرت، تصمیمی سخت بگیرد.
در حالی که علاءالدین نخستین گامهای سلطنتش را برمیدارد، نبردی بزرگ نهفقط در اطراف تخت، بلکه در درون کاخ نیز آغاز میشود. حسابهای قدیمی، اتحادهای پنهانی و بازیهایی که در حرمسرا شکل میگیرند، عشق، خانواده و قدرت را به شکلی پیچیده در هم گره میزنند. در این میان، در سایهها نیز نقشهای خطرناک برای از میان برداشتن سلطان جدید از مدتها قبل طراحی شده است.
قسمت اول «عشق و تخت» با ترکیبی از خیانت، بازگشت، جاهطلبی، عشق ناتمام و توطئههای درباری، آغازی باشکوه و پرکشش برای این سریال تاریخی رقم میزند؛ سریالی که از همان ابتدا مخاطب را با پرسشهای مهمی روبهرو میکند:
آیا علاءالدین زن رویاهایش را خواهد شناخت؟
دستینا با این حقیقت که مرد محبوبش اکنون دشمن اوست، چه خواهد کرد؟
آیا علاءالدین برای حفظ تاج و تخت، با ملیکه هوما خاتون ازدواج میکند؟
و نخستین خیانت در نبرد بر سر قدرت، از سوی چه کسی رقم خواهد خورد؟






